شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی

شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی
  •  

    شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی

    شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی

     

    آسمان دیده ام ابری شده
    شانه ای کو؟ تا بگریم زار زار

    رعد و برق بی پناهی می زند
    روی تکرار سکوتی مرگبار

    پرتو نوری مرا دعوت نمود
    تا که اسرار دلم تبعید شد

    کنج یک مخروبه متروکه ای
    حکم توقیف دلم تمدید شد

    در زمستانی که می آید ز راه
    یک نفر از شهرتان خواهد گذشت

    آسمان دیده اش ابری شده
    خسته پا،دامن کشان ،خواهد گذشت

     

    کلمات کلیدی : ،خواهد آسمان آید ابری از اسرار اش ام ای ای حکم برق بلوکی بگریم بی تا تبعید تمدید توقیف تکرار خواهد دامن در دعوت دلم دیده راه یک رعد ز زار زار زمستانی زند روی سکوتی شد شده خسته شده شانه شش شعر شهرتان فریبا متروکه مخروبه مرا مرگبار می نفر نمود تا نوری و پا،دامن پرتو پناهی کشان کنج که کو؟ گذشت گذشت یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر دامن کشان از فریبا شش بلوکی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.