شعر کاغذ ابریشمین از گوته

شعر کاغذ ابریشمین از گوته

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر کاغذ ابریشمین از گوته
  •  

    شعر کاغذ ابریشمین از گوته

    شعر کاغذ ابریشمین از گوته

     

    دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم

    و آنها را در قاب زرین نمی گیرم

    زیرا

    دیرگاهی است نغمه های جانسوز خویش را

    بر خاک بیابان می نویسم

    تا با دست باد به هر سو پراکنده شود

    ولی اگر باد خط مرا با خود ببرد

    روح سخنم را که بوی عشق می دهد

    جایی نتواند بُرد

    روزی می رسد که دلداده ای از این سرزمین بگذرد

    و چون پا بر این خاک نهد

    سراپا بلرزد و به خویش بگوید

    پیش از من در اینجا عاشقی به یاد معشوقه

    ناله سر داده

    شاید مجنون به هوای لیلی نالیده

    یا فرهاد در اینجا سر در خاک برده است

    هر که هست

    از خاکش بوی عشق برمیخیزد

    و تربتش پیام وفا می دهد

    تو نیز که بر بستر نرم آرمیده ای

    وقتی که سخن آتشینم را از زبان نسیم صبا می شنوی

    سراپا مرتعش خواهی شد و به خود خواهی گفت:

    یارم برای من پیام عشق فرستاده

    تو هم ای باد صبا

    پیام مهر مرا به او برسان

     

    کلمات کلیدی : آتشینم آرمیده آنها ابریشمین از است است هر اشعار او اگر ای ای وقتی این اینجا با باد ببرد روح بر برای برده برسان برمیخیزد و بستر بلرزد به بوی بُرد روزی بگذرد و بگوید پیش بیابان تربتش جانسوز خاک خاکش خط خواهی خود خویش داده شاید در دست دلداده دهد تو دهد جایی دیگر را را بر رسد زبان زرین سخن سخنم سر سرزمین سو شد شعر شنوی سراپا شود ولی صبا صبا پیام عاشقی عشق فرستاده تو فرهاد قاب لیلی مجنون مرا مرتعش معشوقه ناله من مهر موزون می نالیده یا نتواند نرم نسیم نغمه نمی نهد سراپا نویسم تا نویسم و نیز های هر هست از هم هوای و وفا پا پراکنده پیام چون کاغذ که گفت یارم گوته گیرم زیرا دیرگاهی یاد

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر کاغذ ابریشمین از گوته”

    دیدگاه ها بسته شده اند.