شعر شب یلدا از مریم اسدی

شعر شب یلدا از مریم اسدی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شب یلدا از مریم اسدی
  •  

    شعر شب یلدا از مریم اسدی

    شعر شب یلدا از مریم اسدی

     

    عاشق رنگ سیاهِ شب یلـدام
    آخه از روشنـی هیچ خیری ندیــدم

    عاشق تلخــیِ انتهــایِ عشقــم
    حالا که به آخــر قصـه رسیــدم

    عاشق رنگ شب و رنـگ غروبــم
    عاشق مرگ دقیقه های خوبــم

    با تمــوم اشتیـاقـم آروم آروم
    به در بستـه ی بی کسـی مـی کوبـم

    عاشق شبــای دلمــردگـی هستـم
    عاشق تنهــایی و خستگــی هستـم

    حالا که این زنـدگـی شبیه مرگـه
    بی امون عاشق این زنـدگی هستـم

    خنـده داره دیگـه دلسـوزی به حـالم
    خط کشیـدم روی روزای محـــالم

    همه ی آینـده ی من واسه ی تو
    من فقـط گذشتـه مونــده تو خیـــالم

    تنهـایی سهم منـه خیلــی عـــزیزه
    نمــی خوام کسی اونو ازم بگیــره

    دیگـه تنهاییمو به دنیــا نمــی دم
    نمی زارم دل تنهاییــم بمیــره

    تو و اون چشمای روشن به سلامـت
    لحظــه ها رو می کُشــم تو قابِ ساعت

    عاشق سیاهیـم ، عاشق غربت
    خسته ام از تو و این همه خیــانت
    … عاشق رنگ سیاهِ شب یلـدام …

     

    کلمات کلیدی : ، آخــر آروم آروم به آینـده از ازم اسدی اشتیـاقـم ام امون انتهــایِ اون اونو این با بستـه بمیــره به بگیــره بی تلخــیِ تمــوم تنهاییــم تنهاییمو تنهـایی تنهــایی تو تو من حالا حـالم خط خستگــی خنـده خوام خوبــم خیری خیــانت خیـــالم خیلــی داره در دقیقه دل دلسـوزی دلمــردگـی دم نمی دنیــا دیگـه رسیــدم رنـگ رنگ رو روزای روشن روشنـی روی زارم زنـدگـی زنـدگی ساعت سلامـت لحظــه سهم سیاهِ سیاهیـم شب شبــای شبیه شعر عاشق عشقــم حالا عـــزیزه نمــی غربت خسته غروبــم عاشق فقـط قابِ قصـه محـــالم مرگ مرگـه بی مریم مـی من منـه مونــده می ندیــدم نمــی ها های هستـم هستـم عاشق همه هیچ و واسه چشمای کسـی کسی کشیـدم که کوبـم کُشــم گذشتـه ی یلدا یلـدام یلـدام آخه

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شب یلدا از مریم اسدی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.