دعای مجیر

دعای مجیر

مجموعه: اختصاصی, دینی و مذهبی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • دعای مجیر
  •  

    دعای مجیر

    دعای مجیر چیست

    دعای مجیر از دعاهای بسیار مشهور است که در بررسی سند آن باید گفت که در میان کتب حدیثی و دعایی ما، تنها مرحوم کفعمی آن را در مصباح و بلدالامین که از منابع معروف ادعیه شیعه هستند، ذکر کرده است و غیر از این دو منبع در دیگر کتابهای حدیثی نقلی از این دعا وجود ندارد.

    کلیه نقل قول هایی که در ارتباط با دعا، توصیه یا بیان احکام از ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده، ابتدا با ملاک ها و معیارهای عقلی سنجیده می شود و در صورت داشتن تعارض با عقل، آن متن رد می شود. اما در رابطه با دعای مجیر که مرحوم شیخ عباس قمی نیز به تبعیت از کفعمی آن را در مفاتیح الجنان ذکر کرده است مطالعه متن دعا می تواند پاسخی کاملاً متقن و معین به ما دهد.

    مضامین این دعا محصول اندیشه و تفکر یک انسان عادی نیست.

    با مطالعه مضامین دعای مجیر می توان به این نکته مهم دست یافت که چنین مطالبی تراوش کرده از ذهن یک انسان عادی نیست بلکه محصول اندیشه و تفکر معصوم است. کسانی که نوع و روش نیایش با پروردگار و معبود را می دانسته و به ما نیز آموخته اند.

    آنچه که بر عظمت این دعا می افزاید: آگاهی از زمان، مکان و نحوه نزول آن و همچنین شخصی که این دعا را دریافت می کند و از سوی دیگر واسطه در ارسال این دعا است. چرا که ما می دانیم دعاهای ماثور، از جانب خدا بر قلب و زبان معصوم نقش می بندد و سپس در قالب الفاظ و کلمات جاری شده و در اختیار ما قرار می گیرد.

    اختصاصات و ویژگیهای خاص دعای مجیر

    این دعا زمانی که پیامبر خدا در مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) مشغول نماز بودند یعنی در مسجدالحرام، روبه روی کعبه و در حال نماز از طریق جبرئیل بر وجود مقدس نبی اعظم (صلی الله علیه و آله) نازل می شود که جبرئیل به خدمت حضرت رسیده و این دعا را برای مناجات و گفتگو با خدا به رسول خدا می آموزد بنابراین این دعا یک دعای آسمانی، رحمانی و از عالم ملکوت است.

    دعای مجیر در مکان و زمانی مقدس، توسط واسطه ای چون حضرت جبرئیل، بر وجود نازنین رسول خدا نازل می شود و مطلع این پیام و فیض نیز حضرت حق جل جلاله است این ویژگی ها به دعای مجیر اهمیتی دو چندان می بخشد.

    فضایل و برکات این دعا نیز بسیار است که باید مورد توجه قرار بگیرد. مرحوم کفعمی نقل می کند که یکی از آثار این دعا، آمرزش گناهان خواننده این دعاست. به عبارت دیگر کسی که این دعا را قرائت می کند چنانکه در نقل آمده، حتی اگر گناهانش به اندازه ریگ های بیابان یا برگ درختان باشد احتمال آمرزش آن از جانب حضرت حق وجود دارد و این نکته ای تامل برانگیز است که انسان را به تفکر وامی دارد که مگر این دعا چیست که چنین آثاری می تواند داشته باشد؟

    محافظت در برابر ناملایمات دنیا

    اگر کسی با محتوا و مضامین این دعا که سراسر آن ذکر اسامی مقدس پروردگار است آشنا باشد می بیند که در این دعا سراسر اسامی و نامهای مقدس خداوند است که انسان در آن خدا را به صاحب این اسامی قسم می دهد و در هر فراز از دعا خطاب به خدا می گوید من به تو پناه می برم ای کسی که پناه همه پناه جویان هستی در هر بند از دعا نیز پس از اسماء حسنی ذات باریتعالی عبارت (اجرنا من النار یا مجیر) تکرار می شود.

    این اذکار و پناه جستن، به مثابه یک پاک کن قدرتمند است که می تواند کلیه آثار و آلودگی هایی که در طول عمر در قلب و روح آدمی نشسته است را از بین ببرد. اما اثر دیگری که برای این دعا ذکر شده شفای دردها و بیماریهاست چرا که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) فرمودند: برای اینکه بیماری ها و ناملایمات از شما دور شود مضامین دعای مجیر را مرتب تکرار کرده و بر زبان جاری کنید.

    این دعا مانند شفابخش ترین دارویی است که می تواند روح انسان را جلا دهد. و از آن جا جسم نیز تابع روح آدمی است، اگر کسی از نظر روحی سالم باشد از نظر جسمی نیز سالم خواهد بود.

    ادای دین و رفع غم و اندوه زندگی 

    افراد مقروض وقتی به برترین پناهگاه عالم که همه از او استمداد می طلبند، پناه می برند طبعاً خداوند نیز ابواب رحمت خود را به روی آنها می گشاید. نکته دیگر در فضایل این دعا، برطرف شدن غم و اندوه و کدورتها از وجود انسان است. کسی که این دعا را قرائت می کند صاحب این دعا را فردی عادی نمی داند و نمی بیند بلکه او معتقد است که این دعا نازل شده از آسمان و از مصدر فیض است.

    بنابراین آن هنگام که انسان به این مصدرو منبع فیض در عالم تکیه می کند، در اصل بزرگترین تکیه گاه روحی خود در عالم وجود را یافته است و طبیعی است که با یاد و ذکر او تمام غمها، اندوه ها و کدورتها را فراموش می کند. آنچنان که قرآن کریم می فرماید: الا بذکر الله تطمئن القلوب.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت دلار

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    متن دعای مجیر

    این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندى برخوردار است و از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت شده و دعایى است که جبرئیل براى آن حضرت هنگامى که در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند آورد و کَفْعَمى در «بَلَدُ الأَمین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره کرده، از جمله اینکه هر که این دعا را در «ایام البیض» [روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده می شود، هرچند به عدد دانه هاى باران و برگهاى درختان و ریگ هاى بیابان باشد.
    و خواندن آن براى شفای بیمار و اداى دین و بی نیازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.
    و دعا این است :

    دعای مجیر با ترجمه فارسی

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است

    سُبْحَانَکَ یَا اللَّهُ تَعَالَیْتَ یَا رَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَحِیمُ تَعَالَیْتَ یَا کَرِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَلِکُ تَعَالَیْتَ یَا مَالِکُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قُدُّوسُ تَعَالَیْتَ یَا سَلامُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُؤْمِنُ تَعَالَیْتَ یَا مُهَیْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَزِیزُ تَعَالَیْتَ یَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُتَکَبِّرُ تَعَالَیْتَ یَا مُتَجَبِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ،

    منزّهى تو اى خدا، بلندمرتبه هستى اى بخشنده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى مهربان، بلندمرتبه هستی اى کریم، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى فرمانروا، بلندمرتبه هستى اى مالک، ما را از آتش پناه ده ای منزّهى تو اى ایمن بخش، بلندمرتبه هستى اى چیره بر هستى، مار از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى عزّت مند، بلندمرتبه هستى اى جبّار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بزرگ منش، بلندمرتبه هستى اى بزرگ منش، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، پناه دهنده، منزّهى تو اى برى از هر عیب، بلندمرتبه هستى اى سلام، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده،

    سُبْحَانَکَ یَا خَالِقُ تَعَالَیْتَ یَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُصَوِّرُ تَعَالَیْتَ یَا مُقَدِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا هَادِی تَعَالَیْتَ یَا بَاقِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَهَّابُ تَعَالَیْتَ یَا تَوَّابُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَتَّاحُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْتَاحُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَیِّدِی تَعَالَیْتَ یَا مَوْلایَ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَرِیبُ تَعَالَیْتَ یَا رَقِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُبْدِئُ تَعَالَیْتَ یَا مُعِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَمِیدُ تَعَالَیْتَ یَا مَجِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَدِیمُ ،

    منزّهى تو ای آفریننده، بلندمرتبه هستى اى آفرینشگر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى صورت آفرین، بلندمرتبه هستى اى تقدیر کننده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى راهنما، بلندمرتبه هستى اى ماندگار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى بخشایشگر، بلندمرتبه هستى اى بسیار توبه پذیر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى گشایشگر، بنلدمرتبه، هستى اى خستگیناپذیر، ما را از آتش پناه اى پناه دهنده، منزّهى تو اى سرورم، بلندمرتبه هستى اى مولایم، ما از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى نزدیک، بلندمرتبه هستى اى نگاهبان، ما را از آتش پناه ده اى پناه هنده، منزّهى تو اى پدید آورنده، بلندمرتبه هستى اى بازگرداننده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى ستوده، بلندمرتبه اى داراى عظمت، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى دیرینه،

    تَعَالَیْتَ یَا عَظِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَفُورُ تَعَالَیْتَ یَا شَکُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا شَاهِدُ تَعَالَیْتَ یَا شَهِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَنَّانُ تَعَالَیْتَ یَا مَنَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا بَاعِثُ تَعَالَیْتَ یَا وَارِثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُحْیِی تَعَالَیْتَ یَا مُمِیتُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا شَفِیقُ تَعَالَیْتَ یَا رَفِیقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا أَنِیسُ تَعَالَیْتَ یَا مُونِسُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَلِیلُ تَعَالَیْتَ یَا جَمِیلُ ،

    بلند مرتبه هستى اى بزرگ، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى آمرزگار، بلندمرتبه هستى اى ستایش پذیر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى گواه، بلندمرتبه هستى اى حاضر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى مهربان، بلندمرتبه هستى اى منتّ گذار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى برانگیزنده، بلندمرتبه هستى اى میراث بر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى زندگی بخش، بلندمرتبه هستى اى میراننده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى مهربان، بلندمرتبه هستى اى همراه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى همدم، بلندمرتبه هستى اى مونس ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بزرگ منزلت، بلندمرتبه هستى اى زیبا،

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا خَبِیرُ تَعَالَیْتَ یَا بَصِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مَلِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَعْبُودُ تَعَالَیْتَ یَا مَوْجُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَفَّارُ تَعَالَیْتَ یَا قَهَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَذْکُورُ تَعَالَیْتَ یَا مَشْکُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَوَادُ تَعَالَیْتَ یَا مَعَاذُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَمَالُ تَعَالَیْتَ یَا جَلالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَابِقُ تَعَالَیْتَ یَا رَازِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا صَادِقُ تَعَالَیْتَ یَا فَالِقُ،

    ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو ای آگاه، بلندمرتبه، هستى اى بینا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى عطابخش، بلندمرتبه هستى اى امان ده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى معبود، بلندمرتبه هستى اى موجود، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى بسیار آمرزنده، بلندمرتبه هستى اى ستوده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى یاد شده، بلندمرتبه هستى اى سپاس شده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بخشنده، بلندمرتبه هستى اى پناهگاه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى زیبا، بلندمرتبه هستى اى باشکوه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پیش از همه، بلندمرتبه هستى اى روزی دهنده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى راستگو، بلندمرتبه هستى اى شکافنده،

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَمِیعُ تَعَالَیْتَ یَا سَرِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَفِیعُ تَعَالَیْتَ یَا بَدِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَعَّالُ تَعَالَیْتَ یَا مُتَعَالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَاضِی تَعَالَیْتَ یَا رَاضِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَا طَاهِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَالِمُ تَعَالَیْتَ یَا حَاکِمُ،

    ما را از اى پناه دهنده، منزّهى تو اى شنوا، بلندمرتبه هستى اى سریع، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بلندپایه، بلندمرتبه هستى اى نوآفرین، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى همواره در کار، بلندمرتبه هستى اى والاتر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى قضاوت کننده، بلندمرتبه هستى اى خشنود، مار از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى چیره، بلندمرتبه هستى اى پاک، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى دانا، بلندمرتبه هستی اى حکمران،

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا دَائِمُ تَعَالَیْتَ یَا قَائِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَاصِمُ تَعَالَیْتَ یَا قَاسِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَنِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مُغْنِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَا قَوِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا کَافِی تَعَالَیْتَ یَا شَافِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ ، سُبْحَانَکَ یَا مُقَدِّمُ تَعَالَیْتَ یَا مُؤَخِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا أَوَّلُ تَعَالَیْتَ یَا آخِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ،

    ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پاینده، بلندمرتبه هستى اى پایدار، ما را از آتش پناه ده ای پناه دهنده، منزّهى تو اى نگهدارنده، بلندمرتبه هستى اى پخش کننده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بینیاز، بلندمرتبه هستى اى بی نیاز کننده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى باوفا، بلندمرتبه هستى اى توانا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى کفایت کننده، بلندمرتبه هستى اى شفابخش، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پیش انداز، بلندمرتبه هستى اى پس انداز، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى آغاز، بلندمرتبه هستى اى انجام ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده،

    سُبْحَانَکَ یَا ظَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَا بَاطِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَجَاءُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْتَجَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَا الْمَنِّ تَعَالَیْتَ یَا ذَا الطَّوْلِ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَیُّ تَعَالَیْتَ یَا قَیُّومُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَاحِدُ تَعَالَیْتَ یَا أَحَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَیِّدُ تَعَالَیْتَ یَا صَمَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَدِیرُ تَعَالَیْتَ یَا کَبِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَالِی تَعَالَیْتَ یَا مُتَعَالِی [عَالِی ]

    منزّهى تو اى آشکار، بلندمرتبه هستى اى نهان، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى امید، بلندمرتبه هستى اى امیدبخش، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى عطابخش، بلندمرتبه هستى اى هماره بخشایشگر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى زنده، بلندمرتبه هستى اى به خود پاینده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى یگانه، بلندمرتبه هستى اى یکتا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى سرور، بلندمرتبه هستى اى مقصود همه ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى توانا، بلندمرتبه هستى اى بزرگ، ما از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى ولایت مدار، بلندمرتبه هستى اى بلند پایه

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَا أَعْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مَوْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَارِئُ تَعَالَیْتَ یَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا خَافِضُ تَعَالَیْتَ یَا رَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُقْسِطُ تَعَالَیْتَ یَا جَامِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُعِزُّ تَعَالَیْتَ یَا مُذِلُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَافِظُ تَعَالَیْتَ یَا حَفِیظُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَادِرُ تَعَالَیْتَ یَا مُقْتَدِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَلِیمُ تَعَالَیْتَ یَا حَلِیمُ،

    ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى والا، بلندمرتبه هستى اى والاتر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى سرپرست، بلندمرتبه هستى اى مولا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پدیدآور، بلندمرتبه هستى اى آفرینشگر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى فرودآور، بلندمرتبه هستى اى فرازبر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى دادگر، بلندمرتبه هستى اى گردآور، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى عزّت بخش، بلندمرتبه هستى اى خوارساز، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو ای نگاهبان، بلندمرتبه هستى این نگاهبان، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى توانا، بلندمرتبه هستى اى توانمند ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى دانا، بلندمرتبه هستى اى بردبار،

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَکَمُ تَعَالَیْتَ یَا حَکِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُعْطِی تَعَالَیْتَ یَا مَانِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ضَارُّ تَعَالَیْتَ یَا نَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُجِیبُ تَعَالَیْتَ یَا حَسِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَادِلُ تَعَالَیْتَ یَا فَاصِلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا لَطِیفُ تَعَالَیْتَ یَا شَرِیفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَبُّ تَعَالَیْتَ یَا حَقُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَاجِدُ تَعَالَیْتَ یَا وَاحِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَفُوُّ تَعَالَیْتَ یَا مُنْتَقِمُ ،

    ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى داور، بلندمرتبه هستى اى فرزانه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى عطابخش، بلندمرتبه هستى اى بازدار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى زیان رسان، بلندمرتبه هستى اى سودبخش، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى اجابت کننده، بلندمرتبه هستى اى حسابرس، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى دادگر، بلندمرتبه هستى اى جدایی انداز، ما را از آتش پناه ده ای پناه دهنده، منزّهى تو اى مهربان، بلندمرتبه هستى اى شریف، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پروردگار، بلندمرتبه هستى اى حقیقت پایدار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پرشکوه، بلندمرتبه هستى اى گانه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى درگذرنده، بلندمرتبه هستى اى انتقام گیرنده،

    أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَاسِعُ تَعَالَیْتَ یَا مُوَسِّعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَءُوفُ تَعَالَیْتَ یَا عَطُوفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَرْدُ تَعَالَیْتَ یَا وِتْرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُقِیتُ تَعَالَیْتَ یَا مُحِیطُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَکِیلُ تَعَالَیْتَ یَا عَدْلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُبِینُ تَعَالَیْتَ یَا مَتِینُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا بَرُّ تَعَالَیْتَ یَا وَدُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَشِیدُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْشِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا نُورُ تَعَالَیْتَ یَا مُنَوِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا نَصِیرُ،

    ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بسیار عطابخش، بلندمرتبه هستى اى عطاگستر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى پرمهر، بلندمرتبه هستى اى نوازشگر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى یگانه، بلندمرتبه هستى اى بی همتا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى روزی بخش، بلندمرتبه هستى ای فراگیر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى وکیل، بلندمرتبه هستى اى عدالت محض، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده منزّهى تو اى آشکار، بلندمرتبه هستى اى استوار، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى نیکو، بلندمرتبه هستى ای مهروز، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزهى تو اى راهما، بلندمرتبه هستى اى راهبر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى روشنایى، بلندمرتبه هستى اى روشنی بخش، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى یارى رسان،

    تَعَالَیْتَ یَا نَاصِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا صَبُورُ تَعَالَیْتَ یَا صَابِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُحْصِی تَعَالَیْتَ یَا مُنْشِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سُبْحَانُ تَعَالَیْتَ یَا دَیَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُغِیثُ تَعَالَیْتَ یَا غِیَاثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَاطِرُ تَعَالَیْتَ یَا حَاضِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْجَمَالِ تَبَارَکْتَ یَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْجَلالِ سُبْحَانَکَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

    بلندمرتبه هستى اى یاور، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى بردبار، بلندمرتبه هستى اى شکیبا، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى شمارشگر، بلندمرتبه هستى اى آفرینش گر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو ای پاک و منزّه، بلندمرتبه هستى اى جزادهنده، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى فریادرس، بلندمرتبه هستى اى پناه، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى آفریننده، بلندمرتبه هستى اى حاضر، ما را از آتش پناه ده اى پناه دهنده، منزّهى تو اى صاحب شکوه و زیبایى، بلندمرتبه هستى اى داراى جبروت و جلال، منزّهى تو، معبودى جز جز تو نیست منزّهى تو، همانا من از ستمکاران بودم، پس دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و اینچنین اهل اهل ایمان را رهایى بخشیم، و درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان او همه و سپاس خدا را پروردگار جهانیان و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلى است، و جنبش و نیرویى نیست، جز به عنایت خداى والاى بزرگ.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت سکه

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

     

    کلمات کلیدی : از (اجرنا (صلی (علیه (علیهم [روزهاى [عَالِی ] «ایام «بَلَدُ «مصباح» ، ، آتش آثار آثاری آخِرُ آدمی آسمان آسمانی، آشنا آشکار، آغاز، آفرین، آفرینش آفرینشگر، آفریننده، آقاى آله آله) آلودگی آلِهِ آمده، آمرزش آمرزنده، آمرزگار، آمرزیده آموخته آموزد آن آنها آنچنان آورد آورنده، آگاه، آگاهی أَجِرْنَا أَجْمَعِینَ أَحَدُ أَعْلَى أَنِیسُ أَنْتَ أَوَّلُ إِلا إِلَهَ إِنِّی ائمه ابتدا ابراهیم ابواب اثر اجابت احتمال احکام اختصاصات اختیار اداى ادای ادعیه اذکار ارتباط ارسال از اسامی است است است بنابراین است دعای است و است، استمداد استوار، اسماء اش اشاره اصل اعظم افراد افزاید الأَمین» الا البیض» الجنان الرَّحِیمِ الرَّحْمَنِ السلام) الطَّوْلِ الظَّالِمِینَ الفاظ القلوب الله اللّه اللَّهُ اللَّهِ النار النَّارِ الْجَبَرُوتِ الْجَلالِ الْجَمَالِ الْحَمْدُ الْعَالَمِینَ الْعَظِیمِ الْعَلِیِّ الْعِزِّ الْغَمِّ الْمَنِّ الْمُؤْمِنِینَ الْوَکِیلُ اما امان امید، امیدبخش، انتقام انجام اند آنچه انداز، اندازه اندوه اندیشه انسان اهل اهمیتی او اى اگر ای ایمان ایمن این اینچنین اینکه با باران باریتعالی بازدار، بازدید بازگرداننده، باشد باشد و باشد؟ باشکوه، باوفا، باید ببرد بخش، بخشایشگر، بخشد فضایل بخشنده، بخشیم، بخواند بذکر بر بر، برابر برانگیز برانگیزنده، براى برای برترین برخوردار بردبار، بردبار، بررسی برطرف برم برند برى برکات برگ برگهاى بزرگ بزرگ بزرگ، بزرگترین بس بسیار بلدالامین بلند بلندمرتبه بلندمرتبه، بلندى بلندپایه، بلکه بنابراین بند بندد بنلدمرتبه، به بود بودم، بودند بَارِئُ بَاطِنُ بَاعِثُ بَاقِی بَدِیعُ بَرُّ بَصِیرُ بِاللَّهِ بِسْمِ بگیرد بی بیابان بیان بیمار بیماری بیماریهاست بین بینا، بیند بینیاز، تابع تامل تبعیت تراوش ترجمه ترین تطمئن تعارض تفکر تقدیر تمام تنها تو تو، توان توانا، تواند توانمند توانگرى توبه توجه توسط توصیه تَبَارَکْتَ تَعَالَیْتَ تَوَّابُ تکرار تکیه جا جاری جانب جایگاه جبرئیل جبرئیل، جبروت جبّار، جدایی جز جزادهنده، جستن، جسم جسمی جل جلا جلال، جلاله جمله جنبش جهانیان جویان جَامِعُ جَبَّارُ جَلالُ جَلِیلُ جَمَالُ جَمِیلُ جَوَادُ حاشیه حاضر، حال حتی حدیثی حسابرس، حسنی حضرت حق حقیقت حَاضِرُ حَافِظُ حَاکِمُ، حَسِیبُ حَسْبُنَا حَفِیظُ حَفِیُّ حَقُّ حَلِیمُ، حَمِیدُ حَنَّانُ حَوْلَ حَکَمُ حَکِیمُ حَیُّ حکمران، خاص خاندان خدا خدا، خداوند خداى خدمت خستگیناپذیر، خشنود، خطاب خوارساز، خواندن خواننده خواهد خود خَافِضُ خَالِقُ خَبِیرُ دادگر، داراى دارد دارویی داشتن داشته دانا، داند دانسته دانه دانیم داور، در درختان دردها درود درگذرنده، دریافت دست دعا دعا، دعاست دعاها دعاهای دعای دعایش دعایى دعایی دلار دنیا ده ده، دهد دهد دهنده دهنده، دهنده، دو دور دَائِمُ دَیَّانُ دیرینه، دین دیگر دیگری ذات ذهن ذَا ذَارِئُ ذکر را رابطه راستگو، راهبر، راهما، راهنما، رحمانی رحمت رحمتش رد رسان، رسان، رسول رسیده رفع رمضان رهانیدیم رهایى روایت روبه روح روحی روزی روش روشنایى، روشنی روی رَءُوفُ رَازِقُ رَاضِی رَافِعُ رَبُّ رَبِّ رَجَاءُ رَحِیمُ رَحْمَانُ رَشِیدُ رَفِیعُ رَفِیقُ رَقِیبُ ریگ زبان زمان، زمانی زنده، زندگی زندگی  زیان زیبا، زیبا، زیبایى، سالم ستایش ستمکاران ستوده، سراسر سرور، سرورم، سرپرست، سریع، سلام، سنجیده سند سودبخش، سودمند سوی سَابِقُ سَرِیعُ سَلامُ سَمِیعُ سَیِّدُ سَیِّدِنَا سَیِّدِی سُبْحَانَکَ سُبْحَانُ سپاس سپس سکه سیزدهم شخصی شدن شده شده، شریف، شفابخش شفابخش، شفای شما شمارشگر، شنوا، شود شود این شود، شَافِی شَاهِدُ شَرِیفُ شَفِیقُ شَهِیدُ شَکُورُ شکافنده، شکوه شکیبا، شیخ شیعه صاحب صفحات صلى صورت صَابِرُ صَادِقُ صَبُورُ صَلَّى صَمَدُ ضَارُّ طبعاً طبیعی طریق طلبند، طول طَاهِرُ ظَاهِرُ عادی عالم عبارت عباس عدالت عدد عزّت عطابخش، عطاگستر، عظمت عظمت، عقل، عقلی علیه عمر عنایت عَادِلُ عَاصِمُ عَالِمُ عَدْلُ عَزِیزُ عَطُوفُ عَظِیمُ عَفُوُّ عَلَى عَلِیمُ عَلِیُّ عیب، غم غمها، غَفُورُ غَفَّارُ غَنِیُّ غِیَاثُ غیر فارسی فراز فرازبر، فراموش فراگیر، فردی فرزانه، فرمائید فرمانروا، فرماید فرمودند فرودآور، فریادرس، فضایل فضیلت فَاسْتَجَبْنَا فَاصِلُ فَاطِرُ فَالِقُ، فَتَّاحُ فَرْدُ فَعَّالُ فیض قالب قدرتمند قرآن قرائت قرار قسم قضاوت قلب قمی قول قَائِمُ قَادِرُ قَاسِمُ قَاضِی قَاهِرُ قَدِیرُ قَدِیمُ قَرِیبُ قَهَّارُ قَوِیُّ قَیُّومُ قُدُّوسُ قُوَّهَ قیمت لا لَطِیفُ لَهُ لِلَّهِ ما ما، ماثور، مار مالک، ماندگار، مانند ماه متقن متن مثابه مجیر مجیر مجیر) محافظت محتوا محصول محض، محمّد مدار، مرتب مرتبه مرحوم مسجدالحرام، مشغول مشهور مصباح مصدر مصدرو مضامین مطالبی مطالعه مطلع معبود معبود، معبودى معتقد معروف معصوم معصومین معیارهای معین مفاتیح مقام مقدس مقدس، مقروض مقصود ملاک ملکوت من منابع مناجات منبع منتّ مند، منزلت، منزهى منزّه، منزّهى منش، مهربان، مهربانی مهروز، مهم موجود، مورد مولا، مولایم، مونس مَاجِدُ مَالِکُ مَانِعُ مَتِینُ مَجِیدُ مَذْکُورُ مَشْکُورُ مَعَاذُ مَعْبُودُ مَلِکُ مَلِیُّ مَنَّانُ مَوْجُودُ مَوْلایَ مَوْلَى مُؤَخِّرُ مُؤْمِنُ مُبِینُ مُبْدِئُ مُتَجَبِّرُ مُتَعَالُ مُتَعَالِی مُتَکَبِّرُ مُجِیبُ مُجِیرُ مُجِیرُ، مُحَمَّدٍ مُحِیطُ مُحْصِی مُحْیِی مُذِلُّ مُرْتَاحُ مُرْتَجَى مُرْشِدُ مُصَوِّرُ مُعِزُّ مُعِیدُ مُعْطِی مُغِیثُ مُغْنِی مُقَدِّرُ مُقَدِّمُ مُقِیتُ مُقْتَدِرُ مُقْسِطُ مُمِیتُ مُنَوِّرُ مُنْتَقِمُ مُنْشِئُ مُهَیْمِنُ مُونِسُ مُوَسِّعُ مِنَ مکان مگر می میان میراث میراننده، نازل نازنین نام ناملایمات نامهای نبی نحوه ندارد کلیه نزدیک، نزول نشسته نظر نقش نقل نقلی نماز نموده نمی نهان، نوآفرین، نوازشگر، نوع نَاصِرُ نَافِعُ نَجَّیْنَاهُ نَصِیرُ، نُنْجِی نُورُ نِعْمَ نکته نگاهبان، نگهدارنده، نیاز نیازى نیایش نیرویى نیز نیست نیست با نیست، نیکو نیکو، ها هاى های هایی هر هرچند هستند، هستى هستى، هستی هماره همانا همتا، همدم، همراه، همه همه، همواره همچنین همیشگى هنده، هنگام هنگامى هَادِی و وارد واسطه والا، والاتر، والاى وامی وجود وقتی ولایت وَ وَاحِدُ وَارِثُ وَاسِعُ وَالِی وَدُودُ وَفِیُّ وَلِیُّ وَهَّابُ وَکِیلُ وِتْرُ وکیل، وکیلى ویژگی ویژگیهای پاسخی پانزدهم] پاک پاک، پایدار، پاینده، پایه پخش پدید پدیدآور، پذیر، پرشکوه، پرمهر، پروردگار پروردگار، پس پناه پناه، پناهگاه پناهگاه، پیام پیامبر پیش چرا چنانکه چندان چنین چه چهارهم چون چیره چیره، چیست چیست کار، کاملاً کتابهای کتب کدورتها کرده کرده، کردیم کریم کریم، کسانی کسی کعبه کفایت کفعمی کلمات کلیه کن کند کند، کننده، کنید این که کَافِی کَبِیرُ کَذَلِکَ کَرِیمُ کَفْعَمى کُنْتُ گانه، گاه گذار، گر، گردآور، گشاید گشایشگر، گفت گفتگو گناهان گناهانش گناهش گواه، گوید گیرد گیرنده، یا یاد یارى یافت یافته یاور، یعنی یَا یک یکتا، یکی یگانه،

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “دعای مجیر”

    دیدگاه ها بسته شده اند.