شعر سنگ قبر

شعر سنگ قبر

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر سنگ قبر
  •  

    شعر سنگ قبر

    شعر سنگ قبر

     

    آن گنج نهان در دل خانه پدرم
    هم تاج سرم بود همی بال وپرم بود
    هر جا که زمن نام و نشانی طلبیدند
    آوازه نامش سند معتبرم بود

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    قلبم شده رنجور زهجر تو مادر
    فکرم شده اینگونه پریشان تو مادر
    هر لحظه کنم آرزوی روی تو افسوس
    دستم شده کوته زدامان تو مادر

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    مادرم فردا که زهرا پا به محشر می نهد
    در صف خدمتگزارانش ترا جا می دهد
    باز ان جا هم مرام مادری را پیشه گیر
    جان مولا پیش زهرا دست ما را هم بگیر

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    در چمن هر ورقی دفتر حال دگر است
    حیف باشد که زکار همه غافل باشی
    نقد عمرت ببرد غصه دنیا بگزاف
    گر شب وروز دراین قصه مشکل باشی
    گرچه راهی است پر از بیم ز ما تا بر دوست
    رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    مادرم ای رفته در خوابی دراز
    یاس هایت توی ایوان گشته باز
    گرچه گلهایت همه تنها شدند
    با شقایق های آن دنیا بساز

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    مادر گمان مبر زخیال تو غافلم
    گر مانده ام خموش خدا داند و دلم

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    در گلستان ادب اموزگارم مادر است

    بعد رب العالمین پروردگارم مادر است
    من که شاگرد دبیرستان عشق مادرم

    اولین معشوق من در روزگار مادر است

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    گل های بهشت سایبانت مادر

    یک دسته ستاره ارمغانت مادر
    دیگر چه کسی چشم به راهم باشد

    قربان نگاه مهربانت مادر

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    قلبم شده رنجور ز هجران تو مادر

    فکرم شده این گونه پریشان تو مادر

    هرروز کنم ارزوی روی تو افسوس

    دستم شده کوتاه ز دامان تو مادر

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    این گوهر گم گشته به دنیا پدرم بود

    محبوب همه  یار همه تاج سرم بود
    هرجا که زمن نام ونشانی طلبیدند

    اوازه همه نامش سند معتبرم بود

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    آن کس که مرا روح وروان بود پدر بود

    ان کس که مرا فخر زمان بود پدرم بود
    افسوس که رفت از سرم آن سایه رحمت

    آن کس که برایم نگران بود پدرم بود

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    پدر جان یاد آن شب ها که ما را شمع جان بودی

    میان نا امیدی ها چراغ جاودان بودی
    برایت زندگی کردن اگرچه رنج وسختی بود

    بنازم همتت بابا صبور و مهربان بودی

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    باورم نیست پدر رفتی وخاموش شدی

    ترک ما کردی وبا خاک هم آغوش شدی
    خانه را نوری اگر بود ز رخسار تو بود

    ای چراغ دل ما از چه تو خاموش شدی

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    عزیزخفته در خاکم گل باغ دلم بودی

    درخشان گوهر پاکم چراغ محفلم بودی
    کجا یابم دگر چون تو اگر گرد جهان گردم

    تو را ای نازنین دختر که یار وهمدمم بودی

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    دلا دیدی که آن فرزانه فرزند

    چه دید اندر خم این طاق رنگین
    به جای لوح سیمین در کنارش

    فلک بر سر نهادش لوح سنگین

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    افتابی در جهان تابید رفت

    عمر کوتاهش جهان دید ورفت
    هیچ کس از دست او رنجش نداشت

    از چه رو از دست ما رنجید و رفت

    ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥

    فلک آخر ربودی گوهر یکدانه ما را

    بگو بر ما چرا بردی تو ان دردانه ما را
    ندانم از چه رو کردی شعار خویش گل چیدن

    گل ما را چیدی و برهم زدی گلخانه ما را

     

    کلمات کلیدی : آخر آرزوی آسان آغوش آن ادب ار ارزوی ارمغانت از است است است حیف است من افتابی افسوس افسوس دستم العالمین ام اموزگارم امیدی ان اندر او اوازه اولین اگر اگرچه ای این اینگونه ایوان بابا باز گرچه باشد باشد باشی باشی نقد باشی گرچه باغ بال باورم ببرد بر برایم بردی برهم بساز بعد بنازم به بهشت بود بود بود افسوس بود هر بود هرجا بودی بودی برایت بودی کجا بگزاف گر بگو بگیر بیم تا تابید تاج ترا ترک تنها تو توی جا جان جاودان جای جهان حال خاموش خانه خاک خاکم خدا خدمتگزارانش خم خموش خوابی خویش دامان داند دبیرستان دختر در دراز یاس دراین درخشان دردانه دست دستم دسته دفتر دل دلا دلم دلم دنیا دهد باز دوست رفتن دگر دید دیدی را را را ندانم راهم راهی رب ربودی رحمت رخسار رفت رفت رفته رفتی رنج رنجش رنجور رنجید رنگین به رو روح روزگار روی ز زخیال زدامان زدی زمان زمن زندگی زهجر زهرا زکار سایبانت سایه ستاره سر سرم سند سنگ سنگین سیمین شاگرد شب شدند با شده شدی شدی خانه شعار شعر شقایق شمع صبور صف طاق طلبیدند طلبیدند آوازه عزیزخفته عشق عمر عمرت غافل غافلم گر غصه فخر فردا فرزانه فرزند فلک فکرم قبر قبر♥♥♥♥♥♥♥♥ قربان قصه قلبم لحظه لوح ما مادر مادر مادر دیگر مادر فکرم مادر هر مادرم مادرم مادری مانده مبر محبوب محشر محفلم مرا مرام مشکل معتبرم معشوق من منزل مهربان مهربانت مولا می میان نا نازنین نام نامش نداشت نشانی نهادش نهان نهد در نوری نگاه نگران نیست ها های هایت هجران هر هرروز هم همتت همه همه  همی و واقف وبا وخاموش ورفت هیچ ورقی وروان وروز وسختی ونشانی وهمدمم وپرم پا پاکم پدر پدرم پدرم هم پر پروردگارم پریشان پیش پیشه چرا چراغ چشم چمن چه چون چیدن چیدی کردن کردی کس کسی کنارش کنم که کوتاه کوتاهش کوته گرد گردم گشته گل گلخانه گلستان گلهایت گم گمان گنج گونه گوهر گیر جان یابم یاد یار یک یکدانه ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر سنگ قبر”

    دیدگاه ها بسته شده اند.