شعر ساز طرب عشق از عراقی

شعر ساز طرب عشق از عراقی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر ساز طرب عشق از عراقی
  •  

    شعر ساز طرب عشق از عراقی

    شعر ساز طرب عشق از عراقی

     

    شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. وی درسال ۶۸۶یا ۶۸۸ هجری قمری درحدود سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت. از آثار او می‌توان علاوه بردیوان اشعار به مثنوی عشاق‌نامه و کتاب لمعات اشاره کرد.

    ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟

    کز زخمهٔ آن نه فلک اندر تک و تاز است

    آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص

    خود جان و جهان نغمهٔ آن پرده‌نواز است

    عالم چو صدایی است ازین پرده، که داند

    کین راه چه پرده است و درین پرده چه راز است؟

    رازی است درین پرده، گر آن را بشناسی

    دانی که حقیقت ز چه دربند مجاز است؟

    معلوم کنی کز چه سبب خاطر محمود

    پیوسته پریشان سر زلف ایاز است؟

    محتاج نیاز دل عشاق چرا شد

    حسن رخ خوبان، که همه مایهٔ ناز است؟

    عشق است که هر دم به دگر رنگ برآید

    ناز است بجایی و یه یک جای نیاز است

    در صورت عاشق چو درآید همه سوزاست

    در کسوت معشوق چو آید همه ساز است

    زان شعله که از روی بتان حسن برافروخت

    قسم دل عشاق همه سوز و گداز است

    راهی است ره عشق، به غایت خوش و نزدیک

    هر ره که جزین است همه دور و دراز است

    مستی، که خراب ره عشق است، درین ره

    خواب خوش مستیش همه عین نماز است

    در صومعه چون راه ندادند مرا دوش

    رفتم به در میکده، دیدم که فراز است

    از میکده آواز برآمد که: عراقی

    در باز تو خود را، که در میکده باز است

     

    کلمات کلیدی : آثار آمد آن آواز آورد آید ابراهیم از ازین است است است، است؟ اشاره اشعار اطراف اندر او اوایل ایاز ایرانی، باز بتان بجایی برآمد برآید برافروخت بردیوان بزرگمهر بشناسی بلندآوازهٔ بن به تاز تو تک جان جای جزین جهان حسن حقیقت خاطر خراب خواب خوبان، خود خوش داند داند دانی در درآید دراز دربند درحدود درسال درین دل دم دمشق دنیا دهی دور دوش دگر دیدم را را، راز رازی راه راهی رخ رفتم رقص رنگ ره ره روی ز زان زخمه، زخمهٔ زلف ساز سالگی سبب سر سن سوز سوزاست شاعر شد شعر شعله شیخ صدایی صورت صومعه طرب عارف عاشق عالم عراقی عراقی عراقی، عشاق عشاق‌نامه عشق عشق، علاوه عین غایت فخرالّدین فراز فلک قرن قسم قمری لمعات مایهٔ متخلص مثنوی مجاز محتاج محمود مرا مستی، مستیش معشوق معلوم میکده میکده، می‌توان ناز نامی ندادند نزدیک نغمهٔ نماز نه نیاز هجری هر هشتاد هفتم همدان همه همه، و وفات وی پرده پرده، پرده‌نواز پریشان پیوسته چرا چه چو چون کتاب کرد کز کسوت کنی که کین گداز گر یا یافت یه یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر ساز طرب عشق از عراقی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.