دعای چشم زخم

دعای چشم زخم

مجموعه: اختصاصی, دینی و مذهبی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • دعای چشم زخم
  •  

    دعای چشم زخم

    دعای چشم زخم قوی

    در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.

    چشم زخم در قرآن

    سحر چشم

    سحر و جادو از توانمندی‌های ذاتی بشر است و انسان‌ها می‌توانند به اعتدال ذاتی و غیر اکتسابی به این توانایی به صورت فعلی دست یابند و یا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندی ذاتی خویش را در این زمینه آشکار سازند.

    در داستانی که قرآن درباره مردم بابل گزارش می‌کند به مسأله وجود سحر و تعلیم آن به کمک دو فرشته الهی به نام هاروت و ماروت اشاره می‌نماید. در این داستان که در سوره بقره آمده به خوبی تبیین و تحلیل می‌گردد که سحر و جادو قابل تعلیم و آموزش است و کارکردهای بسیاری دارد و می‌تواند امری مثبت و سازنده و یا منفی و زیان‌بار باشد.

    انسان این استعداد و توانمندی را به طور ذاتی دارا می‌باشد که از عناصر فرامادی استفاده کند و یا ابزارهای مادی را در امور فرامادی به کار گیرد در مورد اخیر مراد آن است که شخص می‌تواند از امور مادی چون چشم برای امری معنوی مانند محبت و دشمنی بهره ببرد.

    در داستان سحر جادوگران مصری و مبارزه ایشان با حضرت موسی(علیه السلام) این نکته مورد تاکید قرار می‌گیرد که سحر می‌تواند در چشم و تصرف در آن باشد. از این رو نفوذ جادوی ساحران فرعونی در چشم بنی اسرائیل بوده که موجب وحشت ایشان می‌شود. به این معنا که شخص می‌تواند با اعمالی، در چشم شخص تصرف کند و تأثیرات آن را در جان و روحش ببیند. بنابراین با حرکت طناب‌ها و ریسمان‌ها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان ایشان وحشت و ترس افکنده می‌شود. (اعراف آیه 116)

    کافران مکه نیز در برابر معجزات پیامبر(صلی الله علیه وآله) مدعی بودند که چشمانش در برابر مشاهده گشایش درهای آسمان مسحور شدند و در حقیقت پیامبر در چشمان ایشان تصرف کرده تا نتوانند حقیقت و واقعیت را از خیال جدا کنند. (حجر آیه 14و 15)

    به هر حال شکی نیست که انسان از توانایی خاص و خارق‌العاده ای برخوردار است که موجبات تصرفات فرامادی و فرا طبیعی را فراهم می‌آورد.

    یکی از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است که اگر به گونه آسیب زا و زیان‌بار باشد از آن به چشم زخم یاد می‌شود. چشم زخم به معنای آسیبی است که چشم بد به کسی بزند. (فرهنگ فارسی ج1ص1290)

    برخی مفسران به برخی از آیات در قرآن به این منظور تمسک کرده‌اند که یکی از این موارد آیات 51 و 52 سوره قلم ( و ان یکاد)  است که نظرات مفسران را به خود جلب کرده است. خداوند در این دو آیه می‌فرماید: و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند و می‌گفتند او واقعاً دیوانه‌ای است. حال آنکه [قرآن] جز تذکری برای جهانیان نیست.

    از این آیه برخی معنای چشم زخم را برداشتند. اما عده‌ای دیگر آن را معنایی کنایی و شدت خشم تعبیر کرده‌اند. حتی برخی گفته‌اند که این آیه دلالت بر تضاد رفتاری کفار دارد، یعنی از طرفی با چشم‌های خود به اعجاز نگاه می‌کنند وقتی که قرآن برای آن‌ها خوانده می‌شود مجذوب می‌شوند و پشت سر پیامبر می‌گویند که پیامبر مجنون است.

    قرآن در آیه 67 سوره یوسف به امکان و حقانیت چشم زخم اشاره می‌کند. در این آیه حضرت یعقوب(علیه السلام) به فرزندان خویش فرمان می‌دهد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جایی که فرزندان ده‌گانه ایشان افرادی زیبا و تنومند و جوان بودند از ایشان می‌خواهد برای در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه‌های متعدد وارد شوند تا به چشم نیایند. (المیزان ج11 ص218) بنابراین می‌توان گفت که چشم زخم امری پذیرفته شده در بینش و نگرش قرآنی است.(مجمع‌البیان ج5 و 6 ص380)

    در حقیقت یعقوب(علیه السلام) از چشم زخم مصریان نسبت به فرزندانش دل نگران بود. هر چند که آن حضرت(علیه السلام) بر این نکته تأکید می‌ورزد که قدرت انسان‌های دارای چشم زخم به گونه‌ای است که او نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد مگر آن که اراده الهی به این تعلق گیرد که چشم زخم مردم در ایشان اثر نگذارد.(یوسف/67)

    مهم‌ترین آیه که درباره چشم زخم بدان اشاره می‌شود آیه 51 سوره قلم است که درباره پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) آمده است.

    در این آیه آمده که کافران در تلاش بودند چشم زخمی به پیامبر(صلی الله علیه وآله) برسانند. آنان که از هر راهی تلاش می‌کردند تا آن حضرت را بکشند و یا دعوتش را به تعطیلی بکشانند از ساحران و جادوگران بهره گرفتند تا این کار را انجام دهند. از این رو خداوند می‌فرماید: و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر و یقولون انه لمجنون.

    در این آیه دلیل آنان برای به کارگیری سحر و جادو و چشم زخم آن است که پیامبر را مجنون و جن زده می‌دانستند و این زمانی بود که ذکر یعنی قرآن را شنیده بودند و آن را شگفت انگیز می‌یافتند. گمان بردن به این که کلام آدمی نیست و می‌بایست کلام جنیان باشد و آنان هستند که وی را به بند کشیده و از زبان محمد(صلی الله علیه و آله) سخن می‌گویند. باعث شد تا با به کارگیری سحر و چشم زخم، تلاش کنند وی را بکشند و یا آسیبی به او وارد سازند تا جن تسخیرکننده نیز بمیرد و یا برود.

    واژه زلق در لسان العرب به معنای لغزیدن است و زلق بابصار و لغزیدن به چشم یعنی این که تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامی که داری بلغزانند.(لسان العرب ج6ص70) این مقام همان مسئله ذکر حکیم و قرآن عظیمی بود که آنان را شگفت زده کرده بود و بهترین سخنوران و شاعران کافران در برابرش زانو به زمین زده بودند.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت دلار

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    آیا قطعاً قرآن به مسئله چشم زخم اشاره کرده است ؟

    برای پاسخ به این سؤال  نمی‌توانیم جواب دقیقی بدهیم. برخی مفسران از برخی آیات اجمالاً به این نتیجه رسیده‌اند که به مسئله چشم زخم اشاره شده است.

    غیر از قرآن ما منبع دیگری به عنوان روایات و احادیث هم داریم که برخی روایات مسئله چشم زخم را مورد اشاره قرار داده‌اند و بسیاری از دانشمندان امروزی هم معتقدند که برخی چشم‌ها از یک نیروی مغناطیسی خاصی برخوردارند که می‌تواند مثل اشعه لیزر عمل کند. این مسئله هم از نظر علم و هم نظر عقل قابل قبول است که نیروهای فوق‌العاده ای در برخی اعضای بدن هست که تأثیراتی اعمال می‌کند.

    چشم زخم در روایات

    از نگاه روایی نیز نه تنها منعی در این رابطه وجود ندارد، بلکه روایاتی وجود دارد که بر اساس آن می‌توان گفت مسئله چشم زخم تا حدی قابل قبول است، برای مثال واژه‌هایی مثل رقی به معنای تعویذ و نوشتن دعاهایی برای چشم زخم وجود دارد. واژه  حرز که هر معصومی برای خود حرز دارد.

    در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.

    رفع چشم زخم ، ضد چشم زخم

    رفع چشم زخم

    ساده‌ترین دستور برای رفع چشم زخم خواندن سوره ناس و فلق است. در روایات آمده است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) این سوره‌ها را برای امام حسن و امام حسین به عنوان تعویذ قرائت می‌کرد.

    از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود است : اگر کسی از شما چیزی از برادرش او را متعجب ساخت سه بار  بگویید: ماشاء‌الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در برخی روایات گفته می‌شود که تکبیر بگویید تا تأثیر چشم زخم از بین برود.

    البته نباید از این امر غافل شد که زیاده‌گویی ها در این مسئله بسیار است. در بین توده مردم برخی از این مباحث با خرافات عجین و موجب شده برخی اصل آن را هم انکار کنند.

    اسفند دود کردن و استفاده از مهره‌های آبی برای دور کردن چشم زخم مبنای روایی ندارد، موضوعاتی است که توسط مردم به بحث اضافه شده است. همان‌طور که در احادیث و روایات آمده اصل تأثیر دعا برای دفع چشم زخم قابل انکار نیست، اما باز کردن دکانی برای نوشتن دعا و ادعای دعانویسی به هیچ وجه قابل قبول نیست، میدان دادن به این افراد نیز گناه محسوب می‌شود.

    از دیگر روش‌هایی که قرآن در همین آیه بدان اشاره می‌کند پرهیز از کسانی است که دارای این قدرت هستند و نیز استفاده از شیوه‌هایی است که زمینه‌های چشم زخم را فراهم نمی‌آورد. ظاهر نشدن در برابر شور چشمان یکی از این راه‌هاست.خواندن سوره معوذتین به ویژه سوره فلق یکی دیگر از شیوه‌های پیشگیری و درمان است.

    برخی گفته‌اند که آیه من شر حاسد اذا حسد، شامل عائن یعنی کسی که با چشم آسیب می‌رساند نیز می‌شود؛ زیرا چشم زخم گاه از حسادت نفسانی برمی خیزد. به این معنا که شخص هرگاه در دیگری نعمتی یافت و یا فراوانی نعمتی را مشاهده کرد از روی حسادت می‌کوشد تا آن نعمت از او سلب شود و با شور چشمی می‌کوشد تا آن را از میان بردارد.

    علامه طباطبایی در المیزان می‌نویسد: چشم زخم نوعی از حسد نفسانی است که هنگام مشاهده چیزی که در نظر شور چشم، زیاد و تعجب انگیز است محقق می‌شود. (المیزان ج20 ، ص393)

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت سکه

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    ضد چشم زخم

    وارد شده : آیه و ان یکاد بخوانند، و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده: چون بترسد چشم او در کسى، یا چشم کسى در او، اثر بگذارد، سه مرتبه بگوید :

    ما شآءَاللَّهُ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِ الْعَظیمِ

    آنچه خدا خواست شد، نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

    و وارد شده : هرگاه کسى خود را به شکلى نیکو آراست، وقتى از منزل مى رود دو قل اعوذ [یعنى سوره هاى
    قل اعوز بربّ الفلق
    و
    قل اعوذ بربّ النّاس] بخواند، تا چیزى به اذن اللّه تعالى به او زیان نرساند.

    و نیز براى دفع چشم زخم وارد شده: دستها را برابر صورت بردارد، و سوره هاى حمد و توحید و دو قل اعوذ را بخواند، و دست بر پیشانى بکشد.

    و همچنین دعاى پناه از چشم زخم :

    اَللّهُمَّ رَبَّ مَطَرٍ حابِسٍ وَ حَجَرٍ یابِسٍ وَ لَیْلٍ دامِسٍ وَ رَطْبٍ وَ یابِسٍ رُدَّ عَیْنَ الْعایِنِ عَلَیْهِ فى کَبِدِهِ وَ نَحْرِهِ وَ مالِهِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ

    خدایا اى پروردگار باران زندانى و سنگ خشک و شب تار، و تر و خشک، چشم چشم زن را به خودش بازگردان، در جگر و گلو و دارایى اش، پس بازگردان دیده را، آیا مى بینى شکافى؟ ، سپس دیده را دوباره بازگردان.
    دیده به سویت باز مى گردد ناتوان و درمانده

    دعای پناهی دیگر :

    اَللّهُمَّ ذَا السُّلْطانِ الْعَظیمِ وَالْمَنِّ الْقَدیمِ وَالْوَجْهِ الْکَریمِ ذَا الْکَلِماتِ التّامّاتِ وَالدَّعَواتِ المُسْتَجابات عافِ فُلاناً مِنْ اَنْفُسِ الْجِنِّ وَ اَعْیُنِ الاِْنْسِ

    خدایا صاحب سلطنت بزرگ، و احسان دیرینه، و جلوه کریم، دارنده کلمات کامل، و دعاهاى مستجاب، فلان را از نفس هاى جنّ و چشم هاى انس، سلامت کامل بخش

    این دعایى است که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله براى حسنین علیهما السّلام خواند، و به اصحاب خود فرمود: زنها و اولاد خود را با این کلمات پناه دهید.

    دعاى پناه چشم زخم براى حیوانات و غیر آنها :

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ الْعَظیمِ عَبَسَ عابِسٍ وَ شَهابَ قابسٍ حَجَرَ یابِسٍ رَدَدْتُ عَیْنَالعایِنِ عَلَیْهِ مِنْ رَأسِهِ اِلى قَدَمَیْهِ اَخَذَ عَیْناهُ قابِضٌ بِکِلاهُ وَ عَلى جارِهِ وَاَقارِبِهِ جِلْدُهُ دَقیقٌ وَ دَمُهُ رَقیقٌ وَ بابُ الْمَکْرُوهِ تَلیقُ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ

    به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى اش همیشگى است، به نام خداى بزرگ، بر ترش رویى ترش رو، و آتش فروزان، و سنگ سخت، برگرداندم چشم چشم زن را، از سر تا به پایش، بگیرد دو چشم او را گیرنده اى با همه نگاهش، و بر همسایه و خویشانش، پوستش نازک، خونش رقیق، در ناخوشایند سزاوار او، پس بازگردان چشم را، آیا شکافى مى بینى؟ سپس چشم او دوباره بازگردان چشم به سوى تو باز مى گردد خسته و ناتوان

     

    کلمات کلیدی : از ( (اعراف (المیزان (حجر (فرهنگ ) ) کافران [قرآن] [یعنى ، ؟ آبی آتش آدمی آراست، آزار آسمان آسیب آسیبی آشکار آله آله) آمده آموزش آن آنان آنها آنچه آنکه آن‌ها آیا آیات آیه ابراهیم ابزارهای اثر اجمالاً احادیث احسان اخیر ادعای اذا اذن اراده ارْجِعِ از اساس است است است است برخی است قرآن است غیر است(مجمع‌البیان است، استعداد استفاده اسرائیل اسماعیل اش اش، اشاره اشعه اصحاب اصل اضافه اعتدال اعجاز اعضای اعمال اعمالی، اعوذ اعوز افراد افرادی افکنده اقسام الا الاِْنْسِ البته التّامّاتِ الذین الرَّحْمنِ الرَّحیمِ السلام) السّلام السُّلْطانِ العرب العظیم العلی العین الفلق و قل الله اللّه اللَّهِ المُسْتَجابات المیزان النّاس] الهی الْبَصَرَ الْبَصَرُ الْجِنِّ الْعایِنِ الْعَظیمِ الْعَظیمِ الْعَلِىِ الْقَدیمِ الْمَکْرُوهِ الْکَریمِ الْکَلِماتِ اما امام امان امر امروزی امری امور امکان ان انجام انس، انسان انسان‌ها انسان‌های انه انکار انگیز او او، اولاد اى اَخَذَ اَعْیُنِ اَللّهُمَّ اَنْفُسِ اِلاّ اِلى اِلَیْکَ اکتسابی اگر ای ایشان این با بابصار بابصارهم بابل بابُ بار  باران باز بازدید بازگردان بازگردان بازگردان، باشد باشد انسان باعث بالله ببرد در ببیند بترسد بحث بخش بخواند، بخوانند، بد بدان بدن بدهیم بر برابر برابرش برادرش براى برای بربّ برخوردار برخوردارند برخی بردارد علامه بردارد، برداشتند بردن برسانند برمی برود برود واژه برگرداندم بزرگ بزرگ، بزند بزنند بسیار بسیاری بشر بقره بلغزانند(لسان بلکه بمیرد بنابراین بند بنی به بهترین بهره بود بودند بودند بوده بِاللَّهِ بِسْمِ بِکِلاهُ بکشانند بکشد بکشند بگذارد، بگوید بگویید بگیرد بین بینش بینى بینى؟ تأثیر تأثیرات تأثیراتی تأکید تا تار، تاکید تبیین تحلیل تذکری تر ترس ترش تسخیرکننده تصرف تصرفات تضاد تعالى تعبیر تعجب تعطیلی تعلق تعلیم تعویذ تلاش تمسک تنها تنومند تو توانایی توانمندی توانمندی‌های توحید توده توسط توسل تَرى تَلیقُ تکبیر ثمَّ ثُمَّ ج جادو جادو، جادوگران جادوی جارِهِ جان جایی جدا جز جص) جص) برخی جلب جلوه جلوی جن جنّ جنیان جهانیان جواب جوان جِلْدُهُ جگر حابِسٍ حاسد حال حتی حدی حرز حرکت حسادت حسد حسد، حسن حسنین حسین حضرت حضرت(علیه حق حقانیت حقیقت حمد حول حَجَرٍ حَجَرَ حَسیرٌ حکیم حیوانات خارق‌العاده خاسِئاً خاص خاصی خدا خداوند خداى خدایا خرافات خسته خشم خشک خشک، خواست خواند، خواندن خوانده خوبی خود خودش خونش خویش خویشانش، خیال خیزد دادن داده‌اند دارا دارای دارایى دارد دارد در دارد، دارنده داری داریم داستان داستانی دامِسٍ دانشمندان در درباره درمان درمانده درهای دروازه دروازه‌های دست دستها دستور دشمنی دعا دعانویسی دعاهاى دعاهایی دعاى دعای دعایى دعایی دعوتش دفع دقیقی دل دلار دلالت دلیل دهند دهید ده‌گانه دو دوباره دود دور دَقیقٌ دَمُهُ دکانی دیده دیرینه، دیوانه‌ای دیگر دیگری ذاتی ذَا ذکر را را، رابطه راهی راه‌هاستخواندن رحمتش رسانند رسول رسیده‌اند رفتاری رفع رقی رقیق، رو رو، روایات روایات روایاتی روایت روایی روحش رود روش‌هایی روی رویى رَأسِهِ رَبَّ رَدَدْتُ رَطْبٍ رَقیقٌ رُدَّ ریسمان‌ها زا زانو زبان زخم زخم زخم، زخمی زده زلق زمانی زمین زمینه زمینه‌های زن زندانى زنها زیاد زیاده‌گویی زیان زیان‌بار زیبا زیرا سؤال  ساحران ساخت ساده‌ترین سازند سازند در سازنده سحر سخت، سخن سخنوران سر سزاوار سلامت سلب سلطنت سمعواالذکر سنگ سه سوره سوره‌ها سوى سویت سپس سکه شآءَاللَّهُ شاعران شامل شب شخص شد شد، شدت شدند شده شر شما شنیدند شنیده شهر شود شور شوند شَهابَ شکافى شکافى؟ شکلى شکی شگفت شیوه‌های شیوه‌هایی ص) ص) ص) در صاحب صادق صادق(علیه صفحات صلى صورت ضد طباطبایی طبیعی طرفی طناب‌ها طور ظاهر عائن عابِسٍ عافِ عجین عده‌ای عظیمی عقل علم علیه علیهما عمل عناصر عنوان عَبَسَ عَلى عَلَیْهِ عَیْناهُ عَیْنَ عَیْنَالعایِنِ غافل غیر فارسی فرا فرامادی فراهم فراوانی فرزندان فرزندانش فرشته فرعونی فرمائید فرمان فرمود فروزان، فعلی فلان فلق فوق‌العاده فى فَارْجِعِ فُطُورٍ فُلاناً قابسٍ قابل قابِضٌ قبول قدرت قرآن قرآن قرآنی قرائت قرار قطعاً قل قلم قوه قوی قَدَمَیْهِ قُوَّهَ قیمت لا لسان لغزیدن لما لمجنون در لَیْلٍ لیزر لیزلقونک ما مادی ماروت ماشاء‌الله مالِهِ ماندن مانند مباحث مبارزه مبنای متعجب متعدد مثال مثبت مثل مجذوب مجنون محبت محسوب محقق محمد(صلی مدعی مراد مرتبه مردم مردمان مسأله مسئله مستجاب، مسحور مشاهده مصر مصری مصریان معتقدند معجزات معصومی معنا معنای معنایی معنوی معوذتین مغناطیسی مفسران مقام مقامی من منبع منزل منظور منعی منفی مهربانى مهره‌های موارد موجب موجبات مورد موسی(علیه موضوعاتی مى مَطَرٍ مِنْ مکه مگر میان میدان می‌آورد می‌باشد می‌بایست می‌توان می‌تواند می‌توانند می‌خواهد می‌دانستند می‌دهد می‌رساند می‌شود می‌شود از می‌شود؛ می‌شوند می‌فرماید می‌نماید می‌نویسد می‌ورزد می‌کرد از می‌کردند می‌کند می‌کند می‌کنند می‌کوشد می‌گردد می‌گفتند می‌گویند می‌گیرد می‌یافتند ناتوان ناخوشایند نازک، ناس نام نباید نتوانند نتیجه ندارد، نرساند نسبت نشدن نشوند نظر نظرات نعمت نعمتی نفس نفسانی نفوذ نمانده نمی‌آورد نمی‌تواند نمی‌توانیم نه نهج‌البلاغه نوشتن نوشته نوعی نَحْرِهِ نکته نگاه نگاهش، نگذارد(یوسف) مهم‌ترین نگران نگرش نیایند نیروهای نیروی نیرویى نیز نیست نیست از نیست، نیکو ها هاروت هاى هاى قل هر هرگاه هست هستند هم همان همان‌طور همسایه همه همچنین همیشگى همین هنگام هَلْ هُوَ هیچ و وآله) وارد واقعاً واقعیت والاى والرقی واژه  واژه‌هایی وجه وجود وحشت ورود وقتى وقتی وَ وَالدَّعَواتِ وَالْمَنِّ وَالْوَجْهِ وَاَقارِبِهِ وی ویژه پاسخ پایش، پذیرفته پرهیز پروردگار پرورش، پس پشت پناه پناهی پوستش پیامبر پیامبر(صلی پیشانى پیشگیری پیغمبر(صلی چشم چشم چشم، چشمان چشمانش چشمانشان چشمی چشم‌ها چشم‌های چند چون چیزى چیزی کار کارکردهای کارگیری کافر کافران کامل کامل، کرد کردن کرده کرده‌اند کریم، کسانی کسى کسى، کسی کشیده کفار کفروا کلام کلمات کمک کنایی کند کنند کنند اسفند که کَبِدِهِ کَرَّتَیْنِ گاه گرامی(صلی گردد گرفتند گزارش گشایش گفت گفته گفته‌اند گلو گمان گناه گونه گونه‌ای گیرد گیرنده یا یابند یابِسٍ یاد یافت یعقوب(علیه یعنی یقولون یوسف یَنْقَلِبْ یک یکاد یکاد)  یکی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “دعای چشم زخم”

    دیدگاه ها بسته شده اند.