حضرت محمد

مجموعه: دینی و مذهبی

حضرت محمد

حضرت محمد

 

آیا نام حضرت محمد(ص) در تورات و انجیل آمده است؟

گفته می شود آیاتی در تورات و انجیل ke نشانه های حضرت محمد(ص) be آن اطلاق می شود، غیر واضح هستند و دقیقاً نمی توان گفت منظور آن حضرت محمد(ص) است chon in نشانه ها بر حضرت عیسی(ع) هم منطبق است.

به گزارش خبرنگار مهر، پرسشی در خصوص پیامبر عظیم الشان اسلام توسط مرکز پاسخگویی be شبهات حوزه علمیه مورد بررسی قرار گرفته است ke متن سوال و پاسخ آن az نظر می گذرد.

پرسش: آیاتی در تورات و انجیل ke نشانه های حضرت محمد(ص) be آن اطلاق می شود، کمی غیر واضح هستند و دقیقاً نمی شود گفت حضرت محمد(ص) منظور می باشد. chon in نشانه ها بر حضرت عیسی(ع) هم منطبق است؟

پاسخ: قبل az پرداختن be in مطلب ke در تورات و انجیل be آمدن پیامبر اسلام بشارت داده شده و اسمی az آن حضرت در in کتاب ها آمده است ya خیر، توجه be in تذکر لازم می باشد ke اعتقادات har انسان باید مبتنی be دلایل متقن و معیارهای عقل باشد و in نوع اعتقاد az رجوع و مطالعه be آموزه های ادیان مختلف و ba مقایسه ‌ی آنها امکان پذیر می باشد.

ثانیا، نه عقل و نه هیچ دینی نگفته است ke حقانیت دین اسلام متوقف بر وجود اسم پیامبر اسلام(ص) در کتاب تورات و انجیل است. har چند وجود اسم پیامبر اسلام در in کتاب ها بر پیروان in دو کتاب حجت می باشد و آنان ra ملزم be پیروی az دین اسلام می گرداند. بنابراین نبود اسم پیامبر و ابهام در اسامی موجود در in کتابها دلیل تزلزل اعتقادات یک مسلمان ke عقایدش ra az معیارهای عقل be دست آورده است، نمی تواند باشد.

ثالثا، نوید و بشارت آمدن پیامبر اسلام(ص) be تصریح قرآن کریم در تورات و انجیل ذکر گردیده و مشخصاتش چنان بوده ke وقتی اهل کتاب آن حضرت ra دیدند، شناختند و همان پیامبری ra یافتند ke حضرت موسی و عیسی(ع)  بشارتش ra داده بودند. (۱)

بنابراین اسم پیامبر اسلام و بشارت be نبوت آن حضرت در کتاب های انجیل و تورات اصلی be شکل فراوان و آشکار وجود داشته است ke در اثر تحریف in دو کتاب، in موارد حذف شده اند vali در عین حال مطالبی در انجلیل و تورات وجود دارد ke بر غیر پیامبر اسلام قابل انطباق نمی باشد ke be صورت مختصر in موارد ra ذکر می کنیم:

در کتاب تورات امروزی می خوانیم: حضرت موسی(ع) be بنی اسرائیل فرمود: و خداوند be من گفت، آن che گفت و نیکو گفت پیامبری ra برای بنی اسرائیل az میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود ra be دهانش خواهم گذاشت و har آنچه be او امر کنم be بنی اسرائیل خواهد گفت و har کس ke سخنان مرا ke او be اسم من می گوید نشنود من az او مطالبه خواهم کرد. (۲)

آنچه مسلم است in پیامبر حضرت محمد(ص) است نه حضرت عیسی(ع)، چرا ke تورات حضرت اسماعیل ra برادر بنی اسرائیل معرفی کرده و پیامبری ke az نسل اسماعیل مبعوث شده حضرت خاتم الانبیا(ص) می باشد نه حضرت عیسی(ع). بقیه جانشینان حضرت موسی(ع) niz az نسل حضرت اسحاق و بنی اسرائیل بودند.

در سفر پیدایش تورات آمده است: فرشته خدا be هاجر فرمود: … اینک تو حامله هستی و پسری خواهی زایید، نام او ra اسماعیل بگذار، chon خداوند آه و ناله تو ra شنیده است، پسر تو وحشی خواهد بود و ba برادران خود سر ناسازگاری خواهد داشت. (۳)

باز می خوانیم: و اعقاب و فرزندان اسماعیل دایماً ba برادران خود در جنگ بودند. (۴) بنابراین be روشنی پیداست ke بنی اسرائیل az نسل حضرت اسحاق برادر حضرت اسماعیل هستند و همواره ba اسماعیل در اختلاف بودند و طبق تورات پیامبری ke خواهد آمد az نسل حضرت اسماعیل است و رسول گرامی اسلام (ص) niz az نسل حضرت اسماعیل می باشند.

اینک be بیان آیاتی az انجیل یوحنّا می پردازیم:  «من az پدر خواهم خواست و او پارقلیطای دیگری be شما خواهد داد ke ta ابد ba شما باشد.»(۵)،   «چون بیاید آن پارقلیطا ke من سوی شما خواهم فرستاد az جانب پدر، روح راستی ke az جانب پدر می آید او درباره من شهادت خواهد داد. (۶)»،   «لیکن من راست می گویم be شما، ke شما ra مفید است ke agar من نروم پارقلیطا سوی شما نخواهد آمد amma agar بروم او ra نزد شما خواهم فرستاد.»،   «و chon او بیایدجهان ra be پرهیز az گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد کرد …»،   «… و chon او بیاید شما ra be تمام راستی ارشاد خواهد نمود زیرا ke او az پیش خود چیزی نخواهد گفت و هرچه خواهید شنید خواهد گفت و شما ra be آینده خبر خواهد داد.»،   «و او مرا جلال خواهد داد.»،  har آنچه پدر دارد az آنِ من است az همین سبب گفتم ke آنچه az من است خواهد یافت و شما ra خبر خواهد داد.»(۷)

پارقلیطا معرب کلمه پاریکلتوس است ke معنی آن در فارسی بسیار ستوده و در عربی احمد و محمد می شود.
قبل az اسلام در in ke پارقلیطا پیامبر موعود انجیل است هیچ اختلافی بین علمای مسیح و مفسرین انجیل وجود نداشته است حتی افرادی az مسیحیان خود ra موعود انجیل خواندند و be in لفظ تمسک جستند. ولیم میور در کتاب خود ke در تاریخ ۱۸۴۸ میلادی نوشته است آورده ke فردی az آسیای صغیر بنام «منتس» دعوی رسالت کرد و خود ra پارقلیطای موعود انجیل خواند و گروهی هم وی ra پذیرا شدند(۸)

اما علمای مسیحی بعد az اسلام وقتی be in آیات رسیدند فارقلیطا ra بمعنی پاراکلتوس، ke بمعنی تسلی دهنده است و بر روح القدس اطلاق می شود ترجمه کردند ta بشارت ظهور محمدی ra محو نمایند.  لکن می توان be ادله متعددی ثابت کرد ke فارقلیطا، روح القدس نیست بلکه همان پیامبر موعود است ke حضرت محمد باشد و نظریه علمای مسیحی مردود است زیرا آیات نقل شده بشارت az ظهور کسی pas az حضرت عیسی مسیح(ع) می دهد که:

الف) آمدن او مشروط be رفتن مسیح بوده و آمدن روح القدس مشروط be چنین شرطی نبوده است زیرا روح القدس بارها قبل az آن be حضور حضرت مسیح رسیده و پیام الهی آورده است و agar چنین باشد سخن حضرت مسیح لغو خواهد بود ke فرمود ta من باشم او نخواهد آمد.

ب) او پارقلیطای دیگری است ke برای همیشه و ta انقراض جهان شخصیت و آئین اش بر بشریت حکومت می کند. agar پارقلیطا روح القدس باشد پارقلیطای دیگر روح القدس دیگر است و in مطلب اعتقادات خود مسیحیان ra زیر سؤال می برد ke می گویند خدا در سه جزء پدر و پسر و روح القدس جلوه گر است. زیرا عده اقانیم ra az ۳ be ۴ و بیشتر افزایش می دهد و in خود مخالف تثلیث مورد ادعای آنهاست.

ج) وی درباره مسیح شهادت داده او ra تصدیق خواهد کرد. agar روح القدس باشد لازم می آید ke او بر افرادی غیر az انبیاء الهی هم نازل شود و اینکه او آئین مسیح ra تکمیل و ناگفته های او ra بیان خواهد نمود و آن حضرت ra جلال و شکوه خواهد بخشید be بداهت عقل واضح است ke تکمیل آئین مسیح بر عهده پیامبران است نه روح القدس ke az ملائکه است و agar قرار بود روح القدس in وظیفه ra انجام دهد دیگر che نیازی be har کدام az انبیاء الهی بود.

د) روح القدس رئیس جهان نیست زیرا ریاست معنوی و روحانی بعهده انبیاء است و روح القدس بر مردم نازل نمی شود، ta مردم ra be چیزی ملزم و az چیزی باز دارد.

با نگاهی be سیره و خصوصیات اسلامی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می بینیم تمام in ویژگی ها ke حضرت عیسی(ع) اشاره کرده و be مسیحیان سفارش پیروی az او نموده در پیامبر اسلام جمع است مانند:

۱) پیامبر اسلام همچو عیسی بشر و پیامبر است.
۲) az لقب های حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رئیس الخلائق یعنی رئیس جهان است.
۳) در قرآن بارها be حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و حقانیتش در رسالت گواهی داده است.
۴) هیچ گاه az پیش خود سخن نمی گوید و har che می گوید وحی الهی است ke توسط جبرئیل az خداوند دریافت کرده است.
۵) be امور آینده هم خبر داده است همانند غلبه روم در اول سوره روم. و niz روایاتی ke بر حوادث آخر الزمان دلالت دارند.

نتیجه in ke در ادیان آسمانی be آمدن پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بشارت هایی داده بودند و قرآن بارها در مذمت یهود و نصاری in نکته ra تاکید کرده است ke آنها پیامبر ra be مانند فرزندان خویش می شناختند vali آنان pas az روشن شدن حقانیت پیامبر اسلام az پیروی وی سرباز زدند و be بیراهه رفتند. (۹)

البته در انجیل برنابا ke در نزد مسیحیان رسمیت ندارد و در کنفرانس نیقیه(۳۲۵ م) ba اناجیل بیشمار دیگر توسط کنستانتین امپراطور تازه مسیحی شده روم باطل اعلام شد خیلی آشکار az نبوت پیامبر اسلام سخن گفته شده است ke در قسمتِ az in انجیل چنین آمده است: رئیس کاهنان و والی رومان و هیرودس پادشاه نزد عیسی آمدند (با تمام تواضع ta جائی ke رئیس کاهنان می خواست در مقابل حضرت سجده کند) و بعد az گفتگوهای متعدد و مختلف کاهن اعظم در مورد مسیا پیامبر موعود تورات az حضرت سؤالاتی کرد. (۱۰)

کاهن در جواب گفت ke در کتاب موسی نوشته شده ke زود باشد ke خدای ما برای ما مسیا ra ke خواهد آمد می فرستد ta خبر دهد ما ra be آنچه خدا می خواهد و رحمت خدا ra برای جهان خواهد آورد، az in رو امیدوارم az تو ke راستی ra بفرمائی آیا تو مسیای خدا هستی ke منتظر اوئیم. «یسوع «عیسی» در جواب فرمود حقا ke خدا in چنین وعده داده و لیکن من او نیستم زیرا ke او پیش az من آفریده شده و بعد az من خواهد آمد …»(۱۱)

در آیات بعد ta انتهای فصل نود و شش حضرت عیسی az اینکه بعد az او وی ra خدا و پسر خدا خواهند خواند غمگین می شود و کاهن و والی رومان و هیرودس پادشاه سعی بر تسلی دادن عیسی(ع) می کنند ke ایشان در جواب می فرمایند:  «و لیکن تسلی من همان در آمدن پیامبری است ke har اعتقاد دروغ ra درباره من az میان خواهد برد و آئین او امتداد خواهد یافت و hame جهان ra فرا خواهد گرفت زیرا ke خدا be پدر ما ابراهیم چنین وعده داده. همانا آنچه مرا تسلی می دهد آنست ke آئین او ra هیچ نهایتی نیست زیرا خدا او ra درست نگهداری خواهد فرمود.» کاهن گفت آیا بعد az او پیغمبران خواهند آمد. یسوع در جواب فرمود «بعد az او پیغمبران راستگوی نخواهند آمد».

آن وقت کاهن پرسید be che نامیده می شود و کدام است آن علامتی ke آمدن او ra اعلام می نماید. حضرت در جواب فرمود: «همانا نام مبارک او محمد است. آن وقت جمهور مردم صدای خود ra بلند کرده گفتند ای خدا بفرست برای ما پیغمبر خود ra ای محمد بیا زود برای خلاصی جهان.»(۱۲)

هر چند ما توضیحات ra کافی می دانیم amma تیمناً و تبرکاً نقلی هم az کتاب حضرت ادریس(ع) بطور خلاصه نقل می کنیم. کتابی az حضرت ادریس(ع)  در لندن سال ۱۸۹۵ be لغت سریانی be چاپ رسیده ke اکنون niz موجود است در صفحات ۵۱۴ و ۵۱۵ آن آمده است: در حضور حضرت ادریس(ع) بین شاگردان حضرت ادریس بحث شد ke افضل مخلوقات الهی che کسانی هستند. برخی گفتند آدم. برخی گفتند: ملائکه. گروهی هم گفتند: جبرئیل(روح القدس) بحث be درازا و جدل کشید.

حضرت ادریس(ع) فرمود: وقتی خدا مرا آفرید و az روح خود در من دمید و من درست نشستم عرض اعظم الهی ra دیدم و پنج شبح نورانی ra نگریستم ke در عرش هویدا است در نهایت عظمت و جلال، جمال و کمال و حسن و ضیاء و بهاء و نورشان مرا غرق در حیرت کرد.

عرض کردم خدایا in انوار ba عظمت و جَلال کیانند خطاب رسید اینها اشرف مخلوقات من و واسطه بین من و سایر آفریدگانند agar اینها نبودند من ترا نمی آفریدم و نه آسمان و زمین نه بهشت و جهنم نه کتاب نه آفتاب و ماه، عرض کردم نام اینها چیست؟ خطاب رسید: بساق عرش بنگر.
نگریستم دیدم in پنج نام مبارک نوشته شده: پارقلیطا (محمد) ایلیا (علی) طیطه(فاطمه) شبر(حسن) شَپبیر(حسین).

و niz نوشته بود: ای مخلوقات من مرا پرستش کنید ke نیست خدایی غیر az من.  in کتاب مورد قبول کلیساهای معتبر جهان است.

پاورقی:

۱. رک: بقره:۱۴۶، انعام:۱۹، اعراف:۱۵۷، صف:۶.
۲. کتاب مقدس، عهد عتیق، سفر تثنیه، ب ۱۸: ش ۱۹ و ۱۸.
۳. همان، سفرپیدایش، ب ۱۶، ش ۱۰ ـ ۱۱.
۴. همان، ب ۲۵، ش ۱۷.
۵. انجیل یوحنا، باب چهارده، آیه ۱۶،
۶. همان، آیه ۲۶.
۷. انجیل یوحنا، باب ۱۶، آیات ۷ ta ۱۵.
۸. بشارات عهدین، محمد صادقی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ص ۲۳۱.
۹. رک: بقره:۱۴۶، انعام:۱۹، اعراف:۱۵۷، صف:۶ و…
۱۰. مشروح گفتگوهای آنها az فصل نود و سه ta نود و پنج آمده است.
۱۱. انجیل برنابا، ترجمه حیدر قلیخان قزلباش سردار کابلی، دفتر نشر الکتاب بهار ۶۲، فصل نود و شش، آیات ۴۰۳ و ۵.
۱۲. همان آیات ۵، ۶، ۷، ۸ و فصل نود و هفت آیات، ۱۴، ۱۸، ۱۹.

 

زندگینامه حضرت محمد

 

زندگینامه حضرت محمد

 

نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى کتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش az نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب be محمّد، وى ra «احمد» نامیده بود.

کنیه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهیم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و…

منصب حضرت محمد (ص): آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حکومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر ba سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت ra روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته ‏اند.

عام الفیل، همان سالى است ke ابرهه، ba چندین هزار مرد جنگى az یمن be مکه یورش آورد ta خانه خدا (کعبه) ra ویران سازد و همگان ra be مذهب مسیحیت وادار سازد؛ amma او و سپاهیانش در مکه ba تهاجم پرندگانى be نام ابابیل مواجه شده، be هلاکت رسیدند و be اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان chon سوار بر فیل بودند، آن سال be سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

محل تولد حضرت محمد (ص): مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شیبه الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر (قریش) بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

حضرت محمد (ص) روایت شده است ke هرگاه نسب من be عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و az آن بالاتر نروید. amma در کتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت ta حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است ke فاصله بین عدنان ta حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) be هفت پشت مى‏رسد.

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، کم‏ نظیر و سرآمد همگان بود. وى pas az تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و be روایتى شش سال زندگى کرد و سرانجام، در راه بازگشت az سفرى ke be همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار ba اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مکانى be نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و chon عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و be روایتى هفت ماه) پیش az ولادت فرزندش az دنیا رفته بود، کفالت آن حضرت ra جدش، عبدالمطلب be عهده گرفت. نخست وى ra be ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد ta وى ra شیر دهد و az او نگه‏دارى کند؛ amma pas az مدتى وى ra be حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، amma be مدت پنج سال براى وى مادرى کرد.

مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): az 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، ke در سن چهل سالگى be رسالت مبعوث شده بود، ta 28 صفر سال یازدهم هجرى، ke رحلت فرمود، be مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص)  علاوه بر رسالت، be مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان ra pas az مهاجرت be مدینه طیبه بر عهده داشت.

همسران حضرت محمد (ص):
1. خدیجه بنت خویلد.

2. سوده بنت زمعه.

3. عایشه بنت ابى بکر.

4. امّ شریک بنت دودان.

5. حفصه بنت عمر.

6. ام حبیبه بنت ابى سفیان.

7. امّ سلمه بنت عاتکه.

8. زینب بنت جحش.

9. زینب بنت خزیمه.

10. میمونه بنت حارث.

11. جویریه بنت حارث.

12. صفیّه بنت حىّ بن اخطب.

نخستین زنى ke افتخار همسرى حضرت محمد (ص) ra یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش az رسیدن be مقام رسالت، در سن 25 سالگى ba in بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

خدیجه کبرى (س) ba موقعیت و اموال خویش، خدمات شایانى be پیامبر اکرم(ص) در اظهار رسالتش کرد. in بانوى بزرگ، az افتخارات زنان عالم است و در ردیف بانوان قدسى، همانند مریم و آسیه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) be احترام خدیجه کبرى (س) ta هنگامى ke وى زنده بود، ba هیچ زن دیگرى ازدواج نکرد. همو بود ke دردها و رنج‏هاى پیامبر(ص) را، ke سران شرک و کفر متوجه آن حضرت مى‏کردند، تسلّى داده و او ra در رسالت و نبوتش یارى می‏داد.

خدیجه کبرى(س) be خاطر مقام و منزلتى ke در اسلام be دست آورده بود، مورد لطف و عنایت مخصوص پروردگار جهانیان قرار گرفت. be همین جهت روزى جبرئیل امین be محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا ra be همسرت خدیجه برسان. پیامبر اکرم(ص) be همسرش فرمود: اى خدیجه! جبرئیل امین az جانب خداوند متعال be تو سلام مى‏رساند. خدیجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئیل السّلام».

حضرت خدیجه (س) در ایام همسرى ba حضرت محمد (ص) az احترام ویژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پیامبر(ص) niz همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت pas az وفات خدیجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره az او be نیکى یاد می‏کرد.

از عایشه، سومین حضرت محمد (ص)، روایت شده است:
«کانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لایَکادُ یَخْرُجُ مِنَ الْبَیْتِ حَتّى یَذْکُرَ خَدیجَهَ فَیَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَیْها، فَذَکَرها یَوْماً مِنَ الْاَیّامِ فَادْرَکَتْنی الْغَیْرهَ، فَقُلْتُ: هَلْ کانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَکَ اللّهُ خَیْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

حضرت محمد (ص) هیچ‏گاه az خانه بیرون نمی‏رفت مگر in ke یادى az خدیجه مى‏کرد و az او be نیکى نام مى‏برد. یک روز ke حضرت محمد (ص) az خدیجه (س) یاد کرده و خوبى‏هاى او ra بیان میکرد، غیرت زنانگى بر من غالب شد و be پیامبر(ص) گفتم: آیا او یک پیرزن بیشتر بود و حال آن ke خداوند بهتر az آن (یعنى عایشه) ra be تو داده است؟ پیامبر اکرم(ص) az in گفتار من، خشمگین شد، be طورى ke موهاى جلوى سرش az شدت خشم be حرکت درآمد.

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

فرزندان حضرت محمد (ص):
الف) پسران ان حضرت محمد (ص):
1. قاسم. او پیش az بعثت پیامبر اکرم(ص) تولد یافت. az in رو پیامبر(ص) ra ابوالقاسم نامیدند.

2. عبدالله. in کودک chon pas az بعثت be دنیا آمده بود، وى ra «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.

عبدالله و قاسم az خدیجه کبرى (س) و ابراهیم az ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین کودکى az دنیا رفتند.

ب) دختران حضرت محمد (ص):

1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام کلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران حضرت محمد (ص) همگى az حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش az رحلت آن حضرت، az دنیا رفته بودند. تنها فرزندى ke az آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وى بود. in بانوى مکرّمه، افتخار بانوان عالم، بلکه hame انسان‏ها و مورد تقدیس و تکریم فرشتگان عرشى است. همو است ke مادر سبطین و امّ الأئمه المعصومین(ع) است.

گرچه پیامبر اسلام(ص) be تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏مند بود، amma در میان همسرانش بیش az همه، be خدیجه کبرى (س) و در میان فرزندانش بیش az همه، be فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود.

زندگی نامه حضرت محمد (ص)

آغاز بعثت حضرت محمد (ص):
محمد امین ( ص ) قبل az شب 27 رجب در غار حرا be عبادت خدا و راز و نیاز ba آفریننده جهان می پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر ba عالم واقع . روح بزرگش برای پذیرش وحی – کم کم – آماده می شد .

درآن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی az قرآن ra بر محمد ( ص ) بخواند و او ra be مقام پیامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در in هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهایی و توجه خاص be خالق یگانه جهان جبرئیل az محمد ( ص ) خواست in آیات ra بخواند : ” اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم یعلم ” . یعنی : بخوان be نام پروردگارت ke آفرید . او انسان ra az خون بسته آفرید . بخوان be نام پروردگارت ke گرامی تر و بزرگتر است . خدایی ke نوشتن ba قلم ra be بندگان آموخت . be انسان آموخت آنچه ra ke نمی دانست .

حضرت محمد (ص) – az آنجا ke امی و درس ناخوانده بود – گفت : من توانایی  خواندن ندارم . فرشته او ra سخت فشرد و az او خواست ke ” لوح ” ra بخواند . amma همان جواب ra شنید – در دفعه سوم – محمد ( ص ) احساس کرد می تواند ” لوحی ” ra ke در دست جبرئیل است بخواند . in آیات سرآغاز مأموریت بسیار توانفرسا و مشکلش بود .

جبرئیل مأموریت خود ra انجام داد و محمد ( ص ) niz az کوه حرا پایین آمد و be سوی خانه خدیجه رفت . سرگذشت خود ra برای همسر مهربانش باز گفت . خدیجه دانست ke مأموریت بزرگ ” محمد ” آغاز شده است . او ra دلداری و دلگرمی داد و گفت : ” بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمی دارد زیرا تو نسبت be خانواده و بستگانت مهربان هستی و be بینوایان کمک می کنی و ستمدیدگان ra یاری می نمایی ” . سپس محمد ( ص ) گفت : ” مرابپوشان ” خدیجه او ra پوشاند .

حضرت محمد (ص) اندکی be خواب رفت . خدیجه نزد ” ورقه بن نوفل ” عمو زاده اش ke az دانایان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) ra be او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنین گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پیش آمده است آغاز پیغمبری  است و ” ناموس بزرگ ” رسالت بر او فرود می آید . خدیجه ba دلگرمی be خانه برگشت .

معراج حضرت محمد (ص):
پیش az هجرت be مدینه ke در ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پیش آمد ke be ذکر مختصری az آن می پردازیم : در سال دهم بعثت “معراج ” پیغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود ke be امر خداوند متعال و بهمراه امین وحی (جبرئیل ) و بر مرکب فضا پیمایی be نام “براق ” انجام شد.

حضرت محمد (ص) in سفر ba شکوه ra az خانه ام هانی خواهر امیر المومنین علی (ع ) آغاز کرد و ba همان مرکب be سوی بیت المقدس ya مسجد اقصی روانه شد، و az بیت اللحم ke زادگاه حضرت مسیح است و منازل انبیا (ع ) دیدن فرمود.

سپس سفر آسمانی خود ra آغاز نمود و az مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازدید be عمل آورد، و در نتیجه az رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان حق تعالی آگاه شد و be “سدره المنتهی ” رفت و آنرا سراپا پوشیده az شکوه و جلال و عظمت دید. سپس az همان راهی  ke آمده بود be زادگاه خود “مکه ” بازگشت و az مرکب فضا پیمای خود پیش az طلوع فجر در خانه “ام هانی ” پائین آمد.

به عقیده شیعه in سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی  گفته اند. در قرآن کریم در سوره “اسرا” az in سفر ba شکوه بدین صورت یاد شده است : “منزه است خدایی ke شبانگاه بنده خویش ra az مسجد الحرام ta مسجد اقصی ke اطراف آن ra برکت داده است سیر داد، ta آیتهای  خویش ra be او نشان دهد و خدا شنوا و بیناست “. در همین سال و در شب معراج خداوند دستور داده است ke امت پیامبر خاتم (ص ) har شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمایند، ke نماز معراج روحانی مومن است .

اصحاب و یاران حضرت محمد (ص):
پیامبر اسلام(ص) che در مکّه معظمه و che در مدینه، داراى اصحاب و یاران باوفایى بود ke برخى az آنان پیش az آن حضرت و برخى دیگر pas az ایشان az دنیا رفتند و تعداد آنان be هزاران نفر مى‏رسد. در in جا be نام برخى az صحابه مشهور آن حضرت اشاره می‏شود:

1. على بن ابى‏طالب(ع).

2. ابوطالب بن عبد المطلب.

3. حمزه بن عبدالمطلب.

4. جعفربن ابى‏طالب.

5. عباس بن عبدالمطلب.

6. عبداللّه بن عباس.

7. فضل بن عباس.

8. معاذبن جبل.

9. سلمان فارسى.

10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).

11. مقداد بن اسود.

12. بلال حبشى.

13. مصعب بن عمیر.

14. زبیر بن عوام.

15. سعد بن ابى وقاص.

16. ابو دجانه.

17. سهل بن حنیف.

18. سعد بن معاذ.

19. سعد بن عباده.

20. محمد بن مسلمه.

21. زید بن ارقم.

22. ابو ایوب انصارى.

23. جابر بن عبدالله انصارى.

24. حذیفه بن یمان عنسى.

25. خالد بن سعید اموى.

26. خزیمه بن ثابت انصارى.

27. زید بن حارثه.

28. عبدالله بن مسعود.

29. عمار بن یاسر.

30. قیس بن عاصم.

31. مالک بن نویره.

32. ابوبکر بن ابى قحافه.

33. عثمان بن عفان.

34. عبدالله بن رواحه.

35. عمر بن خطّاب.

36. طلحه بن عبیدالله.

37. عثمان بن مظعون.

38. ابو موسى اشعرى.

39. عاصم بن ثابت.

40. عبدالرحمن بن عوف.

41. ابوعبیده جراح.

42. ابو سلمه.

43. ارقم بن ابى ارقم.

44. قدامه بن مظعون.

45. عبدالله بن مظعون.

46. عبیده بن حارث.

47. سعید بن زید.

48. خَبّاب بن اَرَت.

49. بریده اسلمى.

50. عثمان بن حنیف.

51. ابو هیثم تیهان.

52. ابىّ بن کعب.

تاریخ و سبب رحلت حضرت محمد (ص):

دوشنبه 28 صفر، بنا be روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا be قول اکثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى ke زنى یهودى be نام زینب در جریان نبرد خیبر be آن حضرت خورانیده بود. معروف است ke پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: in بیمارى az آثار غذاى مسمومى است ke آن زن یهودى pas az فتح خیبر براى من آورده بود.

محل دفن حضرت محمد (ص):

مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى) در همان خانه‏اى ke وفات یافته بود. هم اکنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.

 

احادیث حضرت محمد

 

احادیث حضرت محمد

 

1- ِ ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏ : ْ إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏

نشان منافق سه چیز است : 1 – سخن be دروغ بگوید . 2 – az وعده تخلف کند .3 – در امانت خیانت نماید .

تحف العقول ص 316
2-  لَا یَنَالُ شَفَاعَتِی مَنْ أَخَّرَ الصَّلَاهَ بَعْدَ وَقْتِهَا

کسی ke نماز ra az وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) be شفاعت من نخواهد رسید

محاسن ص 80

3- أبغض الحلال الی الله الطلاق .

منفورترین چیزهای حلال در پیش خدا طلاق است .

نهج الفصاحه ص 157 ، ح 16

4- ِ خَیْرُ الْأَصْحَابِ مَنْ قَلَّ شِقَاقُهُ وَ کَثُرَ وِفَاقُه‏ .

بهترین یاران کسی است ke ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

تنبیه الخواطر معروف be مجموعه ورام ج 2 ، ص 123

5- ابن آدم إذا أصبحت معافى فی جسدک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلى الدّنیا العفاء

فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش راداری ، جهانگر مباش .

نهج الفصاحه ص 159 ، ح 23

6-ابن آدم عندک ما یکفیک و تطلب ما یطغیک ابن آدم لا بقلیل تقنع و لا بکثیر تشبع‏

فرزند آدم ، آنچه حاجت تو ra رفع کند در دسترس خود داری و در پی آنچه تو ra be طغیان وا می دارد روز میگذاری ، be اندک قناعت نمیکنی و az بسیار سیر نمی شوی .

نهج الفصاحه ص 159 ، ح 24
7- مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ الْبَتَّه

هرکس آبروی مؤمنی ra حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 145 – الجعفریات(الاشعثیات) ص 198

8- اتّق دعوه المظلوم فإنّما یسأل اللَّه تعالى حقّه و إنّ اللَّه تعالى لا یمنع ذا حق حقّه‏

از نفرین مظلوم بپرهیز زیرا وی be دعا حق خویش ra az خدا میخواهد و خدا حق ra az حق دار دریغ نمی دارد .

نهج الفصاحه ص 161 ، ح 35

9- اتقوا الحجر الحرام فی البنیان فانه اساس الخراب

از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید ke مایه ویرانی است .

نهج الفصاحه ص 162 ، ح 38
10- الْعِبَادَهُ سَبْعُونَ جُزْءً أَفْضَلُهَا جُزْءً طَلَبُ الْحَلَال‏

عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج 13 ، ص 12 ، ح 14585

11- اتَّقُوا فِرَاسَهَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه‏

از فراست مؤمن بترسید ke چیزها ra ba نور خدا می نگرد .

کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 218 ، ح 3
12- اتّقوا الدّنیا فو الّذی نفسی بیده إنّها لأسحر من هاروت و ماروت.

از دنیا بپرهیزید ، قسم be آن کس ke جان من در کف اوست ke دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است .

نهج الفصاحه ص 163 ، ح 44 {شبیه in حدیث در مجموعه ورام ج 1 ، ص 131}

13- اتقوا دعوه المظلوم فإنها تصعد الی السماء کأنها شراره

از نفرین مظلوم بترسید ke chon شعله آتش بر آسمان میرود .

نهج الفصاحه ص 163 ، ح 47
14- لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ زَکَاهٌ وَ زَکَاهُ الْأَبْدَانِ الصِّیَام‏

براى har چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

کافى(ط-الاسلامیه) ج 4، ص 62

15- اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی و عقوق الوالدین .

دو چیز ra خداوند در in جهان کیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر .

نهج الفصاحه ص 165 ، ح 58
16-أجرؤکم على قسم الجدّ أجرؤکم على النّار

هر کس az شما در خوردن قسم جدیتر است be جهنم نزدیکتر است .

نهج الفصاحه ص 166 ، ح 64
17- أجملوا فی طلب الدنیا فإن کلا میسر لما خلق له .

در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا be har کس har che قسمت اوست می رسد .

شرح فارسی شهاب الاخبار ص 320 ، ح 518
18- هُوَ شَهْرٌ أَوَّلُهُ رَحْمَهٌ وَ أَوْسَطُهُ مَغْفِرَهٌ وَ آخِرُهُ الْإِجَابَهُ وَ الْعِتْقُ مِنَ النَّار

رمضان ماهى است ke ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى az آتش جهنم.

کافى(ط-الاسلامیه) ج 4، ص 67 – بحار الانوار(ط-بیروت) ج 93 ، ص 342 ، ح 14

19- احب الاعمال الی الله الصلاه لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله

بهترین کارها در نزد خدا نماز be وقت است ، آنگاه نیکی be پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .

نهج الفصاحه ص 167 ، ح 70
20- أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْأَتْقِیَاءُ الْأَخْفِیَاء

محبوبترین بندگان در پیش خدا پرهیزگاران گمنامند .

مجموعه ورام ج 1 ، ص 5
21- انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَکا مَنْ کانَ قَبلکُمْ و هُما مُهْلِکاکُمْ.

همانا دینار و درهم پیشینیان شما ra be هلاکت رساند و همین دو niz هلاک کننده شماست.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 316 ، ح 6

22- احب الاعمال الی الله أدومها و ان قل .

محبوبترین کارها در پیش خدا کاریست ke دوام آن بیشتر است ، agar che اندک باشد .

نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73

23- أحبّ الأعمال إلى اللَّه من أطعم من جوع أو دفع عنه مغرما أو کشف عنه کربا

بهترین کارها در پیش خدا آن است ke (بینوایی را)سیر کنند ، ya قرض او رابپردازند ya زحمتی ra az او دفع نمایند .

نهج الفصاحه ص 168 ، ح 76
24- لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَ لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْل‏

هیچ تهیدستی سخت تر az نادانی و هیچ مالی سودمندتر az عقل نیست .

کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 25 و 26 ، ح 25 – محاسن ص 17 – تحف العقول ص 6

25- احب الاعمال الی الله حفظ اللسان

بهترین کارها در پیش خدا نگهداری زبان است .

نهج الفصاحه ص 168 ، ح 78
26-  أحبّ الجهاد إلى اللَّه کلمه حقّ تقال لإمام جائر

بهترین جهادها در پیش خدا سخن حقی است ke be پیشوای ستمکار گویند .

نهج الفصاحه ص 168 ، ح 80
27- أَحَبُّ الطَّعَامِ إِلَى اللَّهِ مَا کَثُرَتْ عَلَیْهِ الْأَیْدِی‏

بهترین غذاها در پیش خدا آن است ke گروهی بسیار بر آن بنشیند .

نهج الفصاحه ص 169 ، ح 82
28- احب اللهو الی الله تعالی إجراء الخیل و الرمی .

بهترین بازیها در پیش خدا اسب دوانی و تیراندازی است .

نهج الفصاحه ص 169 ، ح 83

29- طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بُغَاهَ الْعِلْم‏

طلب علم بر har مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم ra دوست دارد.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 30 ، ح 1
30- احب الله تعالی عبدا سمحا اذا باع وسمحا اذا اشتری و سمحا اذا قضی و سمحا اذا اقتضی .

خداوند بندهای ra ke be هنگام خرید و هنگام فروش و هنگام دریافت سهلانگار است دوست دارد .

نهج الفصاحه ص 169 ، ح 85
31- أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِه‏ .

از جمله بندگان آن کس پیش خدا محبوبتر است ke برای بندگان سودمندتر است .

تحف العقول ص 49 – نهج الفصاحه ص 169 ، ح 86
32- أحثوا التراب فی وجوه المداحین .

بر چهره ستایشگران ، خاک بیفشانید .

نهج الفصاحه ص 170 ، ح 91
33- أَحْزَمُ النَّاسِ أَکْظَمُهُمْ لِلْغَیْظ

آنکه در فرو بردن خشم az دیگران بیشتر است ، az hame کس دور اندیشتر است .

من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 396 – امالی(صدوق) ص 21
34- اختبروا الناس بأخدانهم ، فإن الرجل یخادن من یعجبه

مردم ra az معاشرانشان بشناسید ، زیرا کند هم جنس ba هم جنس پرواز .

نهج الفصاحه ص 173 ، ح 106

35- اخوف ما أخاف علی امتی الهوی و طول الامل .

بر امت خویش بیش az har چیز az هوس و آرزوی دراز بیم دارم .

خصال ص 51
36-  ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ.

خدا ra بخوانید و be اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید ke خداوند دعارا az قلب غافل بی خبر نمی پذیرد .

بحارالانوار(ط-بیروت) ج 90 ، ص 321
37- ادنی أهل النار عذابا ینتعل بنعلین من نار یغلی دماغه من حراره نعلیه .

از مردم جهنم آنکه عذابش az hame آسانتر است دو کفش آتشین بپا دارد ke مغزوی az حرارت کفشهایش be جوش میآید .

نهج الفصاحه ص 176 ، ح 121
38- ادنی جبذات الموت بمنزله مائه ضربه بالسیف .

آسانترین کشش های مرگ مانند صد ضربت شمشیر است .

نهج الفصاحه ص 176 ، ح 122
39- إذا ابتلی أحدکم بالقضاء بین المسلمین فلا یقض و هو غضبان و لیسوّ بینهم فی النّظر و المجلس و الإشاره.

اگر یکی az شما be کار قضاوت میان مسلمانان دچار شود باید be هنگام غضب ازقضاوت خودداری کند و میان ارباب دعوا در نگاه و نشیمنگاه و اشاره تفاوتی نگذارد .

نهج الفصاحه ص 176 ، ح 125
40- اذا أحب الله عبدا حماه الدنیا کما یظل أحدکم یحمی سقیمه الماء .

وقتی خداوند بندهای ra دوست دارد ، دنیا ra az او منع میکند چنانکه شما مریض خویش ra az نوشیدن آب منع میکنید .

نهج الفصاحه ص 179 ، ح 137

 

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “حضرت محمد”

دیدگاه ها بسته شده اند.