شعر سعدی – تن آدمی شریف است به جان آدمیت

شعر سعدی – تن آدمی شریف است به جان آدمیت

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر سعدی – تن آدمی شریف است به جان آدمیت
  •  

    شعر سعدی - تن آدمی شریف است به جان آدمیت

    شعر سعدی – تن آدمی شریف است به جان آدمیت

     

    تن آدمی شریف است به جان آدمیت

    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

    اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

    چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

    خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت

    حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

    به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد

    که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

    مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی

    که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

    اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد

    همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

    بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

    طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت

    به در آی تا ببینی طیران آدمیت

    نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

    هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

     

    کلمات کلیدی : آدمی آدمیت آدمیت آدمیت آی از است اسیر اگر این باش باشد باشی ببینی بمیرد بنگر به بگوید بیان بینی تا تن تو جان جایی جز جهان جهل حد حقیقت حیوان خبر خدا خشم خواب خور در درنده‌خویی دهان دیدی دیو دیوار رسد ره روان ز زبان زنده زیباست سخن سعدی شریف شعر شغبست شنیدیم شهوت شهوت طبیعتت طیران ظلمت عمر فرشته فضل لباس ماندی مرغ مقام مکان مگر میان نبودی نبیند ندارد نشان نصیحت نقش نه هم همه همین و وگرنه پای‌بند چشم چه کردم که گفتم گوش

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر سعدی – تن آدمی شریف است به جان آدمیت”

    دیدگاه ها بسته شده اند.