شعر سیاوش کسرایی – آوازی از پنجره ماه

شعر سیاوش کسرایی – آوازی از پنجره ماه

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر سیاوش کسرایی – آوازی از پنجره ماه
  •  

    شعر سیاوش کسرایی - آوازی از پنجره ماه

    شعر سیاوش کسرایی – آوازی از پنجره ماه

     

    سیاوش کسرایی (5 اسفند 1305 هشت بهشت اصفهان – 19 بهمن 1374 وین) از شاعران و فعالان سیاسی معاصر ایران است. وی سرودن شعر را از جوانی آغاز کرد. شاهکار او منظومه آرش کمانگیر است.وی در سال ۱۳۷۴ به دلیل بیماری قلبی در وین، پایتخت اتریش در سن ۶۹ سالگی بر اثر بیماری ذات الریه زندگی را بدرود گفت و در گورستان مرکزی وین (بخش هنرمندان)به خاک سپرده شد .

    آدم
    ای رفته از بهشت
    ای مانده در زمین
    عریان و پک و بکره و تفته مانده ام
    هانم برشو و ببین
    تا اوج قله هاش همه خواهش است و بس
    این سینه ها در آرزوی باروز شدن
    وین ساقه های سنگ ستم می کشند سخت
    از جان خشک خویش و غم بی ثمر شدن
    دیری است یاوه مانده و بی تاب و بی قرار
    نه خنده می زنم
    نه گریه می کنم
    بگرفته در گلوی من آواز چشمه سار
    بی ککل گیاه هوس بی نسیم عشق
    بی حاصل است مزرعه سبز ماهتاب
    بیهوده است جنبش گهواره های موج
    بی رونق است جلوه ایینه های آب
    بر گونه های من
    شط گیسوان خویش پریشان نمی کند
    وین آسمان خشک
    بسته است در نگاهم و باران نمی کند
    در هر کران من
    خالی است جای تو
    اینجا نشان معجزه دستهات نیست
    اینجا نشان معجزه دستهات نیست
    اینجا نشانه نیست هم از جای پای تو
    تنها نمی تپد دل من از جدایی ات
    شب را ستاره هاست
    زین زردگونه ها
    آدم
    کوته مکن نوازش دست خدایی ات
    شبها در آسمان
    در این حرمسرای نه سلطانش از ازل
    چشم هزار اختر دیگر به سوی توست
    وین پچ پچ همیشگی دختران بام
    در هر کنارگوشه همه گفتگوی توست
    آدم
    بیرون شو از زمین
    چونان که از بهشت
    تو دستکار رنجی و پرورده امید
    راحت بنه! گریز دگر کن ز سرنوشت
    حوا هووی پکدل آفرینش است
    با او بیا به راه
    با او بیا که عشق دهان وکند به شعر
    کاو از او ز پنجره ماه دلکش است

     

    کلمات کلیدی : ( (بخش آب بر آدم ای آرزوی آرش آسمان آسمان در آغاز آفرینش آواز آوازی ات شب ات شبها اتریش اثر اختر از ازل چشم است است با استوی اسفند اصفهان الریه ام هانم امید راحت او اوج ایران این ایینه باران باروز بام در ببین تا بدرود بر برشو بس این بنه به بهشت بهشت ای بهشت تو بهمن بکره بی بیا بیماری تاب تفته تو اینجا تو تنها توست آدم بیرون توست وین تپد ثمر جان جای جدایی جلوه جنبش جوانی حاصل حرمسرای خاک خدایی خشک خشک بسته خنده خواهش خویش دختران در دست دستهات دستکار دل دلکش دلیل دهان دگر دیگر ذات را راه با رفته رنجی رونق ز زردگونه زمین عریان زمین چونان زندگی زنم نه سار بی ساقه سال سالگی سبز ستاره ستم سخت از سرنوشت حوا سرودن سلطانش سن سنگ سوی سپرده سیاسی سیاوش سینه شاعران شاهکار شد شدن دیری شدن وین شعر شعر کاو شو عشق عشق بی غم فعالان قرار نه قلبی قله مانده ماه ماه ماهتاب بیهوده مرکزی مزرعه معاصر معجزه من من خالی من شط منظومه موج بی مکن می نسیم نشان نشانه نمی نه نوازش نگاهم نیست نیست اینجا ها ها آدم کوته هاست زین هاش های هر هزار هشت هم همه همیشگی هنرمندان)به هوس هووی و وکند وی وین وین) وین، پای پایتخت پرورده پریشان پنجره پچ پک پکدل چشمه کران کرد کسرایی کشند کمانگیر کن کنارگوشه کند در کند وین کنم بگرفته که ککل گریز گریه گفت گفتگوی گلوی گهواره گورستان گونه گیاه گیسوان یاوه

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر سیاوش کسرایی – آوازی از پنجره ماه”

    دیدگاه ها بسته شده اند.