شعر شفیعی کدکنی – غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شفیعی کدکنی – غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم
  •  

    شعر شفیعی کدکنی - غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم

    شعر شفیعی کدکنی – غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم

     

    غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم

    چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم ؟

    این همه خاطر آشفته و مجموعه ی رنج

    یادگاری ست کزان زلف پریشان دارم

    به هواداری ات ای پاک نسیم سحری

    شور و آشفتگی گرد بیابان دارم

    مگذر ای خاطره ی او ز کنارم مگذر

    موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم

    خار خشکم مزن ای برق به جانم آتش

    که هنوز آرزوی بوسه ی باران دارم

    غنچه آسا نشوم خیره به خورشید سحر

    من که با عطر غمت سر به گریبان دارم

    شمع سوزانم و روشن بود از آغازم

    که من سوخته سامان چه به پایان دارم

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شفیعی کدکنی – غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم”

    دیدگاه ها بسته شده اند.