جدیدترین مطالب امروز

شعر شهریار – نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر شهریار - نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

شعر شهریار – نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

 

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سال‌ها اما

چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

چو بلبل نغمه‌خوانم تا تو چون گل پاکدامانی

حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت

تمنای وصالم نیست عشق من بگیر از من

به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته‌ام تا چند گیرد با اجل کشتی

بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت

چه شبهائی که چون سایه خزیدم پای قصر تو

به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست

امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت

به شعرت “شهریارا” بیدلان تا عشق میورزند

نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر شهریار – نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت”