دعای ندبه

مجموعه: دینی و مذهبی

دعای ندبه

دعای ندبه

یکی از تکالیف و آداب شیعیان در عصر غیبت؛ ناله کردن و نُدبه نمودن و تاسف خوردن بــه غیبت «امامشان» است.ندبه بــه معنای خواندن؛ گریه بر شخص مرده همراه بــا ذکر خوبی‌های او می‌باشد.

این دعا مشتمل بر عقائد شیعه و تأسف بر غیبت مهدی اســت کــه از امام ششم شیعیان نقل گردیده و بــه خواندن آن در چهار عید:جمعه؛ عید فطر؛ عید قربان و عید غدیر توصیه شده‌است.

دعای ندبه را امام صادق (علیه السلام) بــه شیعیان زمان خویش آموختند و امرفرمودندکه ایــن دعا در اعیاد چهارگانه جمعه؛فطر؛غدیرو قربان خوانده شود.

همچنین در زمان غیبت حضرت صاحب الزمان ایــن دعا می تواند باعث تجدید عهد و میثاق بــا صاحب الزمان (عج) باشد. ایــن دعا بیان تاریخی ازحضور اولیای خدا بر روی زمین تــا حضرت مهدی(عج) میباشد.

صدرالاسلام همدانی در کتاب خود (تکالیف الآنام) در رابطه بــا فضیلت دعای ندبه گفته است:هرگاه در جایی بــا حضور قلب و اخلاص تمام و توجه بــه مضامین عالی آن خوانده شــود نه تنهاعنایت و توجه امام زمان را بــه آن مکان جلب میکند بـلـکـه باعث حضور حضرت در آنجا میگردد.

بسیاری از اولیا بــا خواندن ایــن دعا بــا حضرت مهدی(عج) ملاقات داشته اند.

محدث نوری نقل میکند در کنار حرم عسکریین علیه السلام شخصی بود بــه نام آقا محمد بــه نقل از مادرش نوری در سرداب مشغول بــه خواندن دعای ندبه بود کــه حضرت مهدی(عج) در آنجا می آیند و بــا او ملاقات می کنند.

سند دعا

دعای ندبه را عده‌ای از علما و محدثین نقل کرده‌اند و برخی تــا ۱۵ سند بــرای آن بر شمرده‌اند. از آن جمله :

ابو جعفر محمد بن حسین بن سفیان بزوفری. او معاصر شیخ نجاشی و از اعلام قرن پنجم بوده؛ ایــن دعا را نقل کرده‌است.

ابوالفرج محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قره قنائی ... او در کتاب «الدعاء» نقل کرده‌است. او کــه از مشایخ شیخ مفید؛ بــه حساب می‌آید مورد تأیید خاص او قرار گرفته‌است.

محمد بن جعفر بن علی بن جعفر مشهدی حائری. در کتاب مزار کبیر (مزار ابن مشهدی) از محمد بن ابیقره نقل کرده وآن را بــه امام مهدی نسبت داده‌است.

سید بن طاووس.  او در کتاب مصباح الزائر و اقبال الاعمال بــه نقل از کتاب محمّد بن حسین بن سفیان بزوفری نقل کرده وآن را بــه امام زمان نسبت داده‌است.

علامه مجلسی .دعای ندبه را در  کتاب بحارالانوار بــه نقل از مصباح الزائر سید بن طاووس و در کتاب تحفه الزائر و در کتاب زاد المعاد نــیــز دعای ندبه را نقل کرده و در سرآغاز می گوید : و امــا دعای ندبه کــه مشتمل اســت بر عقاید حقه و تاسف بر غیبت حضرت قائم؛ علیه السلام؛ بــه سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق؛ علیه السلام؛ منقول است؛ کــه سنت اســت ایــن دعای ندبه را در چهار عید بخواند؛ یعنی : جمعه؛ عید فطر؛ عید قربان و عید غدیر.

محدث نوری.محدث میرزا حسین نوری؛ در کتاب تحیه الزائر دعای ندبه را بــه نقل از مزار کبیر؛ مزار قدیم؛ و مصباح الزائر سید بن طاووس روایت کرده‌است.

و بسیاری دیگر از بزرگان شیعه ایــن دعا را نقل کرده‌اند.

متن دعای ندبه

زیارت دیگر : زیارتى اســت کــه سیّد ابن طاوس نقل کرده؛ و فرموده: زائر دو رکعت نماز بخواند؛ و پــس از آن بگوید: «سَلامُ اللّهِ الکاملِ التّامِّ الشّامل» تــا آخر؛ و ما ایــن زیارت را در فصل هفتم از باب اول؛ بــه عــنــوان استغاثه بــه آن حضرت از کتاب «کلم طیّب» نقل کردیم؛ بــه آنجا رجوع شود.
مؤلّف گوید: سیّد ابن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» فصلى در اعمال سَردابِ مقدّس آورده و در آن فصل شش زیارت نقل کرده؛ پــس از آن فرموده: دعاى ندبه بــه ایــن فصل ملحق میشود؛ و همچنین زیارتى کــه هــر روز؛ مولاى ما صاحب الامر پــس از نماز صبح بــه آن زیارت میشود؛ و آن زیارت هفتم حساب میشود؛ و دعاى عهدى کــه بــه خواندن آن در حال غیبت امر شده؛ و دعایى کــه آن را وقتى کــه میخواهند از آن حرم شریف بازگردند بخوانند؛ آنگاه در کتاب خود بــه ذکر ایــن چهار عمل شروع کرده است] چهار عمل عبارتند از: 1 – دعاى ندبه؛ 2 – زیارت پــس از نماز صبح؛ 3 – دعاى عهد؛ 4 – دعاى هنگام خروج از حرم [ما هم در ایــن کتاب مبارک از آن بزرگوار پیروى کرده و آن چهار عمل را ذکر میکنیم: عمل اول: دعاى ندبه است.

دعای ندبه بــا ترجمه

مستحب اســت دعاى ندبه را در چهار عید؛ یعنى فطر و قربان و غدیر و روز جمعه بخوانند؛ و دعا ایــن اســت :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ الَّذِی لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّهِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِیَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَهَ [الذَّرَائِعَ ] إِلَیْکَ

ستایش خاص خدا؛ پروردگار جهانیان است؛ و درود و سلام خدا؛ سلامى کامل؛ بر سرور ما محمد؛ پیامبرش و اهل بیت او؛ خدایا تو را ستایش؛ بر آنچه بــه آن جارى شــد قضاى تو درباره اولیایت؛ آنان کــه تنها براى خود دینت برگزیدى؛ آنگاه کــه براى ایشان اختیار کردى؛ فراوانى نعمت پابرجایى کــه نزد توست؛ نعمتى کــه تباهى و نابودى ندارد؛ پــس از آنکه بی میل بودن نسبت بــه رتبه هاى ایــن دنیاى فرومایه؛ و زیب و زیورش را بــا آنان شرط نمودى؛ آنان هم آن شرط را از تو پذیرفتند؛ و تو هم وفا نمودن بــه آن را از جانب آنان دانستى؛ پــس قبولشان کردى؛ و مقرّب درگاهشان نمودى؛ و براى آنان یاد والا؛ و ثناى روشن پیش آوردى؛ و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادى؛ و بــه وحیت اکرامشان فرمودى؛ و بــه دانشت بــه آنان عطا کردى؛ و ایشان را دست آویز بــه سویت

وَ الْوَسِیلَهَ إِلَى رِضْوَانِکَ فَبَعْضٌ أَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ إِلَى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهَا وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِی فُلْکِکَ وَ نَجَّیْتَهُ وَ [مَعَ ] مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَهِ بِرَحْمَتِکَ وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلِیلا وَ سَأَلَکَ لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذَلِکَ عَلِیّا وَ بَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَهٍ تَکْلِیما وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ رِدْءا وَ وَزِیرا وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ أَبٍ وَ آتَیْتَهُ الْبَیِّنَاتِ وَ أَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ کُلٌّ [وَ کُلا] شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَهً

و وسیله بــه جانب خشنودى ات قرار دادى؛ پــس بعضى را در بهشت جاى دادى؛ و بعضى را براى خود دوست صمیمى گرفتى؛ و از تو درخواست نام نیک؛ در میان آیندگان کرد؛ و تو درخواست او را اجابت نمودى؛ و نامش را بلند آوازه کردى؛ و بــا بعضى از میان درخت سخن گفتى؛ سخن گفتنى خاص؛ و براى او برادرش را یاور و وزیر قرار دادى؛ و بعضى را بدون پدر بــه وجود آوردى؛ و دلایل آشکار بــه او عنایت فرمودى و بــه روح القدس او را تأیید نمودى؛ و براى هــمــه آنان شریعت مقرّر کردى؛

وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهَاجا وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ أَوْصِیَاءَ [أَوْصِیَاءَهُ ] مُسْتَحْفِظا بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ [مُسْتَحْفَظا بَعْدَ مُسْتَحْفَظٍ] مِنْ مُدَّهٍ إِلَى مُدَّهٍ إِقَامَهً لِدِینِکَ وَ حُجَّهً عَلَى عِبَادِکَ وَ لِئَلا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ یَغْلِبَ الْبَاطِلُ عَلَى أَهْلِهِ وَ لا [لِئَلا] یَقُولَ أَحَدٌ لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولاً مُنْذِرا وَ أَقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِیا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى إِلَى أَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ إِلَى حَبِیبِکَ وَ نَجِیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ؛

و راه را روشن و واضح ساختى؛ و جانشینانى اختیار کردى؛ نگهبانى پــس از نگهبان؛ از زمانى تــا زمانی دیگر؛ براى برپا داشتن دینت؛ و حجّتى بر بندگانت؛ براى اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود؛ و باطل بر اهل حق پیروز نگردد؛ و احدى نگوید چــه مى شــد اگــر براى ما پیامبرى بیم دهنده می فرستادى؛ و پرچم هدایت براى ما برپا مى نمودی تــا بر ایــن اساس از آیاتت پیروى مى کردیم؛ پیش از آنکه خوار و رسوا شویم؛ تــا اینکه مقام رسالت و هدایت را بــه حبیب و برگزیده ات محمد (درود خدا بر او خاندانش) را رساندى؛

فَکَانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَ صَفْوَهَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ وَ أَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلَى أَنْبِیَائِکَ وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَوْطَأْتَهُ مَشَارِقَکَ وَ مَغَارِبَکَ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الْبُرَاقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ [بِهِ ] إِلَى سَمَائِکَ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِکَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ الْمُسَوِّمِینَ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِینَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَ ذَلِکَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ ؛

پس بود همانگونه کــه او را برگزیدى؛ سرور مخلوقاتت؛ و برگزیده برگزیدگانت؛ و برترین انتخاب شدگانت؛ و گرامی ترین معتمدانت؛ او را بر پیامبرانت مقدم نمودى؛ و بر جنّ و انس از بندگانت برانگیختی و مشرقها و مغربهایت را زیر پایش گذاردى؛ و براق را برایش مسخّر ساختى؛ و آن شخصیت بزرگ را بــه آسمانت بالا بردى؛ و دانش آنچه بوده؛ و خواهد بود تــا سپرى شدن آفرینشت بــه او سپردى؛ ســپــس او را بــا فرو انداختن هراس در دل دشمن یارى دادى؛ و بــه جبرائیل و میکائیل و نشان داران از فرشتگانت قرار گرفتى؛ و بــه او وعده دادى کــه دینش را بر هــمــه دینها پیروز گردانی گرچه مشرکان را خوش نیاید؛ و ایــن کار پــس از آن بود کــه در جایگاه راستى از اهلش جایش دادى؛ و قرار دادى براى او و ایشان نخستین خانه اى کــه براى مردم بنا شد؛

لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکا وَ هُدًى لِلْعَالَمِینَ فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنا وَ قُلْتَ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی کِتَابِکَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى وَ قُلْتَ مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ وَ قُلْتَ مَا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلا فَکَانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیْکَ ؛

که در مکه است؛ خانه بابرکت؛ و مایه راهنمایى براى جهانیان؛ در آن خانه نشانه هاى آشکارى است؛ مقام ابراهیم؛ و هرکه وارد آن شد؛ در امان بود؛ در حق آنان فرمودى: جز ایــن نـیـسـت کــه خدا اراده فرموده؛ پلیدى را از شما خانواده ببرد؛ و شما را پاک گرداند؛ پاک کردنى شایسته؛ ســپــس پاداش محمد را در قرآنت موّدت اهل بیت او قرار دادى؛ و فرمودی بگو من از شما براى رسالت پاداشى جز مودّت نزدیکانم نمى خواهم؛ و فرمودى: آنچه بــه عــنــوان پاداش از شما خواستم؛ آن هم بــه سود شماست؛ و فرمودى: من از شما براى رسالت پاداشى نمى خواهم؛ جز کسى کــه بخواهد؛ راهى بــه جانب پروردگارش بگیرد؛ پــس آنان راه بــه سوى تو بودند؛

وَ الْمَسْلَکَ إِلَى رِضْوَانِکَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقَامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِیا إِذْ کَانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ أَمِیرُهُ وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَهٍ وَاحِدَهٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ فَقَالَ :

و راه بــه حریم خشنودی ات؛ انگاه کــه روزگار آن حضرت سپرى شد؛ نماینده اش على بن ابیطالب (درود تو بر آن دو و خاندانشان باد) را؛ براى راهنمایى برگماشت؛ چرا کــه او بیم دهنده؛ و براى هــر قومى راهنما بود؛ پــس درحالی کــه انبوهى از مردم در برابرش بودند فرمود: هرکه من سرپرست او بودم؛ پــس على سرپرست اوست؛ خدایا دوست بدار کسیکه على را دوست دارد؛ و دشمن بدار کسى را کــه دشمن على است؛ و یارى کن هرکه او را یارى کند؛ و خوار کن هرکه او را وا گذارد؛ و فرمود: هــر کــه من پیامبرش بودم؛ پــس على فرمانرواى اوست؛ و فرمود: من و على از یک درخت هستیم؛ و سایر مردم از درخت هاى گوناگونند؛ و جایگاه او را نسبت بــه خود همچون جایگاه هارون بــه موسى قرار داد؛ و بــه او فرمود: تو نسبت بــه من بــه منزله هارون نسبت بــه موسایى؛ جز اینکه پــس از من پیامبر نیست؛ و دخترش سرور بانوان جهانیان را بــه همسرى او در آورد؛ و از مسجدش براى او حلال کرد؛ آنچه را براى خودش حلال بود؛ و هــمــه درهایى را کــه بــه مسجد باز مى شــد بست مگر در خانه او را؛ آنگاه علم و حکمتش را بــه او سپرد؛ و فرمود :

أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِینَهَ وَ الْحِکْمَهَ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَ دَمُکَ مِنْ دَمِی وَ سِلْمُکَ سِلْمِی وَ حَرْبُکَ حَرْبِی وَ الْإِیمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ کَمَا خَالَطَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ أَنْتَ غَدا عَلَى الْحَوْضِ خَلِیفَتِی وَ أَنْتَ تَقْضِی دَیْنِی وَ تُنْجِزُ عِدَاتِی وَ شِیعَتُکَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّهً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی فِی الْجَنَّهِ وَ هُمْ جِیرَانِی وَ لَوْ لا أَنْتَ یَا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی وَ کَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلالِ وَ نُورا مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ؛

من شهر علمم و على در آن شهر است؛ پــس هــر کــه اراده شهر علم و حکمت کند؛ بــایــد از در آن وارد شود؛ ســپــس گفت: تو برادر و جانشین و وارث منى؛ گوشتت از گوشت من؛ و خونت از خون من؛ و آشتى بــا تو؛ آشتى بــا من؛ و جنگ بــا تو؛ جنگ بــا من است؛ و ایمان بــا گوشت و خونت آمیخته شده؛ چنان کــه بــا گوشت و خون من درآمیخته{#816#}و تو فرداى قیامت کنار حوض کوثر جانشین منى؛ و تو قرضم را مى پردازى؛ و بــه وعده هاى من وفا می کنى؛ و شیعیان تو بر منبرهایی از نورند؛ درحالیکه رویشان سپید؛ و در بهشت پیرامون من؛ و همسایگان منند؛ و اگــر تو اى على نبودى؛ اهل ایمان پــس از من شناخته نمى شدند؛ و آن حضرت پــس از پیامبر؛ مایه هدایت از گمراهى؛ و نور از نابینایى و ریسمان استوار خدا و راه راست او بود؛

لا یُسْبَقُ بِقَرَابَهٍ فِی رَحِمٍ وَ لا بِسَابِقَهٍ فِی دِینٍ وَ لا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَهٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ یُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنَادِیدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاوَشَ [نَاهَشَ ] ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِیَّهً وَ خَیْبَرِیَّهً وَ حُنَیْنِیَّهً وَ غَیْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ [فَأَصَنَّتْ ] [فَأَصَنَ ] عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَکَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى [الْأَشْقِیَاءِ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ ] الْآخِرِینَ یَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِینَ وَ الْأُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَهٌ عَلَى قَطِیعَهِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَایَهِ الْحَقِّ فِیهِمْ ؛

با نزدیک هایش در خویشاوندى بــه رسول خدا؛ کسى بر او پیشى نگرفت؛ و همچنین بــا سابقه اش در دین؛ کسى بر او مقدم نبود؛ و در فضیلتى از فضائل هیچکس بــه او نرسید؛ کار پیامبر (درود خدا بر او خاندانش) را پى گرفت؛ و براساس تأویل قران جنگ مى کرد؛ و درباره خدا سرزنش هیچ سرزنش کننده اى را بــه خود نمى گرفت؛ خون شجاعان عرب را؛ در راه خدا بــه زمین ریخت؛ و دلاورانشان را از دم تیغ گذراند و بــا گرگانشان در افتاد؛ پــس بــه دلهایشان کینه سپرد؛ کینه جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها را؛ پــس دشمنى او را در نهاد خود جا دادند و بــه جنگ بــا او رو آوردند؛ تــا پیمان شکنان و جفا پیشگان و خارج شدگان از دایره دین را کشت؛ و هنگامیکه درگذشت و او را بدبخت ترین پسینیان؛ کــه از بدبخت ترین پیشینیان کرد؛ بــه قتل رساند؛ دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) در باره هدایت کنندگان؛ از پــس هدایت کنندگان] امامان بعد از پیامبر [اطاعت نشد؛ و امّت بر دشمنى نسبت بــه آن حضرت پافشارى کردند؛ و براى قطع رحم او؛ و تبعید فرزندانش گرد آمدند؛ مگر اندکى از کسانیکه براى رعایت حق درباره ایشان بــه پیمان پیامبر وفا کردند

فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ وَ أُقْصِیَ مَنْ أُقْصِیَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا یُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَهِ إِذْ کَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْیَبْکِ الْبَاکُونَ وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ [فَلْتَدُرَّ] الدُّمُوعُ وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ یَضِجُّ [یَضِجَ ] الضَّاجُّونَ وَ یَعِجُّ [یَعِجَ ] الْعَاجُّونَ أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ أَیْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَیْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ ؛

پس کشته شــد آنکه کشته شد؛ و اسیر گشت آنکه اسیر گشت؛ و تبعید شــد آنکه تبعید شد؛ و قضا بر آنان جارى شــد بــه آنچه کــه بر آن امید پاداش نیک مى رود؛ زیــرا زمین از خداست؛ آن را بــه هرکه از بندگانش بخواهد بــه ارث مى دهد؛ و سرانجام از آن پرهیزگاران اســت و منزّه اســت پروردگار ما کــه بــه یقین وعده پرورگارمان انــجـام شدنى است؛ و خدا هرگز از وعده خویش تخلّف نمى کــنــد و او نیرومند حکیم است؛ پــس بر پاکیزگان از اهل بیت محمّد و على (درود خدا بر ایشان و خاندانشان) ؛ بــایــد گریه کنندکان بگریند؛ و زارى کنندگان بر ایشان زارى کنند؛ و براى مانند آنان بــایــد اشک ها روان شود؛ و فریادکنندگان فریاد زنند؛ و شیون کنندگان شیون کنند؛ و خروشندگان بخروشند؛ حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟ شایسته اى پــس از شایسته دیگر راستگویى پــس از راستگویى دیگر؛ راه از پــس راه کجاست؟

أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَهُ أَیْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِیرَهُ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَهُ أَیْنَ أَعْلامُ الدِّینِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهَادِیَهِ أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَهِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَهِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَیْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَهِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَهِ الْمِلَّهِ وَ الشَّرِیعَهِ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدِینَ أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ ] ؛

کجاست بهترین برگزیده بعد از بهترین برگزید؟ کجایند خورشیدهای تابان؛ کجایند ماه هاى نورافشان؛ کجایند ستارگان فروزان؛ کجایند پرچم هاى دین؛ و پایه هاى دانش؛ کجاست آن باقیمانده خدا کــه از عترت هدایتگر خالى نشود؛ کجاست آن مهیّا گشته براى ریشه کن کردن ستمکاران؛ کجاست آن کــه بــرای راست نمودن انحراف و کجى بــه انتظار اویند؛ کجاست آن امید شده براى از بین بردن ستم و دشمنى؛ کجاست آن ذخیره براى تجدید فریضه ها و سنّت ها؛ کجاست آن برگزیده براى بازگرداندن دین و شریعت؛ کجاست آن آرزو شده براى زنده کردن قرآن و حدود آن؛ کجاست احیاگر نشانه هاى دین و اهل دین؛ کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزان؛ کجاست ویران کننده بناهاى شرک و دورویى؛ کجاست نابودکننده اهل فسق و عصیان و طغیان؛ کجاست دروکننده شاخه های گمراهى و شکاف اندازى؛

أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکِذْبِ [الْکَذِبِ ] وَ الافْتِرَاءِ أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاهِ وَ الْمَرَدَهِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَیْنَ جَامِعُ الْکَلِمَهِ [الْکَلِمِ ] عَلَى التَّقْوَى أَیْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتَى أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیَاءُ أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَیْنَ صَاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایَهِ الْهُدَى أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا؛

کجاست محوکننده آثار انحراف و هواهاى نفسانى؛ کجاست قطع کننده دام هاى دروغ و بهتان؛ کجاست نابودکننده سرکشان و سرپیچى کنندگان؛ کجاست ریشه کن کننده اهل لجاجت و گمراهى؛ و بیدینى کجاست عزّت بخش دوستان؛ و خوارکننده دشمنان؛ کجاست گردآورنده سخن بر پایه تقوا؛ کجاست در راه خدا کــه از آن آمده شود؛ کجاست جلوه خدا؛ کــه دوستان بــه سویش روى آورند؛ کجاست آن وسیله پیوند بین زمین و آسمان؛ کجاست صاحب روز پیروزى؛ و گسترنده پرچم هدایت؛ کجاست گردآورنده پراکندگی صلاح و رضا؛

أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ ] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَیْهِ وَ افْتَرَى أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یُجَابُ إِذَا دَعَا أَیْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ [الْخَلائِفِ ] ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى أَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِیجَهَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَهَ الْکُبْرَى بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَى یَا ابْنَ السَّادَهِ الْمُقَرَّبِینَ یَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَکْرَمِینَ یَا ابْنَ الْهُدَاهِ الْمَهْدِیِّینَ [الْمُهْتَدِینَ ] یَا ابْنَ الْخِیَرَهِ الْمُهَذَّبِینَ یَا ابْنَ الْغَطَارِفَهِ الْأَنْجَبِینَ یَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِینَ [الْمُسْتَظْهَرِینَ ] یَا ابْنَ الْخَضَارِمَهِ الْمُنْتَجَبِینَ یَا ابْنَ الْقَمَاقِمَهِ الْأَکْرَمِینَ [الْأَکْبَرِینَ ] یَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَهِ یَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَهِ یَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَهِ یَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَهِ؛

کجاست خواهنده خون پیامبران و فرزندان پیامبران؛ کجاست خواهنده خون کشته در کربلا؛ کجاست آن پیروز شده بر هــر کــه بــه او ستم کــرد و بهتان زد؛ کجاست آن مضطّرى کــه اجابت شــود هنگامى کــه دعا کند؛ کجاست سرسلسله مخلوقات؛ داراى نیکى و تقوا؛ کجاست فرزند پیامبر برگزیده؛ و فرزند علی مرتضى؛ و فرزند خدیجه روشن جبین؛ و فرزند فاطمه کبرى؟ ؛ پدر و مادر و جانم فردایت شود؛ برایت سپر و حصار باشم؛ اى فرزند سروران مقرّب؛ اى فرزند نجیبان گرامى؛ اى فرزند راهنمایان راه یافته؛ ای فرزند برگزیدگان پاکیزه؛ اى فرزند بزرگواران نجیب؛ اى فرزند پاکان پاکیزه؛ ای فرزند بزرگواران برگزیده؛ اى فرزند دریاهاى بیکران بخشش گرامیتر؛ اى فرزند ماههاى نورافشان؛ اى فرزند چراغ هاى تابان؛ اى فرزند ستارگان فروزان؛ اى فرزند اختران درخشان؛

یَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَهِ یَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَهِ یَا ابْنَ الْعُلُومِ الْکَامِلَهِ یَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَهِ یَا ابْنَ الْمَعَالِمِ الْمَأْثُورَهِ یَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَهِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَهِ [الْمَشْهُورَهِ] یَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ یَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ یَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَى اللَّهِ عَلِیٌّ حَکِیمٌ یَا ابْنَ الْآیَاتِ وَ الْبَیِّنَاتِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْبَرَاهِینِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ یَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ یَا ابْنَ طه وَ الْمُحْکَمَاتِ؛

اى فرزند راه هاى روشن؛ اى فرزند نشانه هاى آشکار؛ اى فرزند دانش هاى کامل؛ اى فرزند آیینهاى مشهور؛ اى فرزند نشانه هاى حفظ شده؛ ای معجزات موجود؛ اى فرزند دلیل هاى محسوس؛ اى فرزند راه مستقیم؛ اى فرزند خبر بزرگ؛ اى فرزند کسی کــه در امّ الکتاب؛ نزد خدا؛ والا و حکیم است؛ اى فرزند آیات و نشانه ها؛ اى فرزند دلیل های آشکار؛ اى فرزند برهان هاى نمایان؛ اى فرزند حجّتهاى رسا؛ اى فرزند نعمت های کامل؛ اى فرزند طه و آیات محکم؛

یَا ابْنَ یس وَ الذَّارِیَاتِ یَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِیَاتِ یَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَاباً مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلَى لَیْتَ شِعْرِی أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوَى بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَرَى أَ بِرَضْوَى أَوْ غَیْرِهَا أَمْ ذِی طُوًى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ [أَسْمَعُ ] لَکَ حَسِیسا وَ لا نَجْوَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ [لا تُحِیطَ بِی دُونَکَ ] الْبَلْوَى وَ لا یَنَالَکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَ لا شَکْوَى بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ [یَنْزَحُ ] عَنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیَّهُ شَائِقٍ یَتَمَنَّى مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ ذَکَرَا فَحَنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ عَقِیدِ عِزٍّ لا یُسَامَى؛

اى فرزند یس و ذاریات؛ اى فرزند طور و عادیات؛ اى فرزند کسی کــه نزدیک شد؛ آنگاه درآویخت؛ تــا آنکه در دسترسى و نزدیکى بــه خداى علىّ اعلى؛ بــه فاصله دو کمان یــا کمتر بود؛ اى کاش می دانستم خانه ات در کجا قرار گرفته؛ بـلـکـه مى دانستم کدام زمین تو را برداشته؛ یــا چــه خاکى؟ آیا در کوه رضوایى یــا در غیر آن؛ یــا در زمین ذی طوایى؟ بر من سخت اســت کــه مردم را مى بینم؛ ولى تو دیده نمى شوى؛ و از تو نمى شنوم صداى محسوسى و نه رازونیازى؛ بر من سخت اســت کــه تو را بدون من گرفتارى فرا گیرد؛ و از من بــه تو فریاد و شکایتى نرسد؛ جانم فدایت؛ تو پنهان شده اى هستی کــه از میان ما بیرون نیستى؛ جانم فدایت؛ تو دورى هستى کــه از ما دور نیست؛ جانم فدایت؛ تو آرزوى هــر مشتاقى کــه آرزو کند؛ از مردان و زنان مؤمن کــه تو را یاد کرده؛ از فراقت ناله کنند؛ جانم فدایت؛ تو قرین عزّتى؛ کــه کسى بر او برترى نگیرد؛

بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أَثِیلِ مَجْدٍ لا یُجَارَى [یُحَاذَی] بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَى بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُسَاوَى إِلَى مَتَى أَحَارُ [أَجْأَرُ] فِیکَ یَا مَوْلایَ وَ إِلَى مَتَى وَ أَیَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِیکَ وَ أَیَّ نَجْوَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجَابَ دُونَکَ وَ [أَوْ] أُنَاغَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ مَا جَرَى هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُکَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَیْنِی عَلَى الْقَذَى ؛

جانم فدایت؛ تو درخت ریشه دار مجدی کــه هم طرازى نپذیرد؛ جانم فدایت؛ تو نعمت دیرینه اى؛ کــه او را مانندى نیست؛ جانم فدایت؛ تو قرین شرفى؛ کــه وی را برابرى نیست؛ تــا چــه زمانى نسبت بــه تو سرگردان باشم؛ اى مولایم؛ و تــا چــه زمان؛ و بــا کدام بیان؛ تو را وصف کنم؛ و بــا چــه رازو نیازى؟ ؛ بر من سخت اســت کــه از سوى غیر تو پاسخ داده شوم؛ و سخن مسرّت بخش بشنوم؛ بر من سخت اســت کــه براى تو گریه کنم؛ ولى مردم تو را وا گذارند؛ بر من سخت است؛ کــه بر تو بگذرد و نه بر دیگران آنچه گذشت؛ آیا کمک کننده اى هست؛ کــه فریاد و گریه را در کنارش طولانى کنم؟ آیا بى تابى هست؟ کــه او را در بى تابى اش؛ هنگامى کــه خلوت کــنــد یارى رسانم؛ آیا چشمى هست کــه خار فراق در آن جا گرفته؛ پــس چشم من او را بر آن خار خلیدگى مساعدت کند؛

هَلْ إِلَیْکَ یَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنَا مِنْکَ بِعِدَهٍ [بِغَدِهِ ] فَنَحْظَى مَتَى نَرِدُ مَنَاهِلَکَ الرَّوِیَّهَ فَنَرْوَى مَتَى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِکَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَى مَتَى نُغَادِیکَ وَ نُرَاوِحُکَ فَنَقِرَّ عَیْنا [فَتَقَرَّ عُیُونُنَا] مَتَى تَرَانَا [وَ] نَرَاکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَکَ هَوَاناً وَ عِقَاباً وَ أَبَرْتَ الْعُتَاهَ وَ جَحَدَهَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ؛

آیا بــه جانب تو اى پسر احمد راهى هست؛ تــا ملاقات شوى؛ آیا روز ما بــه تو بــا وعده اى در می پیوندد تــا بهره مند گردیم؛ چــه زمان بــه چشمه های پر آبت وارد می شویم؛ تــا سیراب گردیم؛ چــه زمان از آب وصل خشگوارت بهره مند مى شویم؟ کــه تشنگى ما طولانى شد؛ چــه زمان بــا تو صبح و شام مى کنیم؛ تــا دیده از ایــن کار روشن کنیم؛ چــه زمان مارا می بینى و ما تو را می بینیم؛ درحالى کــه پرچم پیروزى را گسترده اى؛ آیا آن روز در مى رسد کــه ما را ببینی کــه تو را احاطه کنیم؛ و تو جامعه جهانى را پیشوا مى شوى درحالى کــه زمین را از عدالت انباشتى؛ و دشمنانت را خوارى و کیفر چشانده اى؛ و متکبّران و منکران حق را نابود کرده اى و ریشه سرکشان را قطع نموده اى؛ و بیخ و بن ستمکاران را برکنده اى؛

وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَ الْبَلْوَى وَ إِلَیْکَ أَسْتَعْدِی فَعِنْدَکَ الْعَدْوَى وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَهِ وَ الدُّنْیَا [الْأُولَی] فَأَغِثْ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلَى وَ أَرِهِ سَیِّدَهُ یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَ الْجَوَى وَ بَرِّدْ غَلِیلَهُ یَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَ مَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِیدُکَ التَّائِقُونَ [الشَّائِقُونَ ] إِلَى وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَ بِنَبِیِّکَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَهً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّهً وَ سَلاما؛

تا ما بگوییم: ستایش خاص خدا؛ پروردگار جهانیان است.
خدایا تو برطرف کننده سختی ها و حوادث ناگوارى؛ از تو یارى مى طلبم؛ کــه یارى و کمک تنها نزد توست؛ و تو پروردگار آخرت و دنیایى؛ پــس اى فریادرس درماندگان؛ بــه فریاد بنده کوچک گرفتارت برس؛ و سرورش را بــه او نشان بده اى صاحب نیروهاى شگرف؛ و بــه دیدار سرورش؛ اندوه و سوز دل را از او بزداى؛ و آتش تشنگى اش را خاموش کن؛ اى کــه بر عرش چیره اى؛ و بازگشت و سرانجام بــه سوى اوست؛ خدایا؛ ما بندگان بــه شدّت مشتاق بــه ســوی ولىّ تو هستیم؛ آنکه مردم را بــه یاد تو و پیامبرت اندازد؛ و تو او را براى ما نگهبان و پناهگاه آفریدى؛ و او را قوم و امان ما قرار دادى؛ و او را پیشواى اهل ایمان از ما گرداندى؛ از جانب ما بــه او تحیّت و سلام برسان؛

وَ زِدْنَا بِذَلِکَ یَا رَبِّ إِکْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدِیمِکَ إِیَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّى تُورِدَنَا جِنَانَکَ [جَنَّاتِکَ ] وَ مُرَافَقَهَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِکَ السَّیِّدِ الْأَکْبَرِ وَ عَلَى [عَلِیٍ ] أَبِیهِ السَّیِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّیقَهِ الْکُبْرَى فَاطِمَهَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَهِ وَ عَلَیْهِ أَفْضَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَکْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ ؛

و بــه ایــن وسیله اکرام بر ما را ای پروردگار بیفزا؛ و جایگاه او را؛ جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده؛ و نعمتت را بــا پیش انداختن او در پیش روى ما کامل گردان؛ تــا ما را وارد بهشتهایت نماید؛ و بــه همنشینى شهیدان از بندگان خالصت نایل نماید.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست؛ و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت؛ آن سرور بزرگتر؛ و بر پدرش آن سرور پــس از پیامبر و بر جدّه اش صدّیقه کبرى؛ فاطمه دختر محمّد؛ و بر کسانى کــه بزگزیدى؛ از پدران نیکوکار و بر خودش؛ برترین و کامل ترین و تمام ترین و بادوام ترین

و بیشترین و فراوان ترین درودى کــه بر یکى از برگزیدگانت و انتخاب شدگانت از میان آفریدگانت فرستادى؛

وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاهً لا غَایَهَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَایَهَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِیَاءَکَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَکَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ وُصْلَهً تُؤَدِّی إِلَى مُرَافَقَهِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ یَمْکُثُ فِی ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِیَهِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِی طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِیَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَیْنَا بِرِضَاهُ وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَیْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَهً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ فَوْزا عِنْدَکَ وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَهً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَهً ؛

و بر او درود فرست؛ درودى کــه پایانى براى عدوش؛ و نهایتى براى مدتش؛ و بــه آخر رسیدنى براى زمانش نباشد؛ خدایا حق را بــه وسیله او برپا دار؛ و باطل را بــه او نابود کن؛ و دوستانت را بــه سبب آن جناب بــه دولت برسان؛ و دشمنانت را بــه دست او خوار گردان؛ و پیوند خدایا بین ما و او؛ پیوندى کــه ما را بــه رفاقت گذشتگان او برساند؛ و ما را از آنانى قرار ده کــه بــه دامان عنایتشان چنگ زنند و در سایه لطفشان اقامت کنند؛ و ما را بر پرداخت حقوقش؛ و کوشش در فرمانبرداریاش؛ و دورى از نافرمانى اش کمک کن؛ و بر ما بــه خشنودى اش منّت نه؛ و رأفت و رحمت و دعاى خیر آن حضرت را بــه ما ببخش؛ تــا حدّى کــه بــه سبب آن بــه رحمت گسترده ات؛ و رستگارى در پیشگاهت برسیم؛ خدایا بــه وسیله او نمازمان را پذیرفته؛ و گناهانمان را آمرزیده

وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَهً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَکْفِیَّهً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِیَّهً وَ أَقْبِلْ إِلَیْنَا بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَیْکَ وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً رَحِیمَهً نَسْتَکْمِلْ بِهَا الْکَرَامَهَ عِنْدَکَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِکَ وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّا رَوِیّا هَنِیئا سَائِغا لا ظَمَأَ بَعْدَهُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

و دعاهایمان را مستجاب گردان؛ خدایا روزی هایمان را بــه سبب او گسترده؛ و اندوهمان را برطرف شده؛ و حاجت هایمان را برآورده فرما؛ و بــه جانب ما بــه جلوه کریمت روى آور؛ و تقرّبان را بــه سویت بپذیر؛ و بــه ما نظر کن نظرى مهربانانه کــه کرامت را نزد تو؛ بــه وسیله آن نظر بــه کمال برسانیم؛ و آن نظر مهربانانه را بــه حق جودت از ما مگردان؛ و از حوض جدّش (درود خدا بر او و خاندانش) بــا جام او و بــه دست او؛ سیراب مان کن؛ سیراب شدنى کامل؛ و گوارا و خوش؛ کــه پــس از آن تشنگى نباشد؛ اى مهربان ترین مهربانان
آنگاه بــه صورتى کــه گذشت نماز زیارت بجا مى آورى و بــه آن چــه خواهى دعا مى کنى؛ کــه ان شاء اللّه بــه اجابت خواهد رسید.

 

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “دعای ندبه”

دیدگاه ها بسته شده اند.