ضرب المثل

ضرب المثل

مجموعه: اختصاصی, سرگرمی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • ضرب المثل
  •  

    ضرب المثل

    ضرب المثل

     

    1 با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .

    2 با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !

    3 با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

    4 با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !

    5 با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

    6 باد آورده را باد میبرد !

    7 با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

    8 بادنجان بم آفت ندارد !

    9 بارون آمد، ترکها بهم رفت !

    10 بار کج به منزل نمیرسد !

    11 با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !

    12 بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !

    13 بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

    14 با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره !

    15 با کدخدا بساز، ده را بچاپ !

    16 با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !

    17 بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

    18 بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

    19 با مردم زمانه سلامی و والسلام .

    20 تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !

    21 با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

    22 با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟

    23 باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !

    24 با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !

    25 با یک گل بهار نمیشه !

    26 به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !

    27 به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !

    28 بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !

    29 بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !

    30 بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

    31 بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !

    32 بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !

    33 به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !

    34 بدعای گربه کوره بارون نمیاد !

    35 بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !

     

    ضرب المثل فارسی

     

    ضرب المثل فارسی

     

    36 برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !

    37 برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

    38 خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!

    39 برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !

    40 برای کسی بمیر که برات تب کنه !

    41 برای همه مادره، برای ما زن بابا !

    42 برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !

    43 برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !

    44 بر عکس نهند نام زنگی کافور !

    45 به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !

    46 بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !

    47 بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !

    48 بز گر از سر چشمه آب میخوره !

    49 به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

    50 بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !

    51 بعد از هفت کره، ادعای بکارت !

    52 بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !

    53 به کیشی آمدند به فیشی رفتند !

    54 به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !

    55 به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !

    56 به کک بنده که رقاص خداست !

    57 بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

    58 بگیر و ببند بده دست پهلوون !

    59 بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سره ، یکیش بلبل !

    60 بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !

    61 بماه میگه تو در نیا من در میام !

    62 بمرغشان کیش نمیشه گفت !

    63 بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !

    64 بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !

    65 بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !

    66 به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !

    67 به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

    68 بمیر و بدم !

    69 به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !

    70 بیله دیگ، بیله چغندر !

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : استخاره

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

     

    ضرب المثل ایرانی

     

    ضرب المثل ایرانی

     

    آب از دستش نمیچکه !

    آب از سر چشمه گله !

    آب از آب تکان نمیخوره !

    آب از سرش گذشته !

    آب پاکی روی دستش ریخت !

    آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

    آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

    آب زیر پوستش افتاده !

    آب که یه جا بمونه، میگنده .

    آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !

    آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی !

    آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !

    آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !

    آبی از او گرم نمیشه !

    آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

    آخر شاه منشی، کاه کشی است !

    آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه !

    آدم بد حساب، دوبار میده !

    آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

    آدم خوش معامله، شریک مال مردمه !

    آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !

    آدم زنده، زندگی میخواد !

    آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

    آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !

    آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

    آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !

    آرزو بر جوانان عیب نیست !

    آستین نو پلو بخور !

    آسوده کسی که خر نداره — از کاه و جوش خبر نداره !

    آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !

    آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !

    آش نخورده و دهن سوخته !

    آفتابه خرج لحیمه !

    آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

    آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

    آمدم ثواب کنم، کباب شدم !

    آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !

    آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !

    آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد .

    آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!

    آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

    آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !

    آنقدر مار خورده تا افعی شده !

    آن ممه را لولو برد !

    آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

    آواز دهل شنیده از دور خوشه !

    اجاره نشین خوش نشینه !

    ارزان خری، انبان خری !

    از اسب افتاده ایم، اما از اصل نیفتاده ایم !

    از اونجا مونده، از اینجا رونده !

    از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !

    از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !

    از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

    از این ستون بآن ستون فرجه !

    از بی کفنی زنده ایم !

    از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

    از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند !

    از تو حرکت، از خدا برکت .

    از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

    از خر افتاده، خرما پیدا کرده !

    از خرس موئی، غنیمته !

    از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!

    از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

    از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

    از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

    از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !

    از شما عباسی، از ما رقاصی !

    از کوزه همان برون تراود که در اوست !  (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))

    از کیسه خلیفه می بخشه !

    از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !

    از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

    از ماست که بر ماست !

    از مال پس است و از جان عاصی !

    از مردی تا نامردی یک قدم است !

    از من بدر، به جوال کاه !

    از نخورده بگیر، بده به خورده !

    از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !

    از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

    از هول هلیم افتاد توی دیگ !

    از یک گل بهار نمیشه !

    از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !

    اسباب خونه به صاحبخونه میره !

    اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

    اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

    اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !

    اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !

    اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

    استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!

    اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !

    اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !

    اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

    اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !

    اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !

    اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !

    اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

    اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

    اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

    اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

    اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

    اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

    اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست !

    اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !

    اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !

    اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !

    اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !

    اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

    اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

    اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

    اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !

    اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

    اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !

    اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

    اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

    اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !

    اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

    امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !

    امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !

    انگور خوب، نصیب شغال میشه !

    اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !

    اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !

    اول بچش، بعد بگو بی نمکه !

    اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن !

    اول بقالی و ماست ترش فروشی !

    اول پیاله و بد مستی !

    اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !

    ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !

    این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !

    اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !

    این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !

    این قافله تا به حشر لنگه !

    اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !

    اینو که زائیدی بزرگ کن !

    این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !

    اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!

    اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .

    با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !

    با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

    با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !

    با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

    باد آورده را باد میبرد !

    با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

    بادنجان بم آفت ندارد !

    بارون آمد، ترکها بهم رفت !

    بار کج به منزل نمیرسد !

    با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !

    بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !

    بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

    با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !

    با کدخدا بساز، ده را بچاپ !

    با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !

    بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

    بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

    با مردم زمانه سلامی و والسلام .

    تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !

    با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

    با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟

    باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !

    با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !

    با یک گل بهار نمیشه !

    با یک گل بهار نمیشه !

    با یک گل بهار نمیشه !

    به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !

    به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !

    بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !

    بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !

    بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

    بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !

    بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !

    به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !

    بدعای گربه کوره بارون نمیاد !

    بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !

    برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !

    برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

    خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!

    برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !

    برای کسی بمیر که برات تب کنه !

    برای همه مادره، برای ما زن بابا !

    برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !

    برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !

    بر عکس نهند نام زنگی کافور !

    به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !

    بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !

    بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !

    بز گر از سر چشمه آب میخوره !

    به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه ؟!

    به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

    بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !

    بعد از هفت کره، ادعای بکارت !

    بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !

    به کیشی آمدند به فیشی رفتند !

    به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !

    به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !

    به کک بنده که رقاص خداست !

    بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

    بگیر و ببند بده دست پهلوون !

    بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل !

    بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !

    بماه میگه تو در نیا من در میام !

    بمرغشان کیش نمیشه گفت !

    بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !

    بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !

    بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !

    به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !

    به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

    بمیر و بدم !

    به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !

    بیله دیگ، بیله چغندر !

    پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد !

    پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو !

    پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست !

    پز عالی، جیب خالی !

    پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه !

    پس از قرنی شنبه به نوروز میافته !

    پستان مادرش را گاز گرفته !

    پسر خاله دسته دیزی !

    پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !

    پدر کو ندارد نشان از پدر — تو بیگانه خوانش نخوانش پسر !

    پشت تاپو بزرگ شده !

    پنج انگشت برادرند، برابر نیستند !

    پوست خرس نزده میفروشه !

    پول است نه جان است که آسان بتوان داد !

    پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله !

    پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور !

    پولدارها به کباب، بی پولها به بوی کباب ،

    پول ما سکه عُمَر داره !

    پیاده شو با هم راه بریم !

    پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرده !

    پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه !

    پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه !

    پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه !

    پیش از آخوند منبر نرو !

    پیش رو خاله، پشت سر چاله !

    پیش قاضی و معلق بازی !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه !

    تابستون پدر یتیمونه !

    تا پریشان نشود کار بسامان نرسد !

    تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد !

    تا تنور گرمه نون و بچسبون !

    تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون !

    تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود !

    تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد !

    تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه !

    تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره !

    تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن !

    تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها !

    تا هستم بریش تو بستم !

    تب تند عرقش زود در میاد !

    تخم دزد، شتر دزد میشه !

    تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد !

    تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه !

    ترب هم جزء مرکبات شده !

    ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !

    تره به تخمش میره، حسنی به باباش !

    تعارف کم کن و بر مبلغ افزا !

    تغاری بشکنه ماستی بریزد — جهان گردد به کام کاسه لیسان !

    تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش !

    تلافی غوره رو سر کوره در میاره !

    تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته !

    تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه !

    تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده !

    تو از تو، من ازبیرون !

    تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد !

    توبه گرگ مرگه !

    تو که نی زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد !

    تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را !

    توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند !

    جا تره و بچه نیست !

    جاده دزد زده تا چهل روز امنه !

    جایی نمیخوابه که آب زیرش بره !

    جایی که میوه نیست چغندر ، سلطان مرکباته !

    جواب ابلهان خاموشیست !

    جواب های، هویه !

    جوانی کجائی که یادت بخیر !

    جوجه را آخر پائیز میشمرند !

    جوجه همسشه زیر سبد نمیمونه !

    جون بعزرائیل نمیده !

    جهود، خون دیده  !

    جهود، دعاش را آورده !

    جیبش تار عنکبوت بسته !

    جیگر جیگره ، دیگر دیگره !

    چار دیواری اختیاری !

    چاقو دسته خودشو نمیبره !

    چاه کن همیشه ته چاهه !

    چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی !

    چاه نکنده منار دزدیده !

    چرا توپچی نشدی !

    چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است !

    چشته خور بدتر از میراث خوره !

    چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی !

    چشمش آلبالو گیلاس می چینه !

    چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه !

    چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه !

    چنار در خونه شونو نمی بینه !

    چوب خدا صدا نداره ، هر کی بخوره دوا نداره !

    چوب دو سر طلا ست !

    چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه !

    چوب معلم گله، هر کی نخوره خله !

    چو به گشتی، طبیب از خود میازار — چراغ از بهر تاریکی نگه دار !

    چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن — که گوهر فرو شست یا پیله ور!

    چه خوشست میوه فروشی — گر کس نخرد خودت بنوشی !

    چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه !

    چه  علی خواجه، چه خواجه علی !

    چه مردی بود کز زنی کم بود !

    چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره !

    چیزی که عوض داره گله نداره !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    خار را در چشم دیگران می بینه و تیر را در چشم خودش نمی بینه !

    خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود !

    خاک خور و نان بخیلان مخور !  (( … خار نه ای زخم ذلیلان مخور ))

    خاک کوچه برای باد سودا خوبه !

    خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا ؟!

    خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده !

    خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز !

    خاله سوسکه به بچه اش میگه : قربون دست و پای بلوریت !

    خانه ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست !

    خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه !

    خانه خرس و بادیه مس ؟

    خانه داماد عروسیست،  خانه عروس هیچ  خبری نیست !

    خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب !

    خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره !

    خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم !

    خانه نشینی بی بی از بی چادریست !

    خانه همسایه آش میپزند بمن چه ؟!

    خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی !

    خدا برف را به اندازه بام میده !

    خدا جامه میدهد کو اندام ؟ نان میدهد کو دندان ؟

    خدا خر را شناخت، شاخش نداد !

    خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی !

    خدا دیر گیره، اما سخت گیره !

    خدا را بنده نیست !

    خدا روزی رسان است، امااِهنی هم می خواد !

    خدا سرما را بقدر بالا پوش میده !

    خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله ها پر بشه !

    خدا گر ببندد ز حکمت دری — ز رحمت گشاید در دیگری !

    خدا میان دانه گندم خط گذاشته !

    خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه !

    خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه !

    خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی ؟

    خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم ، ها میده !

    خدا همه چیز را به یک بنده نمی ده !

    خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره !

    خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی ؟  ((خواجه عبدالله انصاری ))

    خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن !

    خر، آخور خود را گم نمیکنه !

    خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه !

    خر، ار جل  ز اطلس بپوشد خر است !

    خر است و یک کیله جو !

    خر از لگد خر ناراحت نمیشه !

    خر باربر، به که شیر مردم در !

    خر به بوسه و پیغام آب نمی خوره !

    خربزه شیرین مال شغاله !

    خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی !

    خربزه میخواهی یا هندوانه : هر دو دانه !

    خربیارو باقلا بار کن !

    خر، پایش یک بار به چاله میره !

    خرج که از کیسه مهمان بود — حاتم طایی شدن آسان بود !

    خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟

    خر خالی یرقه میره !

    خر، خسته – صاحب خر، ناراضی !

    خر خفته جو نمی خوره !

    خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر بصاحبش بزنه !

    خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور !

    خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشه !

    خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است !

    خر را گم کرده پی نعلش میگرده !

    خر، رو به طویله تند میره !

    خرس، تخم میکنه یا بچه ؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد !

    خرس در کوه، بو علی سیناست !

    خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش !

    خر سواری را حساب نمیکنه !

    خر، سی شاهی ، پالون دو زار !

    خر کریم را نعل کردن !

    خر که جو دید، کاه نمیخوره !

    خر، که علف دید گردن دراز میکنه !

    خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ میاره !

    خر لخت راپالانشو بر نمیدارند!

    خر ما از کرگی دم نداشت !

    خر ناخنکی صاحب سلیقه میشود !

    خروار نمکه، مثقال هم نمکه !

    خر وامانده معطل چشه !

    خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره !

    خر، همان خره پالانش عوض شده !

    خریت ارث نیست بهره خداداده س !

    خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید !

    خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت !

    خواب پاسبان، چراغ دزده !

    خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم !

    خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه !

    خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد !

    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !

    خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست !

    خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده !

    خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره ؟

    خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنر مندی !

    خودم کردم که لعنت بر خودم باد !

    خوردن خوبی داره ، پس دادن بدی !

    خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند !

    خوشا چاهی که آب از خود بر آرد !

    خوش بود گر محک تجربه آید بمیان — تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد .

    خوش زبان باش در امان باش !

    خولی بکفم به که کلنگی بهوا !

    یک ده آباد به از صد شهر خراب !

    خونسار است و یک خرس !

    خیر در خانه صاحبش را میشناسد !

    خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !

    دارندگیست و برازندگی !

    داری طرب کن، نداری طلب کن !

    داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !

    دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !

    دانا گوشت میخورد نادان چغندر !

    دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا !

    دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !

    دختر، تخم تر تیزک است !

    دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره !

    دخترمیخوهی ماماش را بین — کرباس میخواهی پهناش را ببین !

    دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !

    دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه !

    درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !

    در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !

    در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست !

    در پس هر گریه آخر خنده ایست !

    در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند !

    در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی ؟!

    در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت !

    در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !

    در جیبش را تار عنکبوت گرفته است !

    در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !

    در حوضی که ماهی نیست ، قورباغه سپهسالاره !

    در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نکن !

    در خانه اگر کس است یکحرف بس است !

    در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !

    در خانه مور، شبنمی طوفانست !

    در خانه هر چه، مهمان هر که !

    درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای — نه جور اره کشیدی نه جفای تبر !

    درخت پر بار، سنگ میخوره !

    درخت پر بار، سنگ میخوره !

    درخت کاهلی بارش گرسنگی است !

    درخت کج جز بآتش راست نمیشه !

    درخت گردکان باین بلندی — درخت خربزه الله اکبر !

    درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !

    درد دل خودم کم بود، اینهم قرقر همسایه !

    درد، کوه کوه میاد، مومو میره !

    در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !

    در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه !

    در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !

    در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته !

    در زمستان، الو، به از پلوه !

    در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !

    درزی در کوزه افتاد !

    در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی !

    درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی — جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را . ((‌ نظیری نیشابوری ))

    در شهر کورها یه چشمی پادشاست !

    در شهر نی سواران باید سوار نی شد !

    در عفو لذتیست که در انتقام نیست !

    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! ((‌ حافظ شیرازی ))

    در کف شیر نر خونخواره ای — غیر از تسلیم و رضا کو چاره ای ؟

    در مجلس خود راه مده همچو منی را — کافسرده دل افسرده کند انجمنی را !

    درم داران عالم را کرم نیست — کریمان را بدست اندر درم نیست !

    در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی !

    در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد !

    درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند !

    درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی !

    درویش را گفتند : در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت !

    در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده !

    درهفت آسمان یک ستاره نداره !

    دزد،آب گرون میخوره !

    دزد بازار آشفته میخواهد!

    دزد باش و مرد باش !

    دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه !

    دزد حاضر و بز حاضر !

    دزد ناشی به کاهدون میزنه !

    دزدی آنهم شلغم ؟ !

    دزدی که نسیم را بدزدد  دزد است !

    دست بالای دست بسیار است . (( در جهان پیل مست بسیار است … ))

    دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده !

    دست بریده قدر دست بریده را میدونه !

    دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه !

    دست بیچاره چون بجان نرسد — چاره جز پیرهن دریدن نیست !

    دست بی هنر کفچه گدئیست !

    دست پشت سر نداره !

    دست پیش را گرفته که پس نیفته !

    دستت چربه، بمال سرت !

    دستت چو نمیرسد به خانم — دریاب کنیز مطبخی را !

    دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو !

    دست تنگی بدتر از دلتنگی است !

    دست خالی برای تو سر زدن خوبه !

    دست در کاسه و مشت در پیشانی !

    دست، دست را میشناسه !

    دست دکاندار تلخ است !

    دست راست را از چپ نمیشناسه !

    دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !

    دستش به دم گاو بند شده !

    دستش به عرب و عجم بند شده است !

    دستش بدهنش میرسه !

    دستش در کیسه خلیفه است !

    دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته !

    دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است !

    دستش را توی حنا گذاشت !

    دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره !

    دست شکسته وبال گردنه !

    دستش نمک نداره !

    دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه !

    دستش کجه !

    دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه !

    دست که بسیار شد برکت کم می شود !

    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل . (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شیرازی ))

    دست ننت درد نکنه !

    دست و روت را بشور منم بخور !

    دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !

    دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره !

    دستی را که نمیتوان برید باید بوسید !

    دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه !

    دشمنان در زندن با هم دوست شوند !

    دشمن دانا بلندت میکند — بر زمینت میزند نادان دوست !

    دشمن دانا که غم جان بود — بهتر از دوست که نادان بود . ((‌ نظامی ))

    دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد ))  ((‌ سعدی ))

    دعا خانه صاحبش را میشناسد !

    دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره !

    دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !

    دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند !

    دل بیغم دراین عالم نباشد — اگر باشد بنی آدم نباشد .

    دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه !

    دلش درو طاقچه نداره !

    دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم !

    دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !

    دماغش را بگیری جانش در میاد !

    دم خروس از جیبش پیداست !

    دمش را توی خمره زده است !

    دندن اسب پیشکشی را نمیشمارند !

    دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد !

    دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب !

    دنیا دمش درازه !

    دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !

    دنیا، دار مکافاته !

    دنیا را آب ببره او راخواب میبره !

    دنیا را هر طور بگیری میگذره !

    دنیایش مثل آخرت یزیده !

    دنیا محل گذره !

    دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند !

    دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی !

    دود از کنده بلند میشه !

    دود، روزنه خودشو پیدا میکنه !

    دو دستماله میرقصه !

    دور اول و بد مستی ؟

    دور دور میرزا جلاله ، یک زن به دو شوهر حلاله !

    دوری و دوستی !

    دوست آنست که بگریاند. دشمن آنست که بخنداند !

    دوست همه کس، دوست هیچکس نیست !

    دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر !

    دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی ؟!

    دوصد گفته چو نیم کردار نیست !

    دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد !

    دوغ در خانه ترش است !

    دوغ و دوشاب در نظرش یکیست !

    دو قرت و نیمش باقیه !

    دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو — دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو .

    هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین — زفرمملکت کیقباد و کیخسرو .

    ده انگشت را خدا برابر نیافریده !

    ده، برای کدخدا خوبه و برادرش !

    ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .

    دهنش آستر داره !

    دهنش چاک و بست نداره !

    دهن مردم را نمیشود بست !

    دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته !

    دیده می بینه، دل میخواد !

    دیر آمده زود میخواد بره !

    دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه !

    دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا ؟!

    دیگ به دیگ میگه روت سیاه ، سه پایه میگه صل علی !

    دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند !

    دیگ ملا نصرالدین است !

    دیوار حاشا بلنده !

    دیوار موش داره ، موش هم گوش داره !

    دیوانه چو دیوانه به بیند خوشش آید !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    ذات نایافته از هستی بخش — کی تواند که شود هستی بخش ؟! (( جامی ))

    ذره ذره کاندرین ارض و سماست  —  جنس خود را همچو کاه و کهرباست . ((مولوی ))

    ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود .

    راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی ؟!

    راه دزد زده تا چهل روز امنه !

    راه دویده، کفش دریده !

    رحمت بکفن دزد اولی !

    رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست !

    رستم است و یکدست اسلحه !

    رستم در حمام است !

    رستم صولت و افندی پیزی !

    رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . (( نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت … )) (( آصفی هروی ))

    رطب خورده کی منع رطب چون کند !

    رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد !

    رفت به نان برسه بجان رسید !

    رفتم ثواب کنم کباب شدم !

    رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید !

    رفتم شهر کورها ، دیدم همه کور، منهم کور !

    رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه !

    رند را بند و قحبه را پند سود نکند !

    رنگم ببین و حالمو نپرس !

    روبرو خاله و پشت سر چاله !

    روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد !

    روز از نو، روزی از نو !

    روز گار آئینه را  محتاج خاکستر کند !

    روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد — چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد .(( قائم مقام فراهانی ))

    روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام !

    روزی به قدمه !

    روزی گریه دست زن شلخته است !

    روضه خوان پشمه چال است !

    روغن چراغ ریخته وقف امامزاده !

    روغن روی روغن میره ، بلغور، خشک میمونه !

    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز — تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی . (( عبید زاکانی ))

    روی گدا سیاهه ولی کیسه اش پره !

    ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت !

    ریش و قیچی هر دو در دست شماست !

    ز آب خرد، ماهی خرد خیزد — نهنگ آن به که از دریا گریزد !

    زاغم زد و زو غم زد، پس مانده کلاغ کورم زد !

    زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم — به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم . (( سعدی ))

    زبان خر را خلج میدونه !

    زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد !

    زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد — بهوش باش که سر در سر زبان نکنی .

    زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه !

    زخم زبان از زخم شمشیر بدتره !

    زدی ضربتی ضربتی نوش کن !

    زرد آلو را میخورند برای هسته اش !

    زرنگی زیاد فقر میآره !

    زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست !

    ز عشق  تا بصبوری هزار فرسنگ است ! (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ ))  (( سعدی ))

    زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند !

    زکوه تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است !

    زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی … ))  (( آصفی هروی ))

    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!

    زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند !

    زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان !

    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !

    زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه !

    زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه !

    زن بیوه را میوه اش میخواهند !

    زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره !

    زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری !

    زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی !

    زن سلیطه سگ بی قلاده است !

    زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست !

    زنگوله پای تابوت !

    زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله !

    زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند !

    زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره !

    زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره !

    زور داری، حرفت پیشه !

    زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد !

    زهر طرف که کشته شود اسلام است !

    زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون !

    زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن !

    زیر دمش سست است !

    زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم !

    زیر سرش بلنده !

    زیر شالش قرصه !

    زیر کاسه نیم کاسه ایست .

    زیره به کرمان میبره !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    سال به دوازده ماه ما می بینیم یکدفعه هم تو ببین !

    سال به سال دریغ از پارسال !

    سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته !

    سالی که نکوست از بهارش پیداست !

    سبوی خالی را بسبوی پر مزن !

    سبوی نو آب خنک دارد !

    سبیلش آویزان شد !

    سبیلش را باید چرب کرد !

    سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد !

    سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی !

    سر بریده سخن نگوید !

    سر بزرگ بلای بزرگ داره !

    سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین !

    سر بی صاحب میتراشه !

    سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره !

    سر پیری و معرکه گیری !

    سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره !

    سر حلیم روغن میرود !

    سر خر باش، صاحب زر باش !

    سر را با پنبه میبرد !

    سر را قمی می شکنه تاوانش را کاشی میده !

    سر زلف تو نباشد سر زلف دگری !

    سرش از خودش نیست .

    سرش به تنش زیادی میکنه !

    سرش به کلاش میارزه !

    سرش بوی قرمه سبزی میده !

    سرش توی حسابه !

    سرش توی لاک خودشه !

    سرش جنگه اما دلش تنگه !

    سرش را پیراهن هم نمیدونه !

    سر قبری گریه کن که مرده توش باشه !

    سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم !

    سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی !

    سر کچل و عرقچین !

    سرکه مفت از عسل شیرین تره !

    سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است !

    سرکه نه در راه عزیزان بود — بار گرانیست کشیدن بدوش ! (( سعدی ))

    سر گاو توی خمره گیر کرده !

    سر گنجشکی خورده !

    سر گنده زیر لحافه !

    سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه !

    سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی — که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .

    سرنا را از سر گشادش میزنه !

    سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد !

    سری را مه درد نیمکند دستمال مبند !

    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))

    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است … ))

    سزای گرانفروش نخریدنه !

    سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله !

    سفره بی نان جله، کوزه بی آب گله !

    سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده !

    سفره نیفتاده یک عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب !

    سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه !

    سقش سیاه است !

    سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه !

    سگ باش، کوچک خونه نباش !

    سگ پاچه صاحبش را نمیگیره !

    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت !

    سگ چیه که پشمش باشه !

    سگ درحضور به از برادر دور !

    سگ در خانه صاحبش شیره !

    سگ داد و سگ توله گرفت !

    سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه !

    سگ را که چاق کنند هار میشه !

    سگ زرد برادر شغاله !

    سگست آنکه با سگ رود در جوال !

    سگ سفید ضرر پنبه فروشه !

    سگ سیر دنبال کسی نمیره !

    سگش بهتر از خودشه !

    سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه !

    سگ گر و قلاده زر ؟!

    سگ ماده در لانه، شیر است !

    سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه !

    سگ نمک شناس به از آدم ناسپاس !

    سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه !

    سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد !

    سگی که پارس کنه ، نمیگیره !

    سلام روستائی بی طمع نیست !

    سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد !

    سنگ به در بسته میخوره !

    سنگ بزرگ علامت نزدنه !

    سنگ بنداز بغلت واشه !

    سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه !

    سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه !

    سنگ مفت، گنجشک مفت !

    سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت !

    سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه !

    سودا، به رضا، خویشی بخوشی .

    سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی ! (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی ))

    سودا گر پنیر از شیشه میخوره !

    سودای نقد بوی مشک میده !

    سوراخ دعا را گم کرده !

    سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته !

    سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !

    سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه !

    سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟!

    سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده !

    سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره !

    سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد ! (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد ))

    سیلی نقد به از حلوای نسیه !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه !

    شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه !

    شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه !

    شاهنامه آخرش خوشه !

    شب دراز است و قلندر بیکار !

    شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !

    شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد — گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم !

    شبهای چهارشنبه هم غش میکنه !

    شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه !

    شپش توی جیبش منیژه خانومه !

    شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !

    شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !

    شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت !

    شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است !

    شتر در خواب بیند پنبه دانه — گهی لف لف خورد گه دانه دانه !

    شتر دیدی ندیدی ؟!

    شتر را چه به علاقه بندی ؟

    شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چیزم مثل همه کسه !

    شتر را گفتند : چرا گردنت کجه ؟ گفت : کجام راسته !

    شتر را گفتند : چکاره ای ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست !

    آن یکی می گفت استر را که هی — از کجا می آیی ای فرخنده پی

    گفت : از حمام گرم کوی تو — گفت : خود پیداست از زانوی تو !

    شتر را گم کرده پی افسارش میگرده !

    شتر سواری دولا دولا نمیشه !

    شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه !

    شتر کجاش خوبه که لبش بده ؟!

    شتر گاو پلنگ !

    شتر مرد و حاجی خلاص !

    شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز کن . گفت : من شترم !

    شترها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد !

    شراب مفت را قاضی هم میخوره !

    شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت !

    شریک دزد و رفیق قافله !

    شست پات توی چشمت نره !

    شش ماهه به دنیا اومده !

    شعر چرا میگی که توی قافیه اش بمونی ؟!

    شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه !

    شغال ترسو انگور خوب نمیخوره !

    شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه !

    شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده !

    شکمت گوشت نو بالا آورده !

    شکم گشنه، گوز فندقی !

    شلوار نداره، بند شلوارش را می بنده !

    شمر جلودارش نمیشه !

    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !

    شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !

    شنونده باید عاقل باشه !

    شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی !

    شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم !

    شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا !

    شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !

    شیر بی یال و اشکم که دید — اینچنین شیری خدا هم نافرید . (( مولوی ))

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : هواشناسی

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

     

    صابونش به جامه ما خورده !

    صبر کوتاه خدا سی ساله !

    صداش صبح در میاد !

    صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر !

    صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه !

    صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره !

    صد تومن میدم که بچه ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یکشب چه هزار شب !

    صد رحمت به کفن دزد اولی !

    صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه !

    صد سر را کلاه است و صد کور را عصا !

    صد من پرقو یکمشت نیست !

    صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه !

    صد موش را یک گربه کافیه !

    صفراش به یک لیمو می شکنه !

    صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد !

    صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم !

    ضرب خورده جراحه !

    ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته !

    ضامن روزی بود روزی رسان !

    ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه !

    ضرر کار کن، کار نکردنه !

    طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است !

    طالع اگر اری برو دمر بخواب !

    طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق — تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی ))

    طبل تو خالیست !

    طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد !

    طشت طلا رو سرت بگیر و برو !

    طعمه هر مرغکی انجیر نیست !

    طمع آرد بمردان رنگ زردی !

    طمع پیشه را رنگ و رو زرده !

    طمع را نباید که چندان کنی —  که صاحب کرم را پشیمان کنی !

    طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است !

    طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره !

    ظالم پای دیوارِ خودشو، میکنه !

    ظالم دست کوتاه !

    ظالم همیشه خانه خرابه !

    ظاهرش چون گور کافر پر حلل — باطنش قهر خدا عزوجل !

    عاشقان را همه گر آب برد  — خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا ))

    عاشق بی پول باید شبدر بچینه !

    عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم !

    عاشقی پیداست از زاری دل — نیست بیماری چو بیماری دل .  (( مولوی ))

    عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد !  (( حافظ ))

    عاشقی کار سری نیست که بر بالین است ! (( سعدی ))

    عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی))

    عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))

    عاقل بکنار آب تا پل میجست  — دیوانه پا برهنه از آب گذشت !

    عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان !

    عالم بی عمل، زنبور بی عسله !

    عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل !

    عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار !

    عبادت بجز خدمت خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی ))

    عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود !

    عجله، کار شیطونه !

    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !

    عذر بدر از گناه !

    عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز !

    عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد !

    عروس که بما رسید شب کوتاه شد !

    عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید !

    عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه !

    عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین کجه !

    عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه !

    عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !

    عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد !

    عزیز پدر و مادر !

    عسس بیا منو بگیر !

    عسل در باغ هست و غوره هم هست !

    عسل نیستی که انگشتت بزنند !

    عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند !

    عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !

    عقلش پاره سنگ بر میداره !

    عقل که نیست جون در عذابه !

    عقل مردم به چشمشونه !

    عقل و گهش قاطی شده !

    علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد . ((‌ … دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست ))  (( سعدی ))

    علاج بکن کز دلم خون نیاید . (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل … )) (( میر والهی))

    علف بدهان بزی باید شیرین بیاد !

    عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    غاز میچرونه !

    غربال را جلوی کولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور که تو منو میبینی !

    غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !

    غلیان بکشیم یا خجالت  ! (( مائیم میان این دو حالت  … ))

    غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !

    غوره نشده مویز شده است !

    فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان — آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ؟ (( ناصر خسرو))

    فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !

    فرزند عزیز نور دیده — از دبه کسی ضرر ندیده !

    فرزند کسی نمیکند فرزندی  — گر طوق طلا به گردنش بر بندی !

    فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !

    فرشش زمینه، لحافش آسمون !

    فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !

    فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !

    فقیر، در جهنم نشسته است !

    فکر نان کن که خربزه آبه !

    فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه !

    فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک !

    فواره چون بلند شود سرنگون شود !

    فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی !

    فیلش یاد هندوستان کرده !

    فیل و فنجان !

    فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !

    قاپ قمار خونه است !

    قاتل بپای خود پای دار میره !

    قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشکشت !

    قاشق سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه !

    قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن !

    قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !

    قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !

    قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه !

    قبا سفید قبا سفیده !

    قبای بعد از عید برای گل منار خوبه !

    قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری .

    قران کنند حرز و امام مبین کشند ! (( یاسین کنند ورد وبه طاها کشند تیغ  … ))

    قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو !

    قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم !

    قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی !

    قربون چشمهای بادومیت – ننه من بادوم !

    قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت !

    قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو !

    قسمت را باور کنم یا دم خروس را ؟!

    قسم نخور که باور کردم !

    قلم ، دست دشمنه !

    قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید !

    قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند .

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    کاچی بهتر از هیچی است !

    کار از محکم کاری عیب نمیکنه !

    کار بوزینه نیست نجاری !

    کار خر و خوردن یابو !

    کارد، دسته خودشو نمی بره !

    کار نباشه زرنگه !

    کار، نشد نداره !

    کار هر بز نیست خرمن کوفتن — گاو نر میخواهد و مرد کهن .

    کاری بکن بهر ثواب – نه سیخ بسوزه نه کباب !

    کاسه گرمتر از آش !

    کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید !

    کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده !

    کاشکی را کاشتند سبز نشد !

    کاشکی ننم زنده میشد – این دورانم دیده میشد !

    کافر همه را بکیش خود پندارد !

    کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته !

    کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده !

    کاه پیش سگ، استخوان پیش خر !

    کاه را در چشم مردم می بینه کوه را در چشم خودش نمی بینه !

    کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد !

    کباب پخته نگردد مگر به گردیدن !

    کبکش خروس میخونه !

    کپه هم با فعله است ؟!

    کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه !

    کج میگه اما رج میگه !

    کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد !

    کچل نشو که همه کچلی بخت نداره !

    کچلیش، کم آوازش !

    کدخدا را ببین ، ده را بچاپ !

    کرایه نشین، خوش نشینه !

    کرم داران عالم را درم نیست — درم داران عالم را کرم نیست !

    کرم درخت از خود درخته !

    کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم ؟!

    کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ! (( هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]

    کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !

    کسی دعا میکنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه !

    کسی را در قبر دیگری نمی گذارند !

    کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه !

    کسی که از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره !

    کسی که را مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه !

    کسی که منار میدزده ، اول چاهش را میکنه !

    کسی که خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه !

    کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد !

    کفاف کی دهد این باده بمستی ما — خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما .

    کف دستی که مو نداره از کجاش میکنند ؟!

    کفتر صناری،  یاکریم نمیخونه !

    کفتر چاهی جاش توی چاهه !

    کفشات جفت ، حرفات مفت !

    کفشاش یکی نوحه میخونه، یکی سینه میزنه !

    کفگیرش به ته دیگ خورده !

    کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت !

    کلاغ از وقتی بچه دار شد ، شکم سیر بخود ندید !

    کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما !

    کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما !

    کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت !

    کلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من  جراحم !

    کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه !

    کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !

    کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره !

    کلاه کچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود !

    کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را !

    کلوخ انداز را پاداش سنگ است — جواب است ای برادر این نه جنگ است .

    کله اش بوی قرمه سبزی میده !

    کله پز برخاست سگ جایش شنست !

    کله گنجشکی خورده !

    کمال همنشین در من اثر کرد — وگر نه من همان خاکم که هستم .  [‌[ سعدی]]

    کم بخور همیشه بخور !

    کمم گیری کمت گیرم  – نمرده ماتمت گیرم !

    کنار گود نشسته میگه لنگش کن !

    کند همجنس با همجنس پرواز ! (( کبوتر با کبوتر باز با باز …))

    کنگر خورده لنگر انداخته !

    کور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا !

    کور خود و بینای مردم !

    کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه !

    کور را چه به شب نشینی !

    کور کور را میجوره آب گودال را !

    کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست !

    کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد !

    کوزه خالی، زود از لب بام میافته !

    کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره !

    کوزه نو آب خنک داره !

    کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره !

    کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد !

    کوسه و ریش پهن !

    کو فرصت ؟!

    کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه !

    کوه ، موش زائیده !

    گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه !

    گاو پیشانی سفیده !

    گاوش زائیده !

    گاو نه من شیر !

    گاه باشد که کودک نادان — بغلط بر هدف زند تیری !

    گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره !

    گدارو که رو بدی صاحبخونه میشه !

    نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت  —-  هر طفل نی سوار کند تازیانه اش ! [‌[ صائب]]

    گذر پوست به دباغخانه میافته !

    گر بدولت برسی مست نگردی مردی !

    گر بری گوش و گر زنی دمبم — بنده از جای خود نمی جنبم !

    گربه برای رضای خدا موش نمیگیره !

    گربه تنبل را موش طبابت میکنه !

    گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده !

    گربه را دم حجله باید کشت !

    گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت میزنه !

    گربه را گفتند : گهت درمونه خاک پاشید روش !

    گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میکنه !

    گربه شب سموره !

    گربه شیر است در گرفتن موش — لیک موش است در مصاف پلنگ !

    گربه مسکین اگر پر داشتی  —  تخم گنجشک از زمین بر داشتی !

    گر تو بهتر میزنی بستان بزن !

    گر تو قرآن بدین نمط خوانی — ببری رونق مسلمانی را ! ‌[[ سعدی]]

    گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند … )) ‌[[ حافظ]]

    گر جمله کائنات کافر گردند — بر دامن کریاش ننشیند گرد !

    گر حکم شود که مست گیرند —  درشهرهر آنچه  هست گیرند !

    گر در همه دهر یک سر نیشتر است  —  بر پای کسی رود که از همه درویشتر است !

    گر در یمنی چو با  منی پیش منی — ور پیش منی چو بی منی در یمنی !

    گرد نام پدر چه میگردی ؟ — پدر خویش باش اگر مردی ! ‌[[ سعدی]]

    گرز به خورند پهلوون !

    گر زمین و زمان بهم دوزی  —  ندهندت زیاده از روزی !

    گر صبر کنی ز غوره حلوا سازیم !

    گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟!

    گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده !

    گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد !

    گفت پیغمبر که چون کوبی دری — عاقبت زآن در برون آید سری !

    گفت : چشم تنگ دنیا دار را — یا قناعت پر کند یا خاک گور !‌[[ سعدی]]

    گفت : چشم تنگ دنیا دار را — یا قناعت پر کند یا خاک گور !‌[[ سعدی]]

    گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت کرده اند . گفت : بمن چه ؟!

    گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم !

    گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد!

    گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا که همچین ساخته اند که دارند منو از وسط بر میدارند !

    گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا که همچین ساخته اند که دارند منو از وسط بر میدارند !

    گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !

    گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور !

    گل زن و شوهر را از یک تغار برداشته اند !

    گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم !

    گنج بی مار و گل بی خار نیست  —  شادی بی غم در این بازار نیست ! ‌[[ مولوی]]

    گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره !

    گنجشک با باز پرید افتاد و ماتحتش درید !

    گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یکیش صد تومنه !

    گندم از گندم بروید جو ز جو ! ((‌ از مکافات عمل غافل نشو … )) ‌[[ مولوی]]

    گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند !

    گوساله بسته را میزنه !

    گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه !

    گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه !

    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من  —  آنچه البته بجائی نرسد فریادست !  ‌[[ یغمای جندقی]]

    گوشت جوان لب طاقچه است !

    گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد !

    گوشت را از بغل گاو باید برید !

    گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیکشم !

    گوهر پاک بباید که شود قابل فیض — ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]]

    گه جن خورده !

    گیرم پدر تو بود فاضل  —  از فضل پدر تو را چه حاصل !  ‌[[ نظامی]]

    گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار —  کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]]

    گیسش را توی آسیا سفید نکرده !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها !

    لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره !

    لب بود که دندون اومد !

    لر اگر ببازار نره بازار میگنده !

    لقمان حکیم را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان ! [[گلستان سعدی]]

    لگد به گور حاتم زده !

    لولهنگش آب میگیره !

    لیلی را از چشم مجنون باید دید !

    ما از خیک دست برداشتیم خیک از ما دست بر نمیداره !

    ما اینور جوب تو اونور جوب !

    ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یکی شانزده تومنه !

    مادر را دل سوزد، دایه را دامن !

    مادر زن خرم کرده، توبره بر سرم کرده !

    مادر که نیست با زن بابا باید ساخت !

    مادر مرده را شیون میاموز !

    مارا باش که از بز دنبه میخواهیم !

    مار بد بهتر بود از یار بد !

    مار پوست خودشو ول میکنه اما خوی خودشو ول نمیکنه !

    مار تا راست نشه بسوراخ نمیره !

    مار خورده افعی شده !

    مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه اش سبز میشه !

    مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه !

    مار گیر را آخرش مار میکشه !

    مار مهره، هر ماری نداره !

    مار هر کجا کج بره توی لونه خودش راست میره !

    ماست را که خوردی کاسه شو زیر سرت بزار !

    ماستها را کیسه کردند !

    ماست مالی کردن !

    ماستی که ترشه از تغارش پیداست !

    ماست نیستی که انگشتت بزنند !

    ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه !

    ما که خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود !

    ما که در جهنم هستیم یک پله پائین تر !

    ما که رسوای جهانیم غم عالم پشمه !

    مال است نه جان است که آسان بتوان داد !

    مال بد بیخ ریش صاحبش !

    مال به یکجا میره ایمون به هزار جا !

    مالت را خار کن خودت را عزیز کن !

    مال خودت را محکم نگهدار همسایه را دزد نکن !

    مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم !

    مال دنیا وبال آخرته !

    مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره !

    مال مفت صرافی نداره !

    پول باد آورده چند و چون نداره !

    مال ممسک میراث ظالمه !

    مال همه ماله، مال من بیت الماله !

    ماما آورده را مرده شور میبره !

    ماما که دو تا شد سر بچه کج در میاد !

    ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون  —  او بمطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم .

    ماه درخشنده چو پنهان شود —  شب پره بازیگر میدان شود !

    ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم !

    ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه !

    ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است !

    ماهی ماهی رو میخوره، ماهی خوار هر دو را !

    ماهی و ماست ؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست ؟

    مبارک خوشگل بود ابله هم درآورد !

    مثقال نمکه خروار هم نمکه !

    مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند !

    مثل کنیز ملا باقر !

    مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه !

    مرد خردمند هنر پیشه را — عمر دو بایست در این روزگار *** تا به یکی تجربه آموختن — با دگری تجربه بردن بکار . [[ سعدی ]]

    مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو میافته !

    مرده را رو که رو بدی بکفن خودش میرینه !

    مردی را پای دار میبردند زنش میگفت : یه شلیته گلی برای من بیار !

    مردی که نون نداره اینهمه زبون نداره !

    مرغ بیوقت خوان را باید سر برید !

    مرغ زیرک که میرمید از دام – با همه زیرکی بدام افتاد !

    مرغ گرسنه ارزن در خواب می بینه !

    مرغ، هم تخم میکمه هم چلغوز!

    مرغ همسایه غازه !

    مرغی را که در هواست نباید به سیخ کشید !

    مرغ یه پا داره !

    مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه !

    مرگ برای من، گلابی برای بیمار !

    مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیکنه !

    مرگ خر عروسی سگه !

    مرگ خوبه اما برای همسایه !

    مرگ میخواهی برو گیلان !

    مرگ یه بار شیون یه بار !

    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ! (( نابرده  رنج گنج میسر نمی شود … ))  [[ سعدی ]]

    مزد خر سور چرونی خر سواریست !

    مزد دست مهتر چس یابوست !

    مسجد نساخته گدا درش ایستاده !

    مشتری آخر شب خونش پای خودشه !

    مشک خالی و پرهیز آب !

    معامله با خودی غصه داره !

    معامله نقد بوی مشک میده !

    معما چو حل گشت آسان شود !

    مغز خر خورده !

    مفرداتش خوبه اما مرده شور ترکیبشو ببره !

    مگس به فضله ش بشینه تا مورچه خور دنبالش میدوه !

    مگه سیب سرخ  برای دست چلاق خوبه ؟!

    مگه کاشونه که کپه با فعله است ؟

    ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل !

    ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میکرد یکعباسی میداد میرفت حموم !

    من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم — تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال . [[ سعدی ]]

    من از بیگانگان هرگز ننالم — که با من هر چه کرد آن آشنا کرد .  [[ حافظ]]

    من کجا و خلیفه در بغداد !

    من میگم خواجه ام تو میگی چند تا چه داری ؟!

    من میگم نره تو میگی بدوش !

    من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف !

    من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش — چون بفکر سوختن افتاده ای مردانه باش . [[ مرتضی قلیخان شاملو]]

    من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان !

    موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را !

    موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست !

    موش چیه که کله پاچش باشه !

    موش زنده بهتر از گربه مرده است !

    موش به همبونه ( انبار) کار نداره همبونه به موش کار داره !

    موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالی خراب میشه !

    مهتاب نرخ ماست را میشکنه !

    مهره مار داره !

    مه فشاند نور و سگ عوعو کند — هر کسی بر طینت خود می تند !  [[ مولوی ]]

    مهمون باید خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گریه کنه !

    مهمون تا سه روز عزیزه !

    مهمون خر صاحبخونه است !

    مهمون که یکی شد صاحبخونه گاو میکشه !

    مهمون مهمون و نمیتونه ببینه صاحبخونه هر دو را !

    مهمون ناخونده خرجش پای خودشه !

    مهمون هر کی ، و در خونه هر چی !

    میون حق و باطل چهار انگشته !

    میون دعوا حلوا خیر نمی کنند !

    میون دعوا نرخ معین میکنه !

    می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن  !

    میخوای عزیز بشی یا دور شو یا کور شو !

    میراث خرس به کفتار میرسه !

    میراث خوار بهتر از چشته خوره !

    میوه خوب نصیب شغال میشه !

    میهمان راحت جان است و لیکن چو نفس — خفه سازد که فرود آید و بیرون نرود !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد !

    ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت !

    ناز عروس به جهازه !

    نازکش داری ناز کن، نداری پاهاتو دراز کن !

    نبرد رگی تا نخواهد خدای ! (( اگر تیغ عالم جنبد ز جای … ))

    نخود توی شله زرد !

    نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم را میشکنی ؟

    نخودچی شو دزدیده !

    نخود همه آش !

    ندید بدید وقتی بدید به خود برید !

    نذر میکنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم !

    نردبون، پله به پله !

    نردبون دزدها !

    نزدیک شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی !

    نزن در کسی را تا نزنند درت را !

    نسیه نسیه آخر بدعوا نسیه !

    نشاشیدی شب درازه !

    نشسته پاکه !

    نفسش از جای گرم در میاد !

    نکرده کار نبرند بکار !

    نگاه بدست ننه کن مثل ننه غربیله کن !

    نوشدارو بعد از مرگ سهراب !

    نوکر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر !

    نوکر بی جیره و مواجب تاج سر آقاست !

    نوکه اومد به ببازار کهنه می شه دلازار !

    نون اینجا آب اینجا – کجا بروم به از اینجا ؟

    نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو !

    نون بده، فرمون بده !

    نون بهمه کس بده، اما نان همه کس مخور !

    نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش !

    نون خونه رئیسه، سگش هم همراهشه !

    نون خودتو میخوری حرف مردم و چرا میزنی ؟!

    نون خود تو میخوری حلیم حاج عباسو هم میزنی ؟!

    نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد !

    نون را باید جوید توی دهنش گذاشت !

    نونش توی روغنه !

    نونش را پشت شیشه میماله !

    نون گدائی رو گاو خورد دیگه بکار نرفت !

    نون نامردی توی شکم مرد نمیمونه !

    نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه !

    نون نکش آب لوله کش !

    نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی !

    نه آفتاب از این گرم تر میشود و نه غلام از این سیاه تر !

    نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهی برو راهی !

    نه باون خمیری نه باین فطیری !

    نه به اون شوری شوری نه باین بی نمکی !

    نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره !

    نه بر مرده بر زنده باید گریست ! (( گر این تیر از ترکش رستمی است … )) [[ فردوسی ]]

    نه پسر دنیائیم نه دختر آخرت !

    نه پشت دارم نه مشت !

    نه پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن !

    نه خانی اومده نه خانی رفته !

    نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه !

    نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی !

    نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم ! — الهی بخت برگردد از طالع که من دارم .

    نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم ! — الهی بخت برگردد از طالع که من دارم .

    نه دزد باش نه دزد زده !

    نه راه پس دارم نه راه پیش !

    نه سر پیازم نه ته پیاز !

    نه سر کرباسم نه ته کرباس !

    نه سرم را بشکن نه گردو توی دومنم کن !

    نه سیخ بسوره نه کباب ! (( کاری بکن بهر ثواب … ))

    نه عروس دنیا نه داماد آخرت !

    نه شیر شتر نه دیدار عرب !

    نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون !

    نه مال دارم دیوان ببره نه ایمان دارم شیطان ببره !

    نه نماز شبگیر کن نه آب توی شیر کن !

    نه هر که سر نتراشد قلندری داند !

    نی به نوک دماغش نمیرسه !

    نیش عقرب نه از ره کین است — اقتضای طبیتش این است !

    نیکی و پرسش ؟!

    وای بباغی که کلیدش از چوب مو باشه !

    وای به خونی که یکشب از میونش بگذره !

    وای به کاری که نسازد خدا !

    وای به مرگی که مرده شو هم عزا بگیره !

    وای به وقتی که بگندد نمک !

    وای به وقتی که چاروادار راهدار بشه !

    وای بوقتی که قاچاقچی گمرکچی بشه !

    وعده سر خرمن دادن !

    وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نمیشناسه !

    وقت مواجب سرهنگه، وقت کار کردن سربازه !

    وقتی که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود ؟!

    وقتی مادر نباشه با زن بابا باید ساخت !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    هادی ! هادی ! اسم خودتو بما نهادی!

    هر جا که آشه، کل، فراشه !

    هر جا خرسه، جای ترسه !

    هر جا سنگه بپای احمد لنگه !

    هر جا که پری رخیست دیوی با اوست !

    هر جا که گندوم نده مال من دردمنده !

    هر جا که نمک خوری نمکدون نشکن !

    هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره !

    هر جا هیچ جا ، یک جا همه جا !

    هر چه از دزد موند، رمال برد !

    هر چه بخود نپسندی بدیگران نپسند !

    هر چه بگندد نمکش میزنند — وای به وقتی که گندد نمک !

    هر چه به همش بزنی گندش زیادتر میشه !

    هر چه پول بدی آش میخوری !

    هر چه پیش آید خوش آید !

    هر چه خدا خواست همان شود — هر چه دلم خواست نه آن شد !

    هر چه خورده نریده !

    هر چه دختر همسایه چل تر، برای ما بهتر !

    هر چه در دیگ است به چمچه میاد !

    هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید !

    هر چه رشتم پنبه شد !

    هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر !

    هر چه عوض داره گله نداره !

    هر چه کنی بخود کنی گر همه نیک و بد کنی !

    هر چه که پیدا میکنه خرج اتینا میکنه !

    هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونه اش سبز میشه !

    هر چه میگم نره، بازم میگه بدوش !

    هر چه نصیب است نه کم میدهند — ور نستانی به ستم میدهند !

    هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ! — ورنه تشریف توبر بالای کس کوتاه نیست .[[ حافظ ]]

    هر چیز که خوار آید یکروز به کار آید !

    هر خری را به یک چوب نمیرونند !

    هر دودی از کباب نیست !

    هر رفتی، آمدی داره !

    هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد !

    هر سرازیری یک سر بالائی داره !

    هر سرکه ای از آب، ترش تره !

    هر سگ در خونه صاحابش شیره !

    هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی !

    هر کس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است !

    هر کسی پنجروزه نوبت اوست ! (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست … )) [[ حافظ ]]

    هر که با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه !

    هر که بامش بیش برفش بیش !

    هر که بیک کار، بهمه کار – هر که بهمه کار بهیچ کار !

    هر که به امید همسایه نشست گرسنه میخوابه !

    هر که تنها قاضی رفت خوشحال بر میگرده !

    هر که خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه !

    هر که خری نداره غمی نداره !

    هر که خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد !

    هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید !

    هر که را زر در ترازوست زور در بازوست !

    هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد !

    هر که را مال هست و عقلش نیست — روزی آن مال مالشی دهدش *** وانکه را عقل هست و مالش نیست— روزی آن عقل بالشی دهدش .[[ عمادی شهریاری]]

    هر که را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله کن یا سفر کن !

    هر که شیرینی فروشد مشتری بروی بجوشد !

    هر که نان از عمل خویش خورد —  منت از حاتم طائی نبرد !

    هر کی بفکر خویشه کوسه بفکر ریشه !

    هر کی خر شد، ما پالونیم !

    هر کی که زن نداره،آروم تن نداره !

    هر کی که زن نداره،آروم تن نداره !

    هر گردی گردو نیست !

    هر گلی زدی سر خودت زدی !

    هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره !

    هزار تا دختر کور و یکروزه شوهر میده !

    هزار دوست کمه، یک دشمن بسیار !

    هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمیگیره !

    هزار وعده خوبان یکی وفا نکند !

    هشتش گرو نه است !

    هلو برو تو گلو !

    هم از توبره میخوره هم از آخور !

    هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم کاشون !

    همان آش است و همان کاسه !

    همان خر است و یک کیله جو !

    هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم !

    هم حلوای مرده هاست هم خورش زنده ها !

    هم خدا را میخواهد  هم خرما !

    همدون دوره و کردوش نزدیک !

    همدون دوره و کردوش نزدیک !

    همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور !

    همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم !

    هم فاله و هم تماشا !

    همکار همکار و نمیتونه ببیند !

    هم لحافه و هم تشک !

    هم میترسم هم میترسونم !

    همنشین به بود تا من از او بهتر شوم !

    همه ابری هم بارون نداره !

    همه خرها رو به یک چوب نمیرونند !

    همه رو مار میگزه مارو خر چسونه !

    همه سروته یه کرباسند !

    همه قافله پس و پیشیم !

    همه کاره و هیچ کاره !

    همه ماری مهره نداره !

    همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره !

    هر مرغی انجیر نمیخوره !

    همیشه آب در جوی آقا رفیع نمیره به دفه هم در جوی آقا شفیع میره !

    همیشه خره خرما نمیرینه !

    همیشه روزگار بانسان رو نمیکنه !

    همیشه شعبان ، یکبا ر هم رمضان !

    همیشه ما میدیدیم یه دفعه هم تو ببین !

    همینو که زائیدی بزرگش کن !

    هنوز باد به زخمش نخورده !

    هنور دهنش بوی شیر میده !

    هنوز سر از تخم در نیاورده !

    هنوز غوره نشده مویز شده !

    هوو هوو را خوشگل میکنه جاری جاری را کدبانو !

    هیچ ارزونی بی علت نیست !

    هیچ انگوری دوبار غوره نمیشه !

    هیچ بده را به هیچ بستانی کاری نیست !

    هیچ بدی نرفت که خوب جاش بیاد !

    هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه !

    هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست !

    هیچ چراغی تا به صبح نمیسوزه !

    هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست !

    هیچ دوئی نیست که سه نشه !

    هیچ دودی بی آتش نیست !

    هیچ عروس سیاه بختی نیست که تا چهل روز سفید بخت نباشه !

    هیچکاره ، رقاص پای نقاره !

    هیچکاره و همه کاره !

    هیچکس در پیش خود چیزی نشد !

    هیچکس را توی گور دیگری نمیگذارن !

    هیچکس روزی دیگری را نمیخوره !

    هیچکس نمیگه ماست من ترشه !

    هیچ گرونی بی حکمت نیست !

     

    ضرب المثل ، ضرب المثل فارسی ، ضرب المثل ایرانی ، ضرب المثل های ایرانی

     

    یابو برش داشته !

    یابوی اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نیست !

    یابوی پیش آهنگ آخرش توبره کش میشه !

    یا خدا یا خرما !

    یاربد، بدتر بود از یار بد !

    یارب مباد آنکه گدا معتبر شود !

    یار در خانه و گرد جهان میگردیم !

    یارقدیم ، اسب زین کرده است !

    یار، مرا یاد کنه ولو با یک هل پوک !

    یا زنگی زنگ باش یا رومی روم !

    یا علی غرقش کن منهم روش !

    یا کوچه گردی یا خانه داری !

    یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو !

    یا مرگ یا اشتها !

    یا مکن با پیلان دوستی — یا بنا کن خانه در خورد پیل ![[ سعدی ]]

    یعنی کشک !

    یکی رو تو ده راه نمی دادند سراغ کدخدارو میگرفت !

    یک ارزن از دستش نمی ریزه !

    یک مرده بنام به که صد زنده به ننگ !

    یک انار و صد بیمار!

    یک بز گر گله را گر میکند !

    یکخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه !

    یک داغ دل بس است برای قبیله ای !

    یکدم نشد که بی سر خر زندگی کنیم !

    یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب !

    یک بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه !

    یه بام و دو هوا !

    یه پا چارق، یه پا گیوه !

    یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست !

    یه پول جیگرک سفره قلمکار نمیخواد !

    یه تب یه پهلوان و میخوابونه !

    یه تخته اش کمه !

    خل و کم عقل است !

    یه جا میل و مناره را نمی بینه یه جا ذره رو در هوا میشماره !

    یه مثقال گه توی شکمش نیست میخواد به شمس العماره برینه !

    یه چیز بگو بگنجه !

    یه حموم خرابه چهل تا جومه دار نمیخواد !

    یه خونه داریم پنبه ریسه ، میون هفتاد ورثه !

    یه دست به پیش و یه دست به پس !

    یه دست صدا نداره !

    یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام که نمیتونم بجنگم !

    یه دیوانه سنگی به چاه میندازه که صدعاقل نمیتونه بیرون بیاره !

    یه روده راست توی شیکمش نیست !

    یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو !

    یه روز حلاجی میکنه سه روز پنبه از ریش ور میچینه !

    یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون کره !

    یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار کن !

    یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم !

    یه سیب و که به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ میخوره !

    یه شکم سیر بهتر از صد شکم نیم سیر !

    یه عمر گدائی کرده هنوز شب جمعه رو نمیدونه !

    یه کاسه چی صد تا سرناچی !

    یه کفش آهنی میخواد و یه عصای فولادی !

    یه کلاغ و چهل کلاغ !

    یه گوشش دره یه گوشش دروازه !

    یه لاش کردیم نرسید دو لاش کردیم که برسد !

    یه لقمه نون پرپری من بخورم یا اکبری !

    یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ !

    یه مو از خرس کندن غنیمته !

    یه مویز و چل قلندر !

    یه نه بگو، نه ماه رو دل نکش !

    یه وقت از سوراخ سوزن تو میره یه وقت از در دروازه تو نمیره !

    یکی به نعل و یکی به میخ !

    یکی چهارشنبه پول پیدا میکنه یکی گم میکنه !

    یکی کمه، دوتا غمه ، سه تا خاطر جمه !

    یکی مرد و یکی مردار شد یکی به غضب خدا گرفتار شد !

    یکی میبره یکی میدوزد !

    یکی گفت : مادرم را میفروشم . گفتند : که چطور مادرت را میفروشی ؟ گفت : قیمتی میگم که نخرند !

    یکی میمرد ز درد بینوایی – یکی میگفت خانوم زردک میخواهی ؟!

    یکی نون نداشت بخوره پیاز میخورد که اشتهاش واشه !

    یکی یه دونه یا خل میشه یا دیوونه !

     

    کلمات کلیدی : صابونش آب آبکش آبی آتش آخر آدم آرد آرزو آستین آسه آسوده آش آشپز آفتابه آمد آمدم آن آنانکه آنرا آنقدر آنوقت آنچه اجاره ارزان از اسب اسباب استخری امان انگور اوسا اول اولاد، اکبر اگر اگه ای این اینجا اینهمه اینو اینکه با باد بادنجان بار بارون بازی بالابالاها بالاتو بجای بخور بد بدعای بدهکار بر برادر برادران برای بز بزبون بزک بعد بقاطر بلبل بمالت بماه بمرغشان بمرگ بمیر به بهر بوجار بچه بگو بگیر بیله تا تابستون تب تخم ترب ترتیزک تره تعارف تغاری تف تلافی تنبان تنبل تنها تو توبه تومون توی جا جاده جایی جهود، جواب جوانی جوجه جون جیبش جیگر خاشاک خال خاله خانه خاک خدا خدایا خر خر، خراب خربزه خربیارو خرج خرس خرس، خروار خروسی خری خریت خل خنده خواب خواست خواهر خواهی خوبی خودتو خودشو خودم خوردن خوش خوشا خوشبخت خولی خونسار خیر خیک دارندگیست داری داشتم دانا دانه دایه دختر دختر، دخترمیخوهی دختری در در، درازی درخت درد درد، درزی درس درم درهفت درویش دزد دزد،آب دزدی دست دست، دستت دستش دستی دشمن دشمنان دعا دعوا دل دلاکها دلش دلم دلو دم دماغش دمش دندن دنده دنیا دنیا، دنیایش ده ده، دهن دهنش دهنه دو دود دود، دور دوری دوست دوستی دوغ دیده دیر دیشب دیوار دیوانه دیگ دیگران راستی راه رحمت رخت رستم رسیده رفت رفتم رقاصه رند رنگم رو روبرو روده روز روزگار روزی روضه روغن ریسمان ریش ز زاغم زبان زخم زدی زرد زرنگی زمانه زن زنگوله زنی زهر زور زورش زکوه زیر زیره سال سالها سالی سبوی سبیلش سخن سر سرش سرم سرنا سرناچی سرکه سری سسک سفره سفید سقش سلام سنده سنگ سنگی سهره سواره سودا سودا، سودای سوراخ سوزن، سوسکه سپلشت سگ سگ، سگست سگش سگی سیب سیبی شاه شاهنامه شب شبهای شتر شترها شراب شریک شست شش شعر شغال شغالی شلوار شمر شنا شنونده شنیدی شوهر شوهرم شپش شکم شکمت شیر صبر صد صداش صفراش صنار ضامن ضرب ضرر طاس طالع طاووس طبیب طشت طعمه طمع طمعش ظالم ظاهرش عاشقان عاشقم عاشقی عاقل عالم عبادت عجله، عدو عذر عروس عزیز عسس عسل عشق عقد عقل عقلش علاج عیدت غربال غلام غلیان غوره فردا فرزند فرش، فرشش فضول فقیر، فلفل فلک فواره فکر فیل فیلش قاتل قاشق قاطر قاپ قاچ قبا قبای قدر قران قربون قرض قسمت قلم قم قوم لالائی لب لر لقمان لولهنگش لیلی ما مادر مار مارا ماست ماستها ماستی مال مالت ماما ماه ماهی مثقال مثل مرد مرده مردی مرغ مرغ، مرغی مرگ مزد مسجد مشتری مشک معامله معما مغز مفرداتش ملا من مه مهتاب مهره مهمون موریانه موش مگس مگه می میخوای میراث میهمان میون میوه ناخوانده ناز نازکش نبرد نخود نخودچی ندید نذر نردبون نردبون، نرمی نزدیک نزن نسیه نشاشیدی نشسته نفسش نه نوشدارو نون نونت نونش نوکر نوکه نکرده نگاه نی نیش نیکی هر هزار هشتش هلو هم همان همدون همسایه همنشین همه همکار همیشه همینو هنور هنوز هوو هیچ هیچکاره هیچکس وای وعده وقت وقتی پا پای پایین پدر پز پس پستان پسر پشت پنج پوست پول پولدارها پی پیاده پیاز پیراهن پیرزنه پیش چار چاقو چاه چرا چراغی چشته چشم چشمش چغندر چنار چه چه  چو چوب چیزی کار کار، کارد، کاری کاسه کاشکی کافر کاه کاهل کباب کبکش کج کدخدا کرایه کرم کسی کشته کف کفاف کفتر کفشات کفشاش کفگیرش کل کلاغ کلاغ، کلاه کلفتی کله کلوخ کمال کمم کنار کند کو کور کورشه کوری کوزه کوسه کوه کپه کچل کچلی کچلیش، کژدم گابمه گاه گاهی گاو گاوش گدارو گر گربه گرد گرهی گفت گفتند گل گله گنج گنجشک گندم گوساله گوسفند گوش گوشت گوهر گیرم یا یابوی یار یار، یارب یاربد، یارقدیم یه یک یکخورده یکدم یکی ( (( ((خواجه ((مولوی ((‌ ) )) )) )) از )) خاک )) خدا )) در )) دست )) دشمن )) دعا )) ذره )) رطب )) روزه )) روی )) زبان )) زعفران )) زمانه )) سر )) سری )) سزای )) سودا )) سیلی )) طبل )) عاشق )) عاشقی )) عاقبت )) عاقل )) عجب )) علاج )) غم )) قربون )) نخود )) نه )) کنگر ))  [[ [[گلستان [‌[ ]] مرد ]] مزد ]] من ]] مهمون ]] نه ]] هر ]] کس ]] یعنی   ، ، پول ؟ ؟ ؟ آدم ؟ آنقدر ؟ آواز ؟ از ؟ اصل ؟ اینهمه ؟ با ؟ باید ؟ به ؟ خاله ؟ خانه ؟ خدا ؟ خر ؟ خود ؟ در ؟ دور ؟ دوصد ؟ دیگ ؟ راه ؟ سگ ؟ سیب ؟ شتر ؟ شغال، ؟ قسم ؟ مبارک ؟ ملا ؟ من ؟ مگه ؟ نخودچی ؟ نون ؟ وای ؟ وقتی ؟ کجا ؟ کس ؟ کفتر ؟ کوه ؟ گرگ ؟ گفت ؟ یکی ؟  آئینه آب آب، آباد آبادانی آباده، آبدوغ آبستن آبش آبمه آبنوسی، آبه آبکشی آبکی آتش آتیش آخر آخرت آخرته آخرش آخور آخورمیخوره، آخوند آدم آدینه آرد آرند، آزاری آزمایش آسان آسایش آستر آستین آستین، آسمان آسمون آسه آسون آسون، آسونه، آسیا آسیابمه آش آشفته آشنا آشه، آصفی آفت آفتاب آقا آقادائیم آقادائیمه آقاست آقام آقای آل آلبالو آلو آلود آلوده آمد آمد، آمدند آمده آمده، آمدی آموختن آموختی آموز آن آنانکه آنست آنهم آنچه آنچه  آنکه آنگه آهسته آهنگ آهنگر آهنی آواره آواز آوازش آورد آورده آوردی، آویختیم آویزان آید آید، آیم آینه آیی ابر ابرو ابروش ابروشو ابری ابریشم ابله ابلهان ابن ابوعطا ات اتش اتو اتینا اثر احمد اخته اختیاری ادا ادب ادبان ادعای ادیب ار ارث ارزن ارزونه، ارزونی ارض اره اری از ازآخور ازبیرون ازدوغ ازغازه اسب اسبه است است  است، استاد استخاره استخاره استخوان استر اسلام اسلحه اسم اسمش اسمشو اش اشتها اشتهاش اشتهای اشکم اشکنک اصل اطاق اطلس افتاد افتاده افتاده، افتادیم افزا افسارش افسرده افطار افعی افندی اقتضای اقلیمی الاغ البته العماره الف الله اللهی الماله المثل المثل الهی الو، الک ام اما امااِهنی امام امامزاده امان امسال امنه امید انار انبار) انبان انبر انتقام انجام انجمنی انجیر اند انداخته انداز اندازه اندام اندر اندزش انست انصاری انف انف، انگشت انگشتت انگشته انگور انگوری اهل او اوست اول اولاد اولاد، اولی اومد اومد، اومده اون اونجا اونها اونهم اونور اونوقت اکبر اکبری اگر ای ایرانی ایرانی ایرانی با ایرانی تا ایرانی خار ایرانی دادن ایرانی ذات ایرانی سال ایرانی شاگرد ایرانی غاز ایرانی لاف ایرانی نابرده ایرانی هادی ایرانی کاچی ایرانی یابو ایرانی آب ایرج ایست ایستاده ایشالاه ایم ایم، ایمان ایمون این اینجا اینست اینهم اینهمه اینور اینچنین اینکه بآتش بآسمان بآن با با  باآدمی باب، بابا بابات باباش باباشو بابنده باد بادام بادش بادمجان بادمش بادنجان باده بادوم بادومیت بادیه بار بار، باربر، بارش بارون باریک، باز بازار بازدید بازم بازوست بازی بازی، بازیچه بازیگر باش باش، باشد باشد، باشند باشه باشه، باشی باطل باطنش باغ باغبونه باغمون باغچه باغی باقر باقره باقلا باقیه بالا بالا، بالائی بالابالاها بالاتو بالای بالشی بالین بام بامش بامی بانسان بانگور باهاش باور باورکنند باون باکه باید بایست بایست، باین بباره ببازار بباغی بباید ببر ببر، ببره ببری ببند ببند، ببندد ببندند، ببین ببین، ببیند ببینه بتابستانم بترس بترسونی بتو بتوان بجا، بجائی بجان بجای بجز بجنبد بجنگم بجهنم بجوشد بحال بحالش بخانه بخت بختی بخر بخسبند بخش بخشه بخنداند بخواب بخوابونه بخواد بخواهد، بخود بخودت بخور بخور، بخورد بخورم بخورند بخوره بخوری بخوشی بخیر بخیلان بخیه بد بدام بدانی بدبخت بدتر بدتره بدر بدر، بدزد بدزدد  بدست بدش بدعای بدعوا بدم بدنامیشو بدنبالش بده بده، بدهان بدهد بدهند بدهنش بدهکار بدو بدو، بدوستی بدوش بدولت بدی بدید بدین بدیوانگی بدیگران بر برابر برات برادر برادران برادرش برادرند، برادری برادریتو برازندگی براش برای برخاست برد برد  بردار بردارد برداره برداره، برداری، برداشت برداشتم برداشته برداشتیم بردن بردند بردی برساند برسد برسند برسه برسی برش برف برفش برقصه برم برمن برمیاد برمیگرده بره برهنه برو بروب بروت برود بروم برون بروی بروید برکت برگردد بری برید برید، بریده بریزد بریش بریم برینه بز بزار بزبون بزرگ بزرگ، بزرگتر بزرگش بزرگه بزغاله بزمستان بزن بزنند بزنه بزنی بزک بزی بس بساز زمستان بساز، بسازد بسازند بسازه بسازه، بساطتو بسامان بسبوی بست بست، بستان بستانی بستم بسته بستون، بسرم بسوراخ بسوره بسوزان، بسوزه بسکه بسیار بسیاره بشناسی بشه بشه، بشور بشوید بشکل بشکن بشکند بشکنه بشی بشینه بشینی بصاحبش بصبوری بعاقلی بعد بعزرائیل بغداد بغدادت بغل بغلت بغلط بفرست بفکر بقاضی بقاطر بقالی بقدر بلا بلاست بلاغ بلای بلایی بلبل بلبله بلد بلدی، بلرزد بلغور، بلند بلندت بلندتر بلنده بلندی بلوریت بم بما بمال بمالت بماه بمردان بمرغ بمرغشان بمرگ بمستی بمطلب بمن بمنزل بموقع بمونه، بمونی بمیان بمیر بمیره بمیری بمیری، بنا بنام بند بنداز بندازی بندم بندند بنده بنده، بندی بنزد بنشینی بنوشی بنی به بهار بهارش بهتر بهتره بهر بهره بهشت بهلول بهم بهمه بهوا بهوش بهیچ بو بوجار بود بود، بودند بودی بودیم بوزینه بوسد بوسه بوسید بوق بوقتی بوی بپای بپر، بپوشد بپوشی بپوشی، بچاپ بچرخانی بچسبون بچش، بچشم بچه بچینه بکار بکارت بکسی بکش بکش بکش برادری بکشه بکشیم بکفم بکفن بکم بکن بکن، بکنار بکنجی بکنند بکنه بکنی بکوه بکیش بگذار بگذره بگریاند بگم بگنجه بگندد بگه بگو بگو، بگی بگیر بگیر، بگیرند بگیره بگیری بی بیا بیابان بیاد بیاد، بیار بیارم بیاره بیاید بیت بیخ بیختیم، بید بیرون بیرونمان بیرونمون بیست بیست، بیش بیشتر بیشتره بیعاره بیغم بیفته بیل بیله بیمار بیمار یک بیماری بیمروت، بیموقعه بین بینا بینای بیند بیندازی بینمت بینه بینه، بینوایی بینی بینیم بیوقت بیوه بیچاره بیک بیکار بیگانه بیگانگان بیگناه، بیگی تا تابوت تابوته تاج تار تاریک تاریکی تازه تازی تازیانه تاش تاوانش تاپو تب تبر تجربه تجریش تحسین تخته تختی، تخم تخمش تر تر، ترا ترازوست تراشی تراود ترسه ترسو ترش ترشه ترشی ترند ترند، تره ترکش ترکمنی ترکها ترکی ترکیبشو تریاق تسبیح تسلیم تشریف تشنه تشک تعریف تعریفی تعلیم تغار تغارش تغاره تغییر تقسیم تقصیر تقلبی تلخ تماشا تن تنبل تنبل، تنبوتش تنبون تند تنش تنها تنها، تنور تنگ تنگه تنگی ته تهی تو تو، توام، تواند توبر توبره توش توله تومن تومن، تومنه تومنه، تون توپچی توی تکان تیر تیری تیزه تیزک تیغ تیغ  ثابت ثواب جا جائی جارو جاری جاش جامه جامی جان جانسوز جانش جای جایش جایی جدا جراح جراحم جراحه جراحی، جز جزء جستم جسته جستی جفای جفت جل جل  جلاله جله، جلو جلودارش جلوشو جلوی جماران جماعت جمع جمعه جمله جمه جن جنبد جنبم جندقی]] گوشت جنس جنون  جنگ جنگ، جنگه جهاز جهاز، جهازه جهان جهانه، جهانیم جهنم جهود جو جو، جواب جوال جوالدوز جوان جوانان جوانمرگی جوانمرگیست جوانی جوب جوب، جور جوش جومه جون جونم جونه، جونورها جوی جوید جوینده جیب جیبش جیبم جیره جیک جیگره جیگرک حاتم حاج حاجت حاجی حاشا حاصل حاضر حافظ حافظ]] من حافظ]] گر حافظ]] گه حالا حالت  حالمو حاکم حاکمم حبس حجله حد حذر حرام حرام، حرز حرف حرفات حرفت حرفه حرفه، حرفها حرفهای حرمت حرمسرا حرکت، حساب حساب، حسابه حسن حسنت حسنی حشر حصبه حق حقیر حل حلاجی حلاله حلل حلوا حلوای حلیم حمام حموم حنا حوضی حکم حکمت حکیم حیای حیران خار خاطر خاقانی]] گیسش خال خاله خاله، خالی خالی، خالیست خام خاموشیست خانم خانمباجی خانه خانوم خانومه خانی خاک خاکستر خاکم خبر خبری خجالت  خجل خدا خداداده خداست خدای خدمت خر خر، خراب خرابست خرابه خربزه خرج خرجش خرجم خرد خرد، خردمند خرس خرسه، خرم خرما خرمن خره خرها خروار خروس خروستو خری خری، خریدم خریدن خسبید خسته خسرو)) فرزند خشک خشکه خط خطر خفته خفه خل خلاص خلج خلق خله خلیفه خم خمره خمیری خنده خندی، خنک خواب خوابت خوابی خوابید خوابیده خواجه خواجه، خواد خوار خواست خوان خواندنت خوانش خوانی خواه خواهد خواهر خوب خوب، خوبان خوبرویان خوبه خوبی خود خودت خودت، خودته خودتو خودش خودشه خودشو خودشو، خودم خودمونو خودی خور خوراکی خورد خوردن خوردن، خوردنشو خورده خوردی خوردیم خوردیم، خورش خورند خوره خوره، خوری خوش خوش، خوشت، خوشحال خوشست خوشش خوشم خوشه خوشه؟ خوشگل خوشی خون خونخواره خونده خونش خونه خونه، خونی خوی خویش خویش، خویشه خویشی خیار خیال خیانت خیر خیرالله خیزد خیلی خیک دائیت دائیش دائیم داخل داد دادن دادند داده دادی دادیم دار داران دارد دارشد، دارم دارند داره داره، داری داری، داریم داشت داشت، داشتم داشته داشتی داشتی  داغ داغستان دام داماد دامن دانا داند دانه دانگ دانی دایره دایه دباغخانه دبه دختر دخترش دخلت در در، درآورد دراز درازه دراو دراین درت درحضور درخت درخته درخشنده درد دردمنده دردونه، درز درست درش درشهرهر درم درمونه درمونه، درنده، دره درو دروازه درویش درویشتر درویشه درکلاه دری دریا دریاب درید دریدن دریده دریغ دزد دزد، دزده دزدها دزدیده دست دست، دستش دستشو دستم دستمال دستماله دسته دستی دشت دشمن دشمنان دشمنم دشمنه دعا دعاش دعاگو دعای دعوا دعوت دفعه دفه دل دلازار دلبره، دلبستگی دلتنگی دلش دلق دلم دلی دم دماغش دمبم دمر دمش دمشو دمه دنبال دنبالش دنبه دنبک دندان دندون دندوناشو دندونام دنگه دنگی دنیا دنیائیم دنیاست ده دهد دهدش دهر دهل دهن دهنش دهنشو دهی دو دو، دوئی دوا دوازده دوانی دوبار دوتا دوتاشون دوتای دود دودانه دودی دور دورانم دوره دوزی  دوست دوستان دوستی دوشاب دوغ دولا دوم دومنم دونده دونه دویده، دکان دکانتو دکاندار دکانداری دگران دگری دیار دید دید، دیدار دیدم دیدم، دیده دیده  دیدی دیدیم دیر دیزه دیزی دین دین، دیه دیوار دیوارِ دیواری دیوان دیوانه دیوونه دیوی دیگ دیگ، دیگر دیگران دیگره دیگری دیگه ذرع ذره ذلیل ذلیلان ر رئیسه، را را  راحت راخواب راست راسته راستی راش راضی راضی، رانده، رانم راه راهدار راهی راپالانشو رج رحمت رختی، رخم رخیست رریش رسان رستم رستمی رسوا رسوائی رسوای رسید رشتم رضا رضا، رضای رطب رفت رفتم رفتن رفتند رفته رفتی، رفیع رفیق رفیقتم رفیقتو رفیقش رقاص رقاصی رمال رمال، رمضان رنج رنجور رندان رندان، رنگ رنگه ره رو رو، روئی رواست، رواندازش روباهه روت رود روده روز روزنه روزه روزگار روزی روست، روستائی روش روشن روشنه روغن روغنش روغنه روقی روم رومی رونده رونق روی رویش رگی ریخت ریخت  ریختن ریخته ریزه ریسمان ریسه ریش ریشه ز زآن زائید زائیدم زائیده زائیده، زائیدی زاده زار زاری زاغ زاغی زاق زال زام زانوست زانوی زاکانی زاید زبان زبانش زبون زحمتش زخم زخمش زد زد، زدم زدن زده زدی زر زر، زرد زرده زردک زردی زرنگه زرگر زرگر، زری زشت زشته زغال زفرمملکت زلف زمان زمانه زمزمه زمستان زمستان، زمستانت زمستونت زمین زمینت زمینه، زن زنا زنبور زند زندن زنده زنده، زندگی زنش زنگ زنگوله زنگی زنی زنی، زهر زهره زو زود زور زوغش زوقش زیاد زیادت، زیادتر زیاده زیادی زیر زیرش زیرک زیرکی زین س سابیدیم ساخت ساخته ساربونه، سازد سازند سازی سازیم سال سالشون ساله سالگی سامانی سایه سایه، سبب سبد سبز سبزه سبزی ست ستاره ستم ستون سجاده سخت سخن سخنم سد سر سر، سراب سرازیری سراغ سربازه سرت سرخ سرخ  سرد سرسری سرش سرشک سرم سرما سرمارو سرنا سرناچی سرنگون سره سرهنگه، سروته سرکه سرگردان سری سست سستی، سسکه، سعدی سعدی]] لگد سعدی]] کم سعدی]] گر سعدی]] گرز سعدی]] گفت سفر سفره سفید سفیده سفیده، سفیل سلامی سلطان سلمانی سلیطه سلیقه سماست  سمن سمندر سمور سموره سن سنگ سنگه سنگک سنگی سه سهراب سهیلش سوار سواران سواری سواریست سوخت سوختن سوخته سود سودا سور سوراخ سوراخی سوزد، سوزن سوزوندنی سوسکه سپر سپهر سپهسالاره سکه سگ سگ، سگش سگم سگه سی سیاه سیاهه سیاهی سیب سیبی سیبیلشم سیخ سیر سیرابیت سیرشدی سیره سیصد سیلی سیناست سینه سیه ش شاخ شاخت شاخش شاد شادی شاشت شاشیدن شاعر شالش شام شاملو]] من شانزده شاه شاهد شاهدت شاهی شاگردان شاگردها شب شبدر شبنمی شبگیر شتر شترم شتره شترو شد شد، شدم شدن شده شدی شراب شرط شریک شست شسته ششمه، شعبان شغال شغاله شفیع شلخته شلغم شله شلوارش شلیته شم شما شمار شماره شماست شمرد شمس شمشیر شمشیر، شمع شناخت، شناس شناسد شناگر شنبه شنست شنیده شنیدی شنیدی، شه شهر شهریاری]] هر شو شود شور شوربای شوره شوری شوم شوند شونو شوهر شوهر، شوهرشند شوهرم شکار شکاف شکست، شکستنک شکسته شکسته، شکم شکمش شکنه شی شیخ شیر شیرازی شیره شیری شیرین شیرینی شیش شیشه شیطان شیطونه شیون شیوه شیکمش صائب]] گذر صابر صاحابش صاحب صاحبخونه صاحبش صبح صبر صد صدا صدعاقل صدمن صرافی صفحات صفر صل صم صنار صناری،  صورت صولت ضرب ضربتی ضرر طائی طاق طاقچه طالع طاها طاووس طایی طبابت طبیب طبیتش طرب طرف طشت طفل طلا طلب طلبکار طمع طنبور طور طوفانست طوق طویله طینت ظالمه ظرف ظرف، عاشق عاصی عاق عاقبت عاقل عالم عالی، عباسو عباسی عباسی، عبدالله عبید عجب عجم عذابه عراق عرب عرقش عرقچین عروس عروسی عروسیست عروسیست،  عزا عزائیست عزاست عزت عزرائیل عزوجل عزیز عزیزان عزیزت عزیزه عسل عسله عشق عشق  عصا عصای عفو عقرب عقربی عقل عقلش عقلی علاجی علاقه علامت علاوه علت علف علم علی علیخان عمادی عمر عمل عمل، عمو عموشو عنکبوت عوض عوعو عوق عُمَر عکس عیب عید غاز غازه غاشیه غافل غربت غربیله غرقش غروب غریبه غریبی، غزا غسل غش غصه غضب غلام غم غمه غمی غنی غنیمته غوره غوغه غیر ـ ف فاتحه فارسی فارسی فاصله فاضل  فاطی فاله فحش فرار فراشه فراهانی فرجه فرحزاد فرخنده فردوسی فرزندی  فرسنگ فرش فرشه فرصت فرمائید فرمون فرو فروختیم فرود فروشد فروشه فروشی فریادست فزونست فشاند فضل فضله فطیری فعله فقر فقیر فلانی فلفل فلک، فنجان فندقی فولادی فکر فیشی فیض فیلبان قائم قاب قابل قابلیه قاتق قاتل قارقار قارون قاضی قاطی قافله قافیه قالی، قامت قاچاقچی قبا قبر قبرم قبری قبله قبول قبیله قحبه قدر قدم قدمه قرآن قربون قرت قرتی قرص قرصه قرض قرقر قرمه قرنی قرونه، قصاب قضا قلاده قلم قلمکار قلمگار قلندر قلندری قلیخان قم قمار قمی قناعت قنبید، قهر قورباغه قیامت قیصریه قیمت قیمتشان قیمتی قیمه قیچی لؤلؤ لا لاش لاغر لاغره، لالائی لانه، لاک لب لبان لبش لبی لحاف لحافش لحافه لحیمه لخت لخته لذتیست لر لرزش لعنت لف لقمه لنجونه لنگ لنگر لنگش لنگه لوله لولهنگ لولو لونه لگد لگن لیسان لیسیدن لیلی لیمو لیک لیکن ما ما، مائیم ماتحت ماتحتش ماتمت مادر مادرت مادرش مادرم مادره مادره، ماده مار مارو ماری ماست ماستش ماستی مال مالش مالشی ماله، مالی مالی، ماماش مانده ماه ماهه ماهی ماچین مایه مباد مبر مبلغ مبند مبین متحرک متراش مثقال مثل مجلس مجنون محاسبه محبتی محتاج محتسبز محل محمد محک محکم مخور مده مرا مرتبه مرتضی مرجان مرد مردار مردان، مردانه مردم مردمم مردمه مردمو مردند مردنی مرده مردی مردی، مرغ مرغم مرغم، مرغکی مرغی مرو مرکبات مرکباته مرگ مرگه مرگی مرید مزد مزن مس مس، مست مستانت مستونت مستی مستی، مسجد مسجده، مسخرگی مسلمانی مسکین مسگرها مشت مشتری مشعله مشک مشکل مشکله مصاف مطبخی مطربی معامله معامله، معتبر معجز معرکه معطل معلق معلم معلوم معلومم معین مغتنم مغز مفت مفت، مفلس مقام مقامی ملا ملال ملخه ملخه، ممسک ممه من من  من، منار مناره مناره، منبر منت مندی منزل منشی، منع منفعت منفعته منقل، منم منه منه، منهم منو منی منیژه مه مهتر مهربانتر مهره مهره، مهرویان مهرگان مهمان مهمون مهمونیم مو موئی، مواجب مور، مورچه موست موش موقع مولوی مولوی)) عاقبت مولوی]] گنجشک مولوی]] گندم مومو مومیائی، موند موند، موندم مونده، موندگاره مونو مویز مکافات مکافاته مکتب مکن مکن  مکن، مکوب مگر می میآره میآموزد میآورد میآیه میاد میاد گفتند میاد، میارزه میارم میاره میازار میافته میام میاموز میان میبرد میبردند میبرند میبرند، میبره میبره، میبینی میتابیم میتراشند میتراشه میترسم میترسه میترسونم میتواند میجست  میجوره میخ میخری میخوابه میخوابونه میخواد میخواهد میخواهد دزد میخواهد  میخواهند میخواهی میخواهیم میخور میخورد میخورم میخورمت میخورند میخوره میخوره، میخوری میخونه میخونه، میداد میدادم میدارد میدارند میداره میدان میداند میدزده میدم میده میده، میدهد میدهند میدوزد میدونه میدونی میدوه میدیدیم میذاره میر میراث میرزا میرسد میرسه میرسید میرفت میرقصه میرمید میره میره، میرود میرود، میریم میرینه میزاد، میزاره، میزد میزند میزنند میزنه میزنه، میزنی میزنیم میسر میسوزد میش میشد میشماره میشمرند میشناسد میشناسه میشند میشه میشه، میشود میشوند میشوند، میشکنه میشکنه، میشکنی میشینه میفروشم میفروشنت میفروشه میفروشی میل میماله میمرد میمونه میندازه میون میونش میوه میپرسی میپزند میپوشونه میچرخه میچرونه میچینه میکاریم میکرد میکردند، میکشه میکشه، میکشی میکمه میکند میکنم میکنم، میکنند میکنند، میکنه میکنی میگذارم، میگذارند میگذاره میگذره میگرده میگردی میگردیم میگرفت میگزه میگفت میگم میگنده میگه میگویم میگی میگیرم میگیرم، میگیره میگیره، نا نابرده  ناخن ناخنکی ناخونده نادان ناراحت ناراضی ناز نازد نازکت نازکش نازکن، نازکی نازی ناساز ناسپاس ناشی ناشی، ناصر نافرید ناله نالی نام نامرد نامردی نان ناهار ناپرهیزکار، نایافته نبات نباش نباشد نباشه نباید نبرد نبرند نبری نبود نبید نبین نبین، نبینی نتراشد نترس نتوان نجار نجاری نجیب نخارد نخرد نخرند نخریدنه نخواب نخوابه نخوانش نخواهد نخودچی نخودچی، نخور نخورد نخورده نخوردیم نخوره نخیل نداد ندادند ندادی ندارد ندارم نداره نداره، نداره،آروم نداری نداشت نداشته نداند ندریده نده ندهد، ندهندت ندید ندیده ندیدی نر نراد نرخ نردبان نرسد نرسید نرفت نرفتم نرم نره نره، نرو نرود نریخت نریده نزائیده نزدنه نزده نزدیک نزدیک، نزدیکت نزند نزنند نزنه نساخته نسازد نسازد، نستانی نسیم نسیه نشان نشاید نشد نشده نشدی نشست نشسته نشسه نشناسه نشند نشنو نشنیدند نشه نشو نشود نشوی نشکن نشین نشین، نشیند نشینه نشینی نصرالدین نصف نصیب نظامی نظامی]] گیرم نظرش نظیری نعل نعلش نعمت نفت نفر نفروش نفس نفهمم، نقاره نقد نقره نقش نقل نماز نماز، نمرده نمط نمودی نمک نمکدون نمکش نمکه نمکه، نمکی نمی نمیآئی نمیائی نمیاد نمیارزه نمیبره نمیترسم نمیترسند نمیتوان نمیتونست نمیتونم نمیتونه نمیخوابه نمیخواد نمیخواد، نمیخوره نمیخونه نمیدارند خر نمیداره نمیدم، نمیده نمیدونه نمیدونی نمیر نمیرسد نمیرسه نمیرسه، نمیرسید، نمیرفت نمیرفت، نمیره نمیرونند نمیرینه نمیزاری نمیسازند نمیسازه نمیسوزه نمیشد نمیشمارند نمیشمرند نمیشناسه نمیشه نمیشه، نمیشود نمیشی نمیمانه نمیمونه نمیندازند نمیپرسه نمیچرخه نمیچرونه نمیچکه نمیکشم نمیکند نمیکنند نمیکنه نمیگذارن نمیگذاری نمیگرده نمیگه نمیگویم نمیگیره نناز ننالم ننت ننشیند ننم ننه ننه، ننگ نه نه، نهادی هر نهند نهنگ نو نو، نواله نوبت نوحه نور نوروز نوروزت نوری نوش نون نونتو نونش نونم نوک نوکر نوکش نپاید نپخته نپرس نپرسد نپسند نپسندی نکته نکرد نکردنه نکرده نکش نکن نکند نکنده نکنه نکنی نکوست نگاری نگاه نگاهی نگذارید نگردد نگردی نگنجند نگه نگهدار نگهداره نگهداریش نگهمیداره نگو نگوید نگویند نگی نی نیا نیاز، نیافریده نیاموخت نیاورده نیاید نیز نیست نیست  نیست، نیستند نیستی نیشابوری نیشتر نیفتاده نیفته نیم نیمش نیمه نیمکند نینداخته نیک نیکنامی ها هات هادی هار هاست هاون های های، هدف هر هرهیچکدام هروی هرگز هزار هست هست، هستم هسته هستی هستیم هفت هفتاد هل هلیم هم همان همبو همبونه همجنس همخو همراه همراهشه همرنگ همسایه همسشه همسفر همش همنشین همه همون همونقدر همچو همچین همکار همیشه همین هندوانه هندوستان هنر هنوز هو هوا هواست هواشناسی هول هونگ هوو هوی هویه هِشت هپل هپو هی هیبت هیز هیزمش هیچ هیچ  هیچ، هیچکدام هیچکس هیچی و وابمونه وازه، واسه واشه واقعه والسلام والهی)) علف وامانده وانکه وانگهی وای وبال وبه وختی ودوز ور ور چه ورثه ورد ورزد ورنه وزد وزیر وسط وسمه وصله وطن وعده وفا وقت وقتی وقتیکه وقف وقوع وقوف ول ولو ولی وچشم وگر پا پائیز پائین پائینتم پات پاداش پادشاست پادشاه پادشاهی پارس پارسال پارسالی پاره پاره، پاسبان، پاش پاشنه پاشو پاشید پالان پالانش پالون پالونیم پاهاتو پاچش پاچه پاچه، پاچین، پاک پاکه پاکه، پاکی پای پایش پایه پایین پتک پتی پخته پدر پدرت پدید پر پرستی پرسد پرسش پرقو پره پرهیز پرو پرواز پروانه پرپری پری پرید پریدن پریشان پز پس پستن پسر پسرم پسندی پسه پشت پشت پشت خواهر پشم پشمش پشمه پشیمان پشیمونی پل پلنگ پله پلو پلوه پناه پنبه پنجروزه پنجه پند پندارد پنهان پنیر پنیر، پهلو پهلوان پهلوون پهلوی پهن پهناش پهنای پوزش پوست پوستش پوستشو پوستی پوسید پوش پول پولها پونه پوک پی پی گفت پیاده پیاز پیازم پیاله پیدا پیداست پیر پیراهن پیرهن پیری پیزی پیش پیشانی پیشه پیشکشت پیشکشی پیشیم پیغام پیغمبر پیل پیلان پیله چادریست چارده چارق، چاره چاروادار چارواداری، چاشت چاق چاقه چاقو چال چاله چاه چاهش چاهه چاهی چاک چرا چراغ چراغی چرب چربه، چرخ چرونی چریدن چریدی چس چسبناک چسونه چشته چشم چشماشو چشمت چشمش چشمشونه چشممو چشمه چشمهای چشمی چشه چطور چغندر چل چلاق چلغوز مرغ چلچلیشه چماق چمچه چنان چنته چند چندان چنین چه چه، چه؟ چها چهار چهارشنبه چهل چو چوب چوبه چون چونه، چوپان چپ چک چکار چکاره چی چیز چیزم چیزها چیزکی چیزی چیست چین چینه چیه کائنات کار کار، کاره کاروانسرا، کاری کاسه کاشانی کاشتند کاشون کاشونه کاشی کافر کافسرده کافور کافوری کافیه کالا کام کاندرین کاه کاه، کاهدون کاهل کاهلی کاهی کباب کباب، کبوتر کبک کثافت کج کجا کجائی کجاش کجام کجه کجیش کدبانو کدبانوست، کدخدا کدخدائی کدخدارو کدوی کرباس کرباسم کرباسند کرد کرد، کردار کردم کردن کردند کردنش کرده کرده، کردوش کردی کردیم کرم کرمان کره کره، کرکس کرگی کریاش کریم کریمان کز کس کس، کسانی کسه کسی کسی، کش کشت کشته کشد کشند کشه کشک کشگی کشی کشید کشیدن کشیده کشیدی کف کفتار کفش کفش، کفن کفنی کفچه کفگیر کل، کلاش کلاغ کلاه کلاه، کلنگی کله کلک کلیدش کلیمی کم کمت کمتر کمر کمرش کمه کمه، کمچه کن کن، کنبزه کند کندن کنده کنم کنم، کنند کنند، کنه کنه، کنگر کنی کنی، کنید کنیز کنیم که کهتر کهرباست کهن کهنه کو کوبی کوتاه کودک کور کور، کورم کوره کورها کوریست کوزه کوسه کوفتن کولی کوه کوه، کوچه کوچک کوچیکه کوکو، کوی کِشت، کپه کچل کچله کچلی کک کی کیخسرو کیست کیسه کیش کیشی کیفتم، کیقباد کیله کین کیه گار گاز گاله گاهی گاو گدئیست گدا گدا، گدائی گدایی، گذارند گذاشت گذاشتن گذاشتند گذاشته گذر گذره گذشت گذشت، گذشتم گذشته گذشته، گر گرانفروش گرانیست گربه گرد گردد گردش گردن گردنت گردند گردنش گردنه گردو گردکان گردی گردیدن گرسنه گرسنه، گرسنگی گرفت گرفت، گرفتار گرفتن گرفته گرم گرم، گرما گرمتر گرمه گرنه گرو گرون گرونی گرگ گریز گریزد گریست گریه گریها گزیده گشاد گشادش گشاید گشت گشتی، گشنه، گفت گفت، گفتند گفته گل گلابی گلبانگ گله گله، گلو گلی گلیم گلیمی گم گمانش گمرکچی گمه گناه گنبد گنج گنجشک گنجشکی گندد گندش گندم گندم، گنده گندوم گه گهت گهش گهی گوئی گوجه گود گودال گور گوز گوساله گوسفند گوش گوشت گوشتش گوشش گوشمو گوهر گوهر، گوهری گوید گچ گیر گیرم گیرم  گیرند گیره گیره، گیری گیریها گیلاس گیلان گیهات گیوه یا یابو یابوست یاد یادت یادش یار یارو یاری یاسمن یاسین یال یاکریم یتیمونه یرقه یزیده یغمای یمنی یمین یه یوز یوسف یک یکبا یکجا یکحرف یکدست یکدفعه یکروز یکروزه یکساعته یکشب یکعباسی یکمشت یکی یکیست یکیش ‌[[

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “ضرب المثل”

    دیدگاه ها بسته شده اند.