یغما گلرویی

یغما گلرویی

مجموعه: اختصاصی, شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • یغما گلرویی
  •  

    یغما گلرویی

    یغما گلرویی

     

    بیوگرافی یغما گلرویی
    زادروز: ۶ مرداد ۱۳۵۴
    ملیت: ایرانی
    پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، مترجم، خواننده، نویسنده
    سال‌های فعالیت: ۱۳۷۷-اکنون
    سبک: موسیقی پاپ
    لقب: گلایل
    همسر: آتنا حبیبی

    «یغماگلرویی» شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده ایرانی در ساعت پنج بامدادِ روز ششمِ مرداد ۱۳۵۴ در بیمارستان «مهر» «شهرستانِ ارومیه» متولد شد. مادرش «نسرین آقاخانی»، پدرش «هوشنگ گلرویی» و خواهری بزرگتر از خود به نامِ «یلدا» دارد.

    در یک سالگی‌اش خانواده به «تهران» نقل مکان کرد و در خیابان «گیشا» ساکن شد. در دوران ابتدایی سیاهی جنگ و مرگِ دوستانِ همکلاسش در بمباران را تجربه کرد. یغماگلرویی سال دوم دبیرستان بود که به خاطرِ درگیری فیزیکی با ناظم دبیرستان که در مراسم صبح‌گاه به گوش او سیلی زده بود برای دو سال از تحصیل در مدارس روزانه محروم شد و به دبیرستانِ شبانه رفت. در همان سال‌ها به جرمِ «دیوارنویسی» برای چند روز بازداشت و به مدتِ شش ماه مجبور به خارج نشدن از «تهران» شد.

     

    زندگینامه یغما گلرویی

     

    زندگینامه یغما گلرویی

     

    یغماگلرویی در اوایل دههٔ هفتاد، با «غزاله علیزاده» آشنا شد و به سفارشِ او به دفترِ نشریه آدینه رفت‌وآمد پیدا کرد و توانست با نویسندگانی چون «فرج سرکوهی»، «مسعود بهنود»، «عمران صلاحی»، «محمدمختاری»، «حمید مصدق»، «علی باباچاهی»، «ناصرتقوایی» دیدار کند. در پاییز سال هفتاد و سه، برای بار نخست با «احمدشاملو» در دهکدی فردیس کرج دیدار کرد و آثار خود را برای او خواند. این دیدار و دیدارهای بعدی باعث مصمم شدنش به ادامه دادنِ راهِ شعر شد.

    یغماگلرویی به همراهِ «عزت ابراهیم‌نژاد» کوشید نشریه یی با نامِ «آرمان» را راه‌اندازی کند اما تمامِ مطالبِ جمع‌آوری شده برای شماره نخست به همراه رایانه شبانه از تحریریه به سرقت رفت. در اردیبهشت سال هفتاد و هفت نخستین مجموعه شعرِ خود را با عنوان «گفتم: بمان! نماند…» توسط مؤسسه فرهنگی هنری دارینوش منتشر کرد و بعد از آن حدود سی عنوان کتاب از او در زمینه‌های شعر، ترانه، ترجمه، فیلم‌نامه بازسرایی متون منتشر شده است.

    یغماگلرویی به همراهِ «افشین یداللهی»، «نیلوفرلاری‌پو»، «سعید امیراصلانی»، «افشین سیاه‌پوش»، «مهدی محتشم» و… جلساتِ ترانه‌خوانی در خانهٔ پدری خود برگزار کرد و تداوم این جلسات رفته رفته باعث تشکیلِ «خانه ترانه» شد. بعد از حدود یک دهه در اعتراض به نحوهٔ گرداندن جلسات با نوشتن یک یادداشت از آن جلسات اعلام جدایی کرد. در فیلم سینمایی هفت ترانه به کارگردانیِ بهمن زرین‌پور در کنارِ ایرج راد، لعیا زنگنه، سحر جعفری‌جوزانی، شروین نجفیان بازی کرده و همچنین درچند مستند مانندِ «سفرنامه»، «شبِ شیدایی»، «خاطره‌های خط‌خطی»، «ترانه در تبعید» و «یغما گلرویی: ترانه‌سرا» حضور داشته است.

    مقالات یغماگلرویی در نشریه‌هایی مانندِ «فیلم و سینما»، «ترانهٔ ماه»، «باور»، «گلستان ایران»، «نسیم هراز»، «گوهران»، «شرق»، «اعتماد»، «همشهری» منتشر شده‌اند. مادرش علاقه زیادی به ادبیات داشت، به همین دلیل از وقتی کودک بود با ادبیات و شعر آشنا شد و همین موضوع یکی از عواملی بود که وی را برای ورود به حوزه شعر و ترانه علاقه‌مند کرد.

    یغما دربارهٔ سال‌های تحصیلاتش می‌گوید:
    دوران دبستان در مدرسه محمد باقر صدر خوندم، دورهٔ راهنمایی را در مدرسهٔ طالقانی و دبیرستان را مدرسهٔ مطهری که البته به دلایلی ۲ سال از تحصیل محروم شدم و بعد در مدرسه شبانه درس خوندم… من هیچ خاطره شیرینی از دوران مدرسه ندارم. چون آنقدر از مدرسه بدم می‌اومد که چیز شیرینی برام نداشت. همیشه از دیوار مدرسه می‌پریدم و فرار می‌کردم و …

    زندگی حرفه‌ای یغما گلرویی
    شروع کار یغما گلرویی در زمینهٔ شعر، با شعر سپید بود و کتاب‌های اولش در قالب شعر سپید منتشر گشت. اولین کسی که شعرهای یغما را اجرا کرد، امیر کریمی بود که در «آلبوم تا همیشه» چهار شعر از ترانه‌های او را ضبط نمود. اما اولین آلبومی که انتشار یافت، کاری از ناصر عبداللهی بود در «آلبوم دوستت دارم» که ۲ ترانه از یغما در آن بود.

    یغما گلرویی پس از نامهٔ خداحافظی خود از دنیای هنر مدتی بی سر و صدا به زندگی عادی ادامه داد اما شروع دوباره بر سرزبانها افتادن نام وی شروع کار با خوانندهٔ ایرانی ساکن در آلمان شاهین نجفی بود. در تاریخ ۱۰ اسفندماه ۱۳۹۰ چهارمین آلبوم شاهین نجفی با نام هیچ هیچ هیچ منتشر شد. این آلبوم که در مجموع دارای ده قطعه بود دو قطعهٔ آن توسط یغما گلرویی سراییده شده بود.

    یغما گلرویی در صحنه‌ها و رخدادهای اجتماعی حضوری ملموس دارد. در فروردین ماه ۱۳۹۳ خبر اعدام گروهبانی ایرانی با نام جمشید دانایی فر واکنش‌هایی را برانگیخت که یغما گلرویی هم با سرودن شعری با نام «این آسیاب به نوبت خون می‌گردد» انزجار خود را از این حرکت نشان داد.

    آثار یغما گلرویی
    از یغما گلرویی آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلم‌نامه و غیره منتشر شده است و ترانه‌های او توسط خوانندگانی چون شادمهر عقیلی ،سیاوش قمیشی، امیر کریمی، حسن شماعی زاده، امید، شاهین نجفی، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبدالهی، قاسم افشار، سعید شهروز، رضا یزدانی و چند خواننده دیگر اجرا شده است. ترانهٔ «تصور کن» که در آلبوم روزهای بی‌خاطرهٔ سیاوش قمیشی اجرا شد و ترانه ستاره که توسط شادمهر عقیلی در آلبوم آدم و حوا اجرا شد معروف‌ترین ترانه‌های او است.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت طلا

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    مجموعه شعرها و ترانه‌های یغما گلرویی
    – رانندگی در مستی (در ایران مجوز چاپ نیافت و در آلمان منتشر شد)
    – باران برای تو می‌بارد (مجموعه شعر چاپ پنجم زمستان سال ۱۳۹۲)
    – گریه‌های گربه خاکستری (مجموعه شعر چاپ نشد)
    – دیوارنوشته‌های انفرادی (مجموعه شعر چاپ نشد)
    – چپق صلح (مجموعه شعر)
    – تصور کن (پنجمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۶)
    – هایکوهای زندان (مجموعه شعرهای کوتاه چاپ نشد)
    – ما رُ ببخشین! آقای دیکتاتور! (مجموعه شعر چاپ نشد)
    – رقص در سلول انفرادی (چهارمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۴)
    – بی سرزمین تر از باد (سومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۲)
    – اینجا ایران است و من تو را دوست می‌دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۱)
    – تنها برای تو می‌نویسم، بی بی باران (دومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۰)
    – پرنده بی پرنده (نخستین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۷۹)
    – فاصله (سیاوش قمیشی مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۰)
    – مگر تو با ما بودی!؟ (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۸)
    – گفتم بمان! نماند… (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۷)
    – آهنگ یه دختر (خواننده ابی و شادمهر ۱۳۹۲)
    – من رؤیایی دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۹۳)

    داستان، فیلم‌نامه، مجموعه‌نامه
    – مسیح سرگردان
    – سلام! خانم رنگین کمان!
    – زنجیری (فیلم‌نامه)
    – پوکه (فیلم‌نامه)

    برخی از ترجمه‌های یغما گلرویی
    – جهان در بوسه‌های ما زاده می‌شود، اشعار شاعران جهان
    – فرشته‌ای در کنارِ توست!، شعرهای مارگوت بیکل، با همکاری ندا زندیه
    – دو فنجون قهوه، دو نخ سیگار، شل سیلور استاین
    – باران یعنی: تو بر می‌گردی!، نزار قبانی
    – نه! نمی‌خواهم ببینمش… ، فدریکو گارسیا لورکا
    – آوازهای کولی، فدریکو گارسیا لورکا

    – و ….

     

    اشعار یغما گلرویی

     

    اشعار یغما گلرویی

     

    تو را دوست می دارم
    به سان کودکی
    که آغوش گشوده ی مادر را!
    شمع بی شعله ای
    که جرقه را!
    نرگسی
    که آینه ی بی زنگار چشمه را!
    تو را دوست می دارم
    به سان تندیس میدانی بزرگ،
    که نشستن گنجشک کوچکی را بر شانه اش
    و محکومی
    که سپیده ی انجام را!
    تو را دوست می دارم!
    به سان کارگری
    که استواری روز را،
    تا در سایه ی دیوار دست ساز خویش
    قیلوله کند!
    یغما گلرویی

    من رؤیایی دارم، رؤیای آزادی
    رؤیای یک رقصِ بی‌وقفه از شادی
    من رؤیایی دارم، از جنسِ بیداری
    رؤیای تسکینِ این دردِ تکراری
    دردِ جهانی که از عشق تهی می‌شه
    دردِ درختی که می‌خشکه از ریشه
    دردِ یه کودک که تو چرخه‌ی کاره
    یا دردِ اون زن که محکومِ آزاره
    تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
    درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
    رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
    دنیای بی‌کینه… رؤیای من اینه
    من رؤیایی دارم، رؤیای رنگارنگ
    رؤیای دنیایی سبز و بدونِ جنگ
    من رؤیایی دارم که غیرممکن نیست
    دنیایی که پاکه از تابلوهای ایست
    دنیایی که بمب و موشک نمی‌سازه
    موشک روی خوابِ کودک نمی‌ندازه
    دنیایی که تو اون زندونا تعطیلن
    آدم‌ها به جرمِ پرسش نمی‌میرن.
    تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
    درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
    رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
    دنیای بی‌کینه… رؤیای من اینه
    من رؤیایی دارم، رؤیای آرامش
    رؤیای دنیای بی‌مرز و بی‌ارتش
    من رؤیایی دارم، رؤیای خوشبختی
    رؤیای دنیایی بی‌نفرت و سختی
    بی‌ترسِ سرنیزه، بی‌وحشتِ باطوم
    هر آدمی شاد و هر ظالمی محکوم
    دنیایی که توش پول اربابِ مردم نیست
    قحطیِ لبخند و ایمان و گندم نیست
    تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
    درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
    رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه
    دنیای بی‌کینه… رؤیای من اینه
    یغما گلرویی

    بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسم
    می ترسم از صدای این سکوت سکسکه ساز
    می دانم ! عزیز
    می دانم که اهالی این حدود حکایت
    مدام از سوت قطار و سقوط ستاره می گویند
    اما تو که می دانی
    زندگی تنها عبور آب و شکفتن شقایق نیست
    زندگی یعنی نوشتن یاس و داس و ستاره در کنار هم
    زندگی یعنی دام و دانه در دامنه ی دم جنبانک
    زندگی یعنی باغ و رگ و بی پناهی باد
    زندگی یعنی دقایق دیر راه دور دبستان
    زندگی یعنی نوشتن انشایی درباره ی پرده ها و پنجره ها
    زندگی تکرار تپش های ترانه است
    بیا و لحظه یی بالای همین بام بی بادبادک و بوسه بنشین
    باور کن هنوز هم می شود به پاکی قصه های مادربزرگ هجرت کرد
    دیگر نگو که سیب طلای قصه ها را
    کرم های کوچک کابوس خورده اند
    تنها دستت را به من بده
    و بیا
    یغما گلرویی

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت خودرو

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از خانه بیرون بیا تا زیبا شود این شهر،

    تا درخت‌های دودگرفته‌ی خیابانِ پهلوی سابق

    دوباره جوانه بزنند

    و جوی‌های لب‌ریز بطری‌های خالی آب معدنی

    از نو

    طعمِ شیرین آبِ قنات را تجربه کنند !

    تا آبی شود این آسمانِ خاکستری

    و تابلوهای نمایش‌گرِ آلوده‌گی هوا

    از خوشی به رقص در بیایند !

    از خانه بیرون بیا!

    بگذار نیمکت‌های آن پارک قدیمی

    با یک‌دیگر به جنگ برخیزند

    تا تو قهرمانشان را انتخاب کنی برای نشستن !

    بگذار کودکان پشتِ چراغ قرمز‌ها

    تمام اسفندهاشان را در آتش بریزند

    از شوقِ آمدنت !

    بگذار فواره‌های تمام میدان‌ها دوباره قد بکشند

    و در تک تکِ کوچه‌ها

    بوی گل‌سرخ بپیچد…

    بی‌تو این شهر متروک است

    و تنها کلاغ‌های خاکستری

    آسمانش را هاشور می‌زنند…

    شهر و دیاری که بر دو پا راه می‌روی

    و مرزهای وطنم

    از عطرِ نفس‌های تو آغاز می‌شود!

    از خانه بیرون بیا تا خلاصم کنی

    از تبعید در شهری

    که زادگاهِ من است…

    این ترانه گواهیِ فوته، شاعرِ متن پیشِ رو مُرده

    بسکه هِی خواب دیده بیداره، بسکه رؤیاشو بالا آورده

    این شبیه دعای قبل از مرگ، این شروع یه اختتامیه‌س

    شکل آژیرِ قرمزه حرفام، تف به تسلیم، تف به آتش‌بس

    ایدز داره فرشته‌ی الهام، تن واژه کزاز می‌گیره

    یه سگِ هار توی لپ تاپه، دستای شعرو گاز می گیره

    روی مغزم اسید پاشیدن، نفسای مسیح بو می‌ده

    دیگه هر حرفِ با پدر مادر، مزه‌ی شاشِ بازجو می‌ده

    تنها هورا کشیدن آزاده! هایل هیتلر! هیتلرِ قدیس!

    زنده‌باد وعده‌های توخالی! زنده‌باد کیک! زنده باد ساندیس!

    کانگوروها تو کیسه شون گرگه، مامِ میهن سزارین می‌شه

    سوسکا به ریش کافکا می‌خندن، دختری هفت ساله زن می‌شه

    من به زخمام دخیل می بندم، باورم نیست که زمین صافه

    مرده‌شورم نمی‌بره دیگه، پاپ بی‌خود خداشو می‌لافه

    آرزوهامو ارث می‌ذارم، واسه نسلی که شاملو خونده

    یه کلیسا نشون بده که تنِ صدتا گالیله رو نسوزونده

    گول این چشم منجمد رو نخور! دستای من هنوز هم مُشتن

    خوش خیالن اونا که فکر کردن با قپانی ترانه‌مو کشتن

    برای مرگِ اون که با لبخند کتکم می‌زنه عزادارم

    من هنوزم به مرگ مشکوکم، من هنوزم تو گور بیدارم

    یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی…

    می‌دونم قهوه‌تو مثل قدیما تلخ می‌نوشی

    می‌دونم شب‌ها توی تختت کتابِ شعر می‌خونی

    کنارِ پنجره شادی با یه سیگار پنهونی

    هنوزم وقتی می‌خندی رو گونه‌ت چال می‌افته

    هنوزم چشم به راهِ یه سوارِ زیبای خفته

    هنوزم عینهو فیلما، یه عشق آتشین می‌خوای

    هنوزم روحِ «هـامـونو»، تو جسم «جیمزدین» می‌خوای…

    می‌دونم وقتی که بارون

    تو شب می‌باره بیداری!

    همون آهنگو گوش می‌دی،

    هنوز بارونو دوست داری!

    یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده‌ توی شالم

    بازم ردت رو می‌گیرن همه تو فنجون فالم

    تو وقتی شعر می‌خونی منو یادت میاد اصلن؟

    تو یادت موندن اون روزا که دیگه برنمی‌گردن؟

    همون روزا که از فیلم و شراب و شعر پر بودن

    یه کاناپه، دو تا گیلاس، تو و دیوونه‌گیِ من…

    بدون حالا بدون ‌تو یکی دلتنگه این گوشه،

    هنوزم قهوه‌شو تنها به عشقت تلخ می‌نوشه

    می‌دونم وقتی که بارون

    تو شب می‌باره بیداری!

    بازم «قمیشی» گوش می‌دی،

    هنوز بارونو دوست داری!

     

    کلمات کلیدی : از بگذار تا مجموعه ملیت (خواننده (در (دومین (سومین (سیاوش (فیلم‌نامه) (فیلم‌نامه) برخی (مجموعه (نخستین (پنجمین (چهارمین ) ) داستان، «آرمان» «آلبوم «احمدشاملو» «اعتماد»، «افشین «این «باور»، «ترانه «ترانهٔ «تصور «تهران» «جیمزدین» «حمید «خاطره‌های «خانه «دیوارنویسی» «سعید «سفرنامه»، «شبِ «شرق»، «شهرستانِ «عزت «علی «عمران «غزاله «فرج «فیلم «قمیشی» «محمدمختاری»، «مسعود «مهدی «مهر» «ناصرتقوایی» «نسرین «نسیم «نیلوفرلاری‌پو»، «هـامـونو»، «همشهری» «هوشنگ «گفتم «گلستان «گوهران»، «گیشا» «یغما «یلدا» ، ،سیاوش آب آبِ آبی آتش آتشین آتش‌بس ایدز آتنا آثار آخر آدم آدمی آدینه آرامش رؤیای آزاده آزادی رؤیای آزاره تعبیرِ آسمانِ آسیاب آشنا آغاز آغوش آقاخانی»، آقای آلبوم آلبومی آلمان آلوده‌گی آمدنت آن آنقدر آهنگ آهنگو آوازهای آورده این آژیرِ آینه ابتدایی ابراهیم‌نژاد» ابی اجتماعی اجرا اختتامیه‌س شکل ادامه ادبیات اربابِ ارث اردیبهشت ارومیه» از است است است این است مقالات است و است یغماگلرویی است بیا استاین استواری اسفندماه اسفندهاشان اسمت اسید اش و اشعار اصلن؟ تو اعتراض اعدام اعلام افتادن افشار، البته الهام، اما امید، امیر امیراصلانی»، انتخاب انتشار انجام اند تنها انزجار انشایی انفرادی اهالی او اوایل اول اولش اولین اون اونا اکنون سبک ای که ایران ایران»، ایرانی ایرانی پیشه ایرج ایست دنیایی ایمان این اینجا اینه اینه من اینه یغما با باباچاهی»، باد باد زندگی بادبادک بار باران بارون تو بارونو بازجو بازداشت بازدید بازسرایی بازی باطوم هر باعث باغ باقر بالا بالای بام بامدادِ باورم ببخشین ببینمش بدم بده بده و بدون بدونِ بر برام برانگیخت برای برخیزند تا برنمی‌گردن؟ همون برگزار بریزند از بزرگ، که بزرگتر بزنند و بسکه بطری‌های بعد بعدی بمان بمب بمباران بندم، بنشین باور به بهمن بهنود»، بو بود بود یغما بودن یه بودی؟ بوسه بوسه‌های بپیچد بی‌تو بکشند و بی بیا بیا بگذار بیا یغما بیایند بیدارم یه بیداره، بیداری بازم بیداری همون بیداری رؤیای بیرون بیمارستان بیکل، بی‌ارتش من بی‌خاطرهٔ بی‌خود بی‌مرز بی‌نفرت بی‌وحشتِ بی‌وقفه بی‌کینه بی‌کینه دنیای تا تابلوهای تاریخ تاپه، تبعید تبعید» تجربه تحریریه تحصیل تحصیلاتش تختت تداوم تر ترانه ترانه» ترانه، ترانهٔ ترانه‌خوانی ترانه‌سرا» ترانه‌سرا، ترانه‌مو ترانه‌های ترجمه، ترجمهٔ ترجمه‌های ترسم ترسم می تسلیم، تسکینِ تشکیلِ تصور تعبیرِ تعطیلن آدم‌ها تف تلخ تمام تمامِ تن تندیس تنها تنِ تهی تو توانست توخالی توست، توسط توش توی تپش تک تکرار تکراری دردِ تکِ جدایی جرقه جرمِ جسم جعفری‌جوزانی، جلسات جلساتِ جمشید جمع‌آوری جمله جنبانک زندگی جنسِ جنگ جنگ من جهان جهان جهانی جوانه جواهر جوی‌های حالا حبیبی «یغماگلرویی» حدود حرفام، حرفه‌ای حرفِ حرکت حسن حضور حضوری حوا حوزه حکایت مدام خارج خاطره خاطرِ خالی خانم خانه خانهٔ خانواده خاکستری خاکستری آسمانش خاکستری و خبر خداحافظی خداشو خط‌خطی»، خفته هنوزم خلاصم خواب خوابِ خواند خواننده خواننده، خوانندهٔ خوانندگانی خواهری خود خودرو خورده خوشبختی رؤیای خوشی خون خوندم خوندم، خونده یه خویش قیلوله خیابان خیابانِ خیالن داد داد آثار دادنِ دارای دارد دارد در دارم دارم به دارم» دارم، داره داری داری یه دارینوش داس داستان، داشت، داشته دام دامنه دانایی دانم دانه دانی زندگی دبستان دبستان زندگی دبیرستان دبیرستانِ دختر دختری دخیل در درباره دربارهٔ درختی درخت‌های دردا دردامه درمونِ دردِ درس درمونِ درچند درگیری دست دستای دستت دعای دفترِ دقایق دلایلی دلتنگه دلیل دم دنیای دنیایی ده دهه دههٔ دهکدی دو دوباره دودگرفته‌ی دور دوران دورهٔ دوست دوستانِ دوستت دوم دیاری دیدار دیدارهای دیده دیر دیوار دیوارنوشته‌های دیوونه‌گیِ دیکتاتور دیگر دیگه دیگه، رؤیا رؤیاشو رؤیامه رؤیای رؤیای رؤیایی را را تو را شمع را نرگسی که را کرم را، تا راد، رانندگی راه راهنمایی راهِ راه‌اندازی رایانه رخدادهای ردت رضا رفت رفته رفتی رفت‌وآمد رقص رقصِ رنگارنگ رؤیای رنگین رو روحِ روز روزا روزانه روزهای روی رُ رگ ریش ریشه دردِ زاده زاده، زادگاهِ زخمام زده زرین‌پور زمستان زمین زمینهٔ زمینه‌های زن زنجیری زندان زنده زنده‌باد زندونا زندگی زندگینامه زندیه زنگار زنگنه، زیادی زیبا زیبای سابق دوباره ساز ساز می ساعت سال ساله سالگی‌اش سال‌ها سال‌های سان ساندیس کانگوروها ساکن سایه سبز ستاره سحر سختی بی‌ترسِ سر سراییده سرزبانها سرزمین سرقت سرنیزه، سرودن سرکوهی»، سرگردان سزارین سعید سفارشِ سقوط سلام سلول سه، سوارِ سوت سپید سپیده سکسکه سکوت سگِ سی سیاهی سیاه‌پوش»، سیاوش سیب سیلور سیلی سینما»، سینمایی سیگار سیگار، شاد شادمهر شادی شادی من شاشِ شاعر، شاعران شاعرِ شالم بازم شاملو شانه شاهین شب شبانه شبیه شب‌ها شد شد شد یغماگلرویی شد) شدم شدنش شده شده‌اند شراب شروع شروین شش ششمِ شعر شعر) شعر، شعرها شعرهای شعرو شعرِ شعری شعله شقایق شل شماره شماعی شهر شهر، تا شهروز، شهری که شود شوقِ شون شکفتن شیدایی»، شیرین شیرینی صافه مرده‌شورم صبح‌گاه صحنه‌ها صدا صدای صدتا صدر صفحات صلاحی»، صلح ضبط طالقانی طلا طلای ظالمی عادی عبداللهی عبدالهی، عبور عزادارم من عزیز می عشق عشقت عطرت عطرِ عقیلی علاقه علاقه‌مند علیزاده» عنوان عواملی عینهو غیرممکن غیره فاصله فالم تو فدریکو فر فرار فردیس فرشته‌ای فرشته‌ی فرمائید فرهاد فرهنگی فروردین فعالیت فنجون فواره‌های فوته، فکر فیزیکی فیلم فیلما، فیلم‌نامه فیلم‌نامه، قاسم قالب قبانی قبل قد قدیس زنده‌باد قدیما قدیمی با قرمزه قرمز‌ها تمام قصه قطار قطعه قطعهٔ قمیشی قمیشی، قنات قهرمانشان قهوه، قهوه‌تو قهوه‌شو قپانی قیمت لبخند لب‌ریز لحظه لعیا لورکا لورکا لپ مؤسسه ما مادر مادر، مادربزرگ مادرش مارگوت مامِ مانندِ ماه ماه»، مترجم، متروک متعددی متن متولد متون مثل مجبور مجموع مجموعه مجموعه‌نامه مجوز محتشم» محروم محمد محکوم دنیایی محکومِ محکومی که مدارس مدتِ مدتی مدرسه مدرسهٔ مراسم مرداد مردم مرزهای مرگ مرگ، مرگِ مزه‌ی مستند مستی مسیح مشکوکم، مصدق»، مصمم مطالبِ مطهری معدنی از معروف‌ترین مغزم ملموس من من بدون منتشر منجمد منو موسیقی موشک موضوع موندن مونده مونده‌ مُرده بسکه مُشتن خوش مکان مگر می میاد میدانی میدان‌ها میهن می‌افته هنوزم می‌اومد می‌بارد می‌باره می‌خشکه می‌خندن، می‌خندی می‌خوای می‌دونم می‌خوای هنوزم می‌خونی می‌خونی کنارِ می‌دارم می‌ده تنها می‌ده دیگه می‌دی، هنوز می‌ذارم، می‌روی و می‌زنند شهر می‌زنه می‌شه سوسکا می‌شه من می‌شه دردِ می‌شود از می‌شود، می‌لافه آرزوهامو می‌نوشه می‌دونم می‌نوشی می‌دونم می‌نویسم، می‌پریدم می‌کردم می‌گردد» می‌گردی، می‌گوید دوران می‌گیرن می‌گیره یه ناصر ناظم نام نامهٔ نامِ نجفی نجفی، نجفیان نحوهٔ نخ نخست نخستین نخور ندا ندارم نداشت نزار نسلی نسوزونده گول نشان نشد) نشدن نشریه نشریه‌هایی نشستن نشون نفسای نفس‌های نقل نماند نماند» نمایش‌گرِ نمود نمی‌بره نمی‌خواهم نمی‌سازه موشک نمی‌میرن تعبیرِ نمی‌ندازه دنیایی نه نو طعمِ نوبت نوشتن نویسنده نویسنده سال‌های نویسندگانی نگو نیافت نیز نیست نیست تعبیرِ نیست دنیایی نیست زندگی نیست قحطیِ نیمکت‌های ها ها زندگی هار هاشور های هایل هایکوهای هجرت هر هراز»، هفت هفتاد هفتاد، هم هم زندگی همان همراه همراهِ همه همچنین همکاری همکلاسش همیشه همیشه» همین هنر هنری هنوز هنوزم هوا از هورا هِی هیتلر هیتلرِ هیچ و واسه واژه واکنش‌هایی ورود وطنم از وعده‌های وقتی وی پا پارک پاشیدن، پاپ پاپ لقب پاکه پاکی پاییز پدر پدرش پدری پر پرده پرسش پرنده پس پشتِ پناهی پنج پنجره پنجم پنهونی هنوزم پهلوی پول پوکه پیدا پیشِ چال چاپ چراغ چرخه‌ی چشم چشمه چند چهار چهارمین چون چپق چیز کابوس کار کاره یا کارگردانیِ کارگری که کاری کافکا کاناپه، کتاب کتابِ کتاب‌های کتکم کرج کرد کرد یغما کرد دیگر کرد، کردن کرده کریمی کریمی، کزاز کسی کشتن برای کشیدن کلاغ‌های کلام، کلیسا کمان کن کن» کنار کنارِ کند کند یغما کنند کنی کنی از که کوتاه کودک کودکان کودکی که کوشید کولی، کوچه‌ها بوی کوچک کوچکی کیسه کیک گارسیا گاز گالیله گربه گرداندن گروهبانی گرگه، گریه‌های گشت گشوده گفتم گلایل همسر گلرویی گلرویی گلرویی گلرویی بی گلرویی من گلرویی بیوگرافی گلرویی تو گلرویی یغماگلرویی گلرویی از گلرویی زادروز گلرویی شروع گلرویی» گل‌سرخ گنجشک گندم گواهیِ گور گوش گوشه، هنوزم گوشی می‌دونم گونه‌ت گویند اما گیره روی گیلاس، ی یادت یادداشت یاس یافت، یداللهی»، یزدانی یعنی یغما یغماگلرویی یه یک یکی یک‌دیگر یی ‌تو … زندگی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “یغما گلرویی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.