شعر شفیعی کدکنی – در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شفیعی کدکنی – در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست
  •  

    شعر شفیعی کدکنی - در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست

    شعر شفیعی کدکنی – در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست

     

    در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست

    جایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیست

    اشکم که به دنبال تو آواره ی شوقم

    یارای سفر با تو و رای وطنم نیست

    این لحظه چو باران فرو ریخته از برگ

    صد گونه سخن هست و مجال سخنم نیست

    بدرود تو را انجمنی گرد تو جمع اند

    بیرون ز خودم راه در آن انجمنم نیست

    دل می تپدم باز درین لحظه ی دیدار

    دیدار ‚ چه دیدار ؟ که جان در بدنم نیست

    بدرود و سفر خوش به تو آنجا که رهاییست

    من بسته ی دامم ره بیرون شدنم نیست

    در ساحل آن شهر تو خوش زی که من اینجا

    راهی به جز از سوختن و ساختنم نیست

    تا باز کجا موج به ساحل رسد آن روز

    روزی که نشانی ز من الا سخنم نیست

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شفیعی کدکنی – در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }