لالایی ترکمن

لالایی ترکمن

مجموعه: فرهنگ زندگی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • لالایی ترکمن
  •  

    لالایی ترکمن

    لالایی ترکمن

     

    هــودی
    ((هودی یک واژه مرکب است و از دو ماده ((هو)) + ((دی)) مشق شده است. ((هو)) به معنای ((خدا)) و ((دی)) فعل امر از مصدر گفتن، به معنی ((بگو)) می‌باشد. هودی یک اثر ادبی و در ردیف ادبیات شفاهی زنان و کودکان ترکمن به شمار می‌رود.
    هودی، آوای آرامش بخش کودکان است که از درون مادران دلسوز تراوش می‌کند. هودی، نغمه دل‌نگیزی است که کودکان را درون گهواره، به دنیای سکوت و آسایش سوق می‌دهد. در طول تاریخ حیات ترکمن‌ها، ((هودی)) مادران دلسوز، با آهنگی زیبا و دلنشین، همواره در سر تاسر دشت سرسبز ترکمن صحرا طنین انداز بوده است. هر کودکی با شنیدن نوای دلنواز هودی ((شیون)) را فراموش می‌کند و با لبخند ملیحی بر لب، به خواب آرامی ‌فرو می‌برد.
    آوای هودی، نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان را را تحت تاثیر قرار می‌دهد و آنان را نیز در آرامش وصف ناپذیری فرو می‌برد. چنانچه تاملی در درمان هودی داشته باشیم، به آرزوها و حدیث نفس مادران ترکمنی پی می‌بریم که همواره برای کودکان خود ((بهترین))ها را خواسته اند. آهنگ هودی ریتم خاصی دارد. همگامی ‌که کودک شیون آغاز می‌کند، در ابتدا مادر، با صدای بلند شروع به خواندن هودی می‌کند. رفته رفته که از ناله‌های کودک کاسته می‌شود مادر نیز صدای خود را قدری پاین‌تر می‌آورد. تا جایی که پس از خفتن کودک به یک زمزمه زیر لب تبدیل می‌شود.
    هودیها از انواع مختلف تشکیل یافته اند که هر یک، مزامین خاصی دارند. مهمترین مفاهیم هودی عباتند از:

    ستایش مادر از فرزند
    آرزوی درونی مادر
    چگونگی تربیت مادر
    دعا برای کودک
    اندزهای اخلاقی و …
    در ذیل، نمونه ای از هودی آمده است:
    ((در بیان تمجید و ستایش مادر از کودک))
    منینگ گولین آی یالی
    آیا گونه تای یالی
    آغزیندن بیر سوز چیقسا
    شکر آتیلان چای یالی

    کودک گل من همچون ماه زیباست همتای ماه و خورشید است آنگاه که به سخن در می‌آید سخنانش همچو چای شیرین است.
    هـودی هـودی هـودی هو
    هودی بالام هودی هو
    دکــور دوور آت گلـیـــار
    چیکینگ گور ونگ کیم گلیار
    منینـگ بالام خان گلیــار
    قانچیسیندان قان دامیپ
    یـا لیغنـدان یـاغ دامیــپ
    آتلاری ((آتار قوشدان))
    قانـات لاری کـومیش دن
    آتلا تارا آتلا تارا
    آت لاری‌ها یبات لانار
    آتلانار آوار گیدر
    ((سوغون)) لی داغا گیدر
    سوغون آتار یولونگا
    قانی دانار دونینگا
    یاداپ آشیب گلنده
    ((نأنه نگ)) قربان جانینگا
    هودی هودی، هودی هو
    هودی بالام هودی هو

    ((اسب به تاخت در حال نزدیک شدن است. بنگرید چه کس می‌آید. فرزند مهتر من می‌آید. از مهمیزش خون می‌چکد. از دستارش روغن می‌چکد. اسبش پرنده، بالهایش از نقره، مهیا شده و سوار اسبش شکوه خاصی پیدا می‌کند. اگر به سیمای چو گل فرزندم، آفتاب بتابد، آسمان دلش ابری می‌شود. با اسبش به شکار می‌رود. به کوهی می‌رسد که در آنجا گوزن وجود دارد. گوزنی شکار می‌کند. هنگامی‌که خسته از شکار باز می‌گردد، مادر، قربان صدقه اش می‌رود.
    هودی نغمه دل انگیزیست که کودکان را درون گهواره به دنیای سکوت و آسایش سوق می‌دهد.

     

    کلمات کلیدی : در ((آتار ((بهترین))ها ((بگو)) ((خدا)) ((دی)) ((شیون)) ((هو)) ((هودی)) + آت آتار آتلا آتیلان آرامش آرامی آرزوها آسایش آسمان آشیب آغاز آفتاب آمده آنان آنجا آنگاه آهنگ آهنگی آوار آوای آی ابتدا ابری اثر اخلاقی ادبی ادبیات از از ستایش اسبش است است ((در است هـودی اش امر اند انداز انواع انگیزیست اگر ای با باز باشیم، بالام بالهایش بتابد، بخش بر برای بزرگسالان بلند بلکه بنگرید به بوده بیان بیر تا تاثیر تاخت تارا تارا آت تاریخ تاسر تاملی تای تبدیل تحت تراوش تربیت ترکمن ترکمن ترکمنی ترکمن‌ها، تشکیل تمجید تنها جانینگا هودی جایی حال حدیث حیات خاصی خان خسته خفتن خواب خواسته خواندن خود خورشید خون دارد دارند داشته داغا دامیــپ آتلاری دامیپ یـا دانار در درمان درون درونی دستارش دشت دل دلسوز دلسوز، دلش دلنشین، دلنواز دل‌نگیزی دن آتلا دنیای دو دونینگا یاداپ دوور ذیل، را ردیف رفته روغن ریتم زمزمه زنان زیبا زیباست زیر ستایش سخن سخنانش سر سرسبز سوار سوز سوق سکوت سیمای شدن شده شروع شفاهی شمار شنیدن شکار شکوه شیرین شیون صحرا صدای صدقه طنین طول عباتند فراموش فرزند فرزند آرزوی فرزندم، فرو فعل قان قدری قرار قربان قوشدان)) قانـات لاری لاری‌ها لالایی لانار آتلانار لب لب، لبخند لی لیغنـدان مادر مادر دعا مادر چگونگی مادر، مادران ماده ماه مختلف مرکب مزامین مشق مصدر معنای معنی مفاهیم ملیحی من مهتر مهمترین مهمیزش مهیا می‌آورد می‌آید می‌باشد می‌برد می‌برد آوای می‌بریم می‌دهد می‌رسد می‌رود می‌رود هودی می‌رود هودی، می‌شود می‌شود هودیها می‌چکد می‌کند می‌کند، می‌گردد، ناله‌های ناپذیری نزدیک نغمه نفس نقره، نمونه نه نوای نگ)) نیز هر هــودی ((هودی هـودی همتای همواره همچو همچون همگامی هنگامی‌که هو ((اسب هو دکــور هو هودی هودی هودی، و واژه وجود وصف ونگ پاین‌تر پرنده، پس پی پیدا چای چنانچه چه چو چیقسا شکر کاسته کس کـومیش که کودک کودک اندزهای کودک)) منینگ کودکان کودکی کوهی کیم گفتن، گل گلـیـــار چیکینگ گلنده ((نأنه گلیار منینـگ گلیــار قانچیسیندان گهواره گهواره، گور گوزن گوزنی گولین گونه گیدر ((سوغون)) گیدر سوغون یافته یالی کودک یالی آغزیندن یالی آیا یبات یـاغ یولونگا قانی یک یک، ‌فرو ‌که

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “لالایی ترکمن”

    دیدگاه ها بسته شده اند.