شعر شاملو – این است عطر خاکستری

شعر شاملو – این است عطر خاکستری

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شاملو – این است عطر خاکستری
  •  

    شعر شاملو - این است عطر خاکستری

    شعر شاملو – این است عطر خاکستری

     

    احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود.

    این است عطر خاکستری هوای که از نزدیکی صبح سخن می گوید
    زمین آبستن روزی دیگر است
    این است زمزمه سپیده
    این است آفتاب که بر می آید
    تک تک ، ستاره ها آب می شوند
    و شب
    بریده بریده
    به سایه های خرد تجزیه می شود
    و در پس هر چیز
    پناهی می جوید
    و نسیم خنک بامدادی
    چونان نوازشی ست

    عشق ما دهکده ای که هرگز به خواب نمی رود
    نه به شبان و
    نه به روز
    و جنبش و شور حیات
    یک دم در آن فرو نمی نشیند
    هنگام آن است که دندان ها تو را
    در بوسه ئی طولانی
    چون شیری گرم
    بنوشم

    تا دست تو را به دست آرم
    از کدامین کوه می بایدم گذشت
    تا بگذرم
    از کدامین صحرا
    از کدامین دریا می بایدم گذشت
    تا بگذرم
    روزی که این چنین به زیبایی آغاز می شود
    به هنگامی که آخرین کلمات تاریک غم نامه ی گذشته را با شبی
    که در گذر است به فراموشی ی باد شبانه سپرده ام
    از برای آن نیست که در حسرت تو بگذرد
    تو باد و شکوفه و میوه ی، ای همه ی فصول من
    بر من چنان چون سالی بگذر
    تا جاودانگی را آغاز کنم

    احمد شاملو

     

    کلمات کلیدی : ( ) ، آب آبستن آخرین آذر آرم از آغاز آفتاب آن آید تک ئی احمد از است است این الف ام از انقلاب ای ایران ایرانی این با باد بامداد بامدادی چونان بایدم بر برای بریده به بنیان‌گذاران به بود بوسه بگذر تا بگذرد تو بگذرم از بگذرم روزی تا تاریک تجزیه تو تک جاودانگی جنبش جوید و حسرت حیات یک خاکستری خاکستری خرد خنک خواب دبیران در دریا دست دم دندان دهکده دیگر را را در رود نه روز و روزنامه‌نگار، روزی زمزمه زیبایی سالی سایه ست ستاره سخن سپرده سپیده این شاعر، شاملو شب بریده شبان شبانه شبی که شعر شود به شود و شور شوند و شکوفه شیری صبح صبح، صحرا از طولانی چون عشق عطر غم فراموشی فرهنگ‌نویس فرو فصول ما متخلص مترجم، مرداد من من بر می میوه نامه نزدیکی نسیم نشیند هنگام نمی نوازشی نویسنده، نویسندگان نیست ها های هر هرگز همه هنگامی هوای و و نه پس پژوهشگر، پیش چنان چنین چون چیز پناهی کانون کدامین کلمات کنم که کوه گذر گذشت تا گذشته گرم بنوشم گوید زمین ی ی، یا

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شاملو – این است عطر خاکستری”

    دیدگاه ها بسته شده اند.