شعر طعم پاییز – احمدرضا احمدی

شعر طعم پاییز – احمدرضا احمدی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر طعم پاییز – احمدرضا احمدی
  •  

    شعر طعم پاییز - احمدرضا احمدی

    شعر طعم پاییز – احمدرضا احمدی

     

    از هر لیوانی که آب نوشیدم
    طعم لبان تو و پاییزی
    که تو در آن به جا ماندی به یادم بود
    فراموشی پس از فراموشی
    امّا
    چرا طعم لبان تو و پاییزی که تو در آن
    گم شدی در خانه مانده بود ؟

    ما سرانجام توانستیم
    پاییز را از تقویم جدا کنیم
    امّا
    طعم لبان تو بر همه لیوانها و بشقابها
    حک شده بود
    لیوانها و بشقابها را از خانه بیرون بردم
    کنار گندمها دفن کردم

    تو در آستانه در ایستاده بودی
    تو در محاصره لیوانها و بشقابها مانده بودی
    گیسوان تو سفید
    امّا
    لبان تو هنوز جوان بود

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر طعم پاییز – احمدرضا احمدی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.